ایران شهرساز را در تلگرام دنبال کنید

[-]
[-]

پشتیبانی 09120592515 ایمیل: iranshahrsaz@yahoo.com

[-]
[-]
امتیاز موضوع:
  • 39 رأی - میانگین امتیازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
1
نظام اداری هخامنشی در كتیبه های گلی یك موزه

نور آفتابی كه بر ویرانه های باشكوه و وهم انگیز تخت جمشید می تابد در تالارهای بدون سقف و دیواره منعكس می شود. ایرانیان هنوز به ارزش بی بدیل این معماری شكوهمند واقف نیستند و به همین دلیل چیز زیادی از فریادهای ارنست هرتسفلد نمی فهمند.
اين مرد آلمانى الاصل ناگهان از شادى فرياد مى كشد و با لذت به قطعات گلى اى نگاه مى كند كه يكى يكى از خاك باستانى اتاقى كه مربوط به باروى تخت جمشيد است بيرون مى آيند او حالا مقابل كشف بزرگ قرار گرفته. تاريخ پس از قرن ها رازى را بر آدم هاى عصر جديد افشا مى كند. حدود ۳۰ هزار قطعه از شمال شرقى تخت جمشيد بيرون مى آيند و سپس براى مطالعه به مؤسسه شرق شناسى دانشگاه شيكاگو برده مى شوند. ايرانيان آن زمان نمى دانستند لوح هايى كه به بيرون از كشور برده شده اند ثابت خواهند كرد نياكانشان در دورانى به نام عصر هخامنشى زندگى اى به مراتب مدرن تر از اكنون داشتند.ايرانيان در سال ۱۳۰۲ خورشيدى، با صورتهاى آفتاب سوخته و لهجه هايى در حيرت امروزى شدن و ديروزى بودن در جست وجوى كشف نفت بودند.
سالها بعد، درسال ۱۳۸۴ خورشيدى، ما روبروى اين الواح مى ايستيم. الواحى با خط ميخى عيلامى. چگونه مى توان باور كرد اين تفكر مدرن متعلق به حدود ۲۵۰۰ سال پيش است.
رازهاى كتيبه باستانى
در نمايشگاهى كه چندى پيش در طبقه دوم ساختمان موزه ايران باستان برپا شد تعدادى از اين گل نوشته ها به نمايش درآمد. خطوط درهم و برهم لوح ها نشان مى داد در زمان حكومت هخامنشيان نظام ادارى چگونه شكل مى گرفت.بسيارى از اين كتيبه ها داراى نقش و مهر هستند. مهرها مربوط به مقاماتى اند كه با ممهور كردن كتيبه ها به آنها سنديت مى بخشيدند. درست مثل مهركردن نامه هاى امروزى. شايد باور آن سخت باشد ولى همه چيزاز نظمى برنامه ريزى شده حكايت دارد. الواحى كه امروز مى توان روبروى آنها ايستاد و نگاهشان كرد روزى (در قرن ها پيش) دردستان مردان يا زنانى بوده كه بخشى از امپراتورى بزرگ را تشكيل مى داده اند. شاهرخ رزمجو، سرپرست مركز پژوهش هاى هخامنشى موزه ملى ايران مى گويد:«اين گل نوشته ها مربوط به زمانى است كه هنوز استفاده از سكه به عنوان پول( به طور كامل) مرسوم نشده بود و داريوش تازه داشت مقدمات ضرب سكه را فراهم مى كرد. بنابراين پرداخت ها به صورت پرداخت موادغذايى به عنوان مواجب انجام مى شد.آن زمان تهران تقريباً هيچ بود و آدم هاى دنيا در ابتداى راه طولانى تولد يك نظام ادارى مدرن قرار داشتند و تخت جمشيد مركز اين زايش بزرگ جهانى بود. از نظر رزمجو، كتيبه هاى مورد بحث، نوشته هاى رسمى سلطنتى نيستند بلكه اسناد ادارى هستند كه مى توان توسط آنها دريافت سازمان امپراتورى هخامنشى چگونه اداره مى شد؛ «در لوحهاى سلطنتى تنها عقايد حكومت و فرمان ها مدنظر قرار داشت.»اسناد گلى به نمايش گذاشته شده مربوط به فارس دوره هخامنشى مى شود. فارس به معناى سرزمين پارس و نه استان فارس كنونى.سال گذشته، دكتر «گيل ستاين» مدير مؤسسه شرق شناسى دانشگاه شيكاگو ۳۰۰ قطعه از اين اسناد تاريخى را به ايران بازگرداند تا براى مدتى زير سقف هاى شيشه اى جلوى چشم ايرانيان نسل سال ۲۰۰۵ ميلادى قرار گيرند. آنها بار ديگر به سرزمينى بازگشتند كه موطن اصلى شان بود. روى برخى كتيبه ها و در كنار خط ميخى، نوشته هايى ديده مى شود كه با مركب نگاشته شده اند. اين نوشته ها به خط آرامى هستند. يعنى همان خطى كه خط و زبان ادارى هخامنشى به شمار مى رفت. رزمجو مى گويد: «اين نوشته ها نشان مى دهند يك بايگانى ديگر به خط آرامى از روى اين اسناد تهيه و نگهدارى شده تادر صورت از دست رفتن بخشى از اين اسناد ادارى، بايگانى دوم در دسترس باشد.»
هرچند باور گفته هاى اين كارشناس سخت است ولى نوشته هاى باستانى آن را ثابت مى كنند. آنها وجود دارند و شايد در سكوت خود مى خواهند پرده از رازى بردارند.
رودرروى مهر پدربزرگ كوروش
كوروش اول، پادشاه انشان و پدربزرگ كوروش كبير شايد هيچگاه فكر نمى كرد روزى آدمهاى قرن بيست و يك روبه روى نقشى بايستند كه متعلق به مهر او باشد. اين نقش مهر روى يك لوح بارو در سال بيست و دوم حكومت داريوش حك شده و در ضلع جنوبى نمايشگاه سنگ نوشته ها قرار دارد. لوح فوق از جمله اسناد پرداخت هايى است كه از طرف حكومت به پيروان دين هاى مختلف داده شده و از آن به عنوان مواجب دينى نام مى برند.مهرهاى مختلفى كه روى كتيبه ها حك شده كمك زيادى به دانستن هنر هخامنشى مى كند. مهرها نقش برجسته هاى زيادى دارند كه در نقش برجسته هاى هخامنشى ديده نمى شوند. علاوه بر آن نوشته ها نيز مى توانند به رمزگشايى رازهاى خفته در سكوت قرون منتهى شوند. در متن كتيبه ها مانند كتيبه اى كه مهر داريوش اول روى آن به چشم مى خورد پرداخت موادغذايى به آيين ها و دين هاى مختلف گزارش شده است. پرداخت هاى فوق به پرستشگاهها، خدايان، كوهها و رودهاى مقدس، روحانيون پارسى و عيلامى تقديم شده.اما اين پايان قصه وهم آلود الواح گلى نيست. در زمانى كه بسيارى ملل دنيا چيزى به نام حق براى زنان قايل نبودند و آنان را كالايى بيش نمى شمردند، كتيبه ها راز ديگرى را فاش مى كنند. سرپرست مركز پژوهش هاى هخامنشى موزه ملى ايران به لوح هايى اشاره مى كند كه مربوط به مواجب مادران است. به كارمندان زنى كه براى دولت كار مى كردند پس از زايمان مواجب ويژه داده مى شد.از سويى اگرچه مواجب زنان معادل يك دوم مواجب مردان بود ولى اگر زنى به مسؤوليت خاصى مى رسيد سه برابر مردان مواجب دريافت مى كرد.»كتيبه ها از واقعيات سخن مى گويند. شايد تاريخ سرشار از اغراق هاى تاريخ نويسان باشد ولى نوشته هاى روى كتيبه ها از درون يك حكومت نظام يافته به ما رسيده اند و به همين دليل مى توان با تكيه بر آنها خالصى و ناخالصى تاريخ را تشخيص داد. مانند آنچه اكنون در مورد حسابسرى سالانه عصر هخامنشى مى دانيم.در گوشه اى از نمايشگاه لوحى وجود دارد كه ثابت مى كند آنها از يك سيستم پيشرفته حسابرسى استفاده مى كرده اند. اين لوح شبيه دفترهاى بستانكار - بدهكار امروزى است كه تمامى اطلاعات ساليانه در آن ثبت مى شده تا اختلاف حسابها، كاستى ها و كم كارى هاى احتمالى مشخص شوند. در كنار اين لوح ديدنى، نمونه اى از دفاتر بستانكار - بدهكار امروزى گذاشته اند و مخاطبان در حيرت از اين شباهت مى مانند. شباهتى كه فاصله آن بيش از دو هزار سال است. چندى پيش رئيس موزه لوور فرانسه به تهران آمد. او نتوانست تعجب خود را از وجود چنين گنجينه اى پنهان كند؛ «چقدر عجيب!!!» راستى مرد شماره يك موزه بزرگى مانند لوور در آن لحظه دقيقاً به چه فكر مى كرد؟زمان زيادى از برداشته شدن قانون مجازات با گيوتين نمى گذرد.
تأييد كيفيت كالا در عصر باستان
تعدادى از لوح هاى گلى اشاره به پرداخت هايى دارند كه به چاپارها داده مى شد. از نظر رزمجو اين متن ها اشاره به كهن ترين پرداخت هايى دارد كه به سيستم دولتى پستى داده مى شد. حتى اسبهاى چالاك سيستم پستى نيز سهميه جداگانه داشته اند. قطعاتى از گل نوشته هاى باروى تخت جمشيد كه در ايران به تازگى طبقه بندى شده به عنوان فعاليت متخصصان ايرانى به نمايش درآمده. سفال شكسته كشف شده به همراه اين مجموعه مدركى است كه نشان مى دهد لوحهادرون كوزه هاى سفالى نگهدارى مى شده اند. داستان عجيبى است. محموله هاى ارسالى، علاوه برآنكه مهر مى خوردند به شكلى ديگر نيز كنترل مى شدند. اگر مهر محموله به مهر اصلى مطابقت نداشت آنگاه در مى يافتند كه حامل آنها در حفظ امانت خيانت كرده. شكسته شدن اين پلمب به معناى نداشتن كيفيت لازم كالابود. چنين مهرهايى چه چيزى به خاطر مى آورد؟ آيا شبيه مهرهاى كيفيت كالاى فعلى نيست؟ چندماه پيش قلمى كشف شد كه به دوره پروتو عيلامى تعلق دارد. هخامنشيان الواح گلى را در دست مى گرفتند و با اين قلم ها روى آنها مى نوشتند. قلم فوق را مى شود در نمايشگاه ديد و شايد حتى بتوان با كمى دقت اثر دستى را كه روزگارى با آن در بخشى از امپراتورى بزرگ پارس كار مى كرده روى آن حس كرد.
رزمجو، تكه گلى را دست مى گيرد و باقلمى كه نوك آن به شكل قلم هاى عصر هخامنشى درست شده به خط ميخى عيلامى مى نويسد: «داريوش». خطى كه سرشار ازهجاهاى مختلف است. حدود ۳ سال پيش، ۳۵هزار قطعه خردشده توسط تيم تخصصى مركز پژوهشهاى هخامنشى موزه ملى طبقه بندى شده و يك جعبه از آنها به نمايش در آمده. شايد با كنار هم قرارگرفتن اين قطعات شكسته رازهاى جديدى فاش شوند. رازهايى كه [چه بخواهيم و چه نخواهيم] متعلق به تاريخ اين سرزمين است. درست مثل مواجبى كه به مسافران داده مى شد. نام مناطقى چون قندهار، هند، مصر، سارو (در آسياى صغير) ، شوش و كرمان به چشم مى خورد.كتيبه ها ثابت مى كنند على رغم باور عموم، تخت جمشيد بيشتر يك مركز بزرگ ادارى بوده كه «پرنكه» عموى داريوش نظارت بر سيستم هاى اجرايى آن را برعهده داشته . تصويرى از پرنكه ، مرد شماره دو امپراتورى داريوش نيز در حجارى هاى باستانى وجود دارد.
وقتى اسكندر گره ها را سوزاند
قرنها مى گذرد. سالهاى بسيار كه حوادث بيشمارى بر ايران گذاشت.اگر برخى سعى دارند اسكندر را يك قديس تاريخى معرفى كنند اما ويرانه هاى تخت جمشيد چيز ديگرى را نشان مى دهند. گل نوشته ها داراى ريسمانهايى بوده اند كه از ميان لوح رد مى شده اند. رزمجو مى گويد: «نمونه هايى از اين ريسمانها كه در آتش سوزى تخت جمشيد سوخته و از داخل برخى قطعات بيرون آمده دراين نمايشگاه ديده مى شود.»گره اى كوچك نيز در نمايشگاه وجود دارد. گره اى كه دوران حمله اسكندر را به خود ديده و حالا در آرامش موزه، شايد خواب لوحى را مى بيند كه روزى به آن وصل بود. گاه گره هاى كوچك چه سرنوشت بزرگى دارند. چند تار موى انسان نيز همراه اين گل نوشته ها كشف شده كه مى توانند با همه ظرافت، جزء بزرگى از تاريخ باشند.در بخشى ديگر نامهاى ادارى و حكومتى از سوى كارگزاران حكومتى هخامنشى ديده مى شود كه درون آنها دستور پرداخت به افراد مختلف [از جمله دختر داريوش] داده شده كه كاتب و رساننده آن نيز در زير لوح نوشته شده. دراين متن چنين آمده: « به جمشيد شراب بربگوييد، پرنكه (عموى داريوش) چنين گفته: ۲۰۰ مريش شراب براى شاهدخت «ايرتشدونه» داده شود. شاه اين دستور را داده است . ماه يكم سال نوزدهم پادشاهى داريوش. انسوكه (متن را ) نوشت . «مزره » پيام را رسانيد.»شراب و جو در آن زمان به عنوان كالاهايى با ارزش محسوب مى شدند كه قابليت معامله پاياپاى را داشتند.
كتيبه ها را بيدار نكن
كتيبه ها ثابت مى كنند هيچ اثرى از برده دارى و استفاده از نيروى كار اسيرى در ايران باستان وجود نداشته و اين دقيقاً نقطه مقابل برخى رفتارهاى يونانيان است كه خود را حامل تمدن درخشان زمان مى دانستند. كتيبه ها بار ديگر به درون مركز پژوهشها باز مى گردند تا دوباره خوانده شوند. شايد اين بار به نكات تازه اى دست يابيم . كتيبه ها بار ديگر در سكوت خود غوطه مى خورند در حالى كه حالا ديگر وظيفه شان را انجام داده اند. اكنون مى دانيم در نظام ادارى هخامنشى چه اتفاقى افتاده. بى هيچ تعصب كاذبى . لوح ها دوباره به خواب رفته اند. بيدارشان نكن. دارندخواب يك روز قبل از آتش سوزى اسكندر را مى بينند.
به نقل از نظام اداری هخامنشی در كتیبه های گلی یك موزه
نور آفتابی كه بر ویرانه های باشكوه و وهم انگیز تخت جمشید می تابد در تالارهای بدون سقف و دیواره منعكس می شود. ایرانیان هنوز به ارزش بی بدیل این معماری شكوهمند واقف نیستند و به همین دلیل چیز زیادی از فریادهای ارنست هرتسفلد نمی فهمند.
اين مرد آلمانى الاصل ناگهان از شادى فرياد مى كشد و با لذت به قطعات گلى اى نگاه مى كند كه يكى يكى از خاك باستانى اتاقى كه مربوط به باروى تخت جمشيد است بيرون مى آيند او حالا مقابل كشف بزرگ قرار گرفته. تاريخ پس از قرن ها رازى را بر آدم هاى عصر جديد افشا مى كند. حدود ۳۰ هزار قطعه از شمال شرقى تخت جمشيد بيرون مى آيند و سپس براى مطالعه به مؤسسه شرق شناسى دانشگاه شيكاگو برده مى شوند. ايرانيان آن زمان نمى دانستند لوح هايى كه به بيرون از كشور برده شده اند ثابت خواهند كرد نياكانشان در دورانى به نام عصر هخامنشى زندگى اى به مراتب مدرن تر از اكنون داشتند.ايرانيان در سال ۱۳۰۲ خورشيدى، با صورتهاى آفتاب سوخته و لهجه هايى در حيرت امروزى شدن و ديروزى بودن در جست وجوى كشف نفت بودند.
سالها بعد، درسال ۱۳۸۴ خورشيدى، ما روبروى اين الواح مى ايستيم. الواحى با خط ميخى عيلامى. چگونه مى توان باور كرد اين تفكر مدرن متعلق به حدود ۲۵۰۰ سال پيش است.
رازهاى كتيبه باستانى
در نمايشگاهى كه چندى پيش در طبقه دوم ساختمان موزه ايران باستان برپا شد تعدادى از اين گل نوشته ها به نمايش درآمد. خطوط درهم و برهم لوح ها نشان مى داد در زمان حكومت هخامنشيان نظام ادارى چگونه شكل مى گرفت.بسيارى از اين كتيبه ها داراى نقش و مهر هستند. مهرها مربوط به مقاماتى اند كه با ممهور كردن كتيبه ها به آنها سنديت مى بخشيدند. درست مثل مهركردن نامه هاى امروزى. شايد باور آن سخت باشد ولى همه چيزاز نظمى برنامه ريزى شده حكايت دارد. الواحى كه امروز مى توان روبروى آنها ايستاد و نگاهشان كرد روزى (در قرن ها پيش) دردستان مردان يا زنانى بوده كه بخشى از امپراتورى بزرگ را تشكيل مى داده اند. شاهرخ رزمجو، سرپرست مركز پژوهش هاى هخامنشى موزه ملى ايران مى گويد:«اين گل نوشته ها مربوط به زمانى است كه هنوز استفاده از سكه به عنوان پول( به طور كامل) مرسوم نشده بود و داريوش تازه داشت مقدمات ضرب سكه را فراهم مى كرد. بنابراين پرداخت ها به صورت پرداخت موادغذايى به عنوان مواجب انجام مى شد.آن زمان تهران تقريباً هيچ بود و آدم هاى دنيا در ابتداى راه طولانى تولد يك نظام ادارى مدرن قرار داشتند و تخت جمشيد مركز اين زايش بزرگ جهانى بود. از نظر رزمجو، كتيبه هاى مورد بحث، نوشته هاى رسمى سلطنتى نيستند بلكه اسناد ادارى هستند كه مى توان توسط آنها دريافت سازمان امپراتورى هخامنشى چگونه اداره مى شد؛ «در لوحهاى سلطنتى تنها عقايد حكومت و فرمان ها مدنظر قرار داشت.»اسناد گلى به نمايش گذاشته شده مربوط به فارس دوره هخامنشى مى شود. فارس به معناى سرزمين پارس و نه استان فارس كنونى.سال گذشته، دكتر «گيل ستاين» مدير مؤسسه شرق شناسى دانشگاه شيكاگو ۳۰۰ قطعه از اين اسناد تاريخى را به ايران بازگرداند تا براى مدتى زير سقف هاى شيشه اى جلوى چشم ايرانيان نسل سال ۲۰۰۵ ميلادى قرار گيرند. آنها بار ديگر به سرزمينى بازگشتند كه موطن اصلى شان بود. روى برخى كتيبه ها و در كنار خط ميخى، نوشته هايى ديده مى شود كه با مركب نگاشته شده اند. اين نوشته ها به خط آرامى هستند. يعنى همان خطى كه خط و زبان ادارى هخامنشى به شمار مى رفت. رزمجو مى گويد: «اين نوشته ها نشان مى دهند يك بايگانى ديگر به خط آرامى از روى اين اسناد تهيه و نگهدارى شده تادر صورت از دست رفتن بخشى از اين اسناد ادارى، بايگانى دوم در دسترس باشد.»
هرچند باور گفته هاى اين كارشناس سخت است ولى نوشته هاى باستانى آن را ثابت مى كنند. آنها وجود دارند و شايد در سكوت خود مى خواهند پرده از رازى بردارند.
رودرروى مهر پدربزرگ كوروش
كوروش اول، پادشاه انشان و پدربزرگ كوروش كبير شايد هيچگاه فكر نمى كرد روزى آدمهاى قرن بيست و يك روبه روى نقشى بايستند كه متعلق به مهر او باشد. اين نقش مهر روى يك لوح بارو در سال بيست و دوم حكومت داريوش حك شده و در ضلع جنوبى نمايشگاه سنگ نوشته ها قرار دارد. لوح فوق از جمله اسناد پرداخت هايى است كه از طرف حكومت به پيروان دين هاى مختلف داده شده و از آن به عنوان مواجب دينى نام مى برند.مهرهاى مختلفى كه روى كتيبه ها حك شده كمك زيادى به دانستن هنر هخامنشى مى كند. مهرها نقش برجسته هاى زيادى دارند كه در نقش برجسته هاى هخامنشى ديده نمى شوند. علاوه بر آن نوشته ها نيز مى توانند به رمزگشايى رازهاى خفته در سكوت قرون منتهى شوند. در متن كتيبه ها مانند كتيبه اى كه مهر داريوش اول روى آن به چشم مى خورد پرداخت موادغذايى به آيين ها و دين هاى مختلف گزارش شده است. پرداخت هاى فوق به پرستشگاهها، خدايان، كوهها و رودهاى مقدس، روحانيون پارسى و عيلامى تقديم شده.اما اين پايان قصه وهم آلود الواح گلى نيست. در زمانى كه بسيارى ملل دنيا چيزى به نام حق براى زنان قايل نبودند و آنان را كالايى بيش نمى شمردند، كتيبه ها راز ديگرى را فاش مى كنند. سرپرست مركز پژوهش هاى هخامنشى موزه ملى ايران به لوح هايى اشاره مى كند كه مربوط به مواجب مادران است. به كارمندان زنى كه براى دولت كار مى كردند پس از زايمان مواجب ويژه داده مى شد.از سويى اگرچه مواجب زنان معادل يك دوم مواجب مردان بود ولى اگر زنى به مسؤوليت خاصى مى رسيد سه برابر مردان مواجب دريافت مى كرد.»كتيبه ها از واقعيات سخن مى گويند. شايد تاريخ سرشار از اغراق هاى تاريخ نويسان باشد ولى نوشته هاى روى كتيبه ها از درون يك حكومت نظام يافته به ما رسيده اند و به همين دليل مى توان با تكيه بر آنها خالصى و ناخالصى تاريخ را تشخيص داد. مانند آنچه اكنون در مورد حسابسرى سالانه عصر هخامنشى مى دانيم.در گوشه اى از نمايشگاه لوحى وجود دارد كه ثابت مى كند آنها از يك سيستم پيشرفته حسابرسى استفاده مى كرده اند. اين لوح شبيه دفترهاى بستانكار - بدهكار امروزى است كه تمامى اطلاعات ساليانه در آن ثبت مى شده تا اختلاف حسابها، كاستى ها و كم كارى هاى احتمالى مشخص شوند. در كنار اين لوح ديدنى، نمونه اى از دفاتر بستانكار - بدهكار امروزى گذاشته اند و مخاطبان در حيرت از اين شباهت مى مانند. شباهتى كه فاصله آن بيش از دو هزار سال است. چندى پيش رئيس موزه لوور فرانسه به تهران آمد. او نتوانست تعجب خود را از وجود چنين گنجينه اى پنهان كند؛ «چقدر عجيب!!!» راستى مرد شماره يك موزه بزرگى مانند لوور در آن لحظه دقيقاً به چه فكر مى كرد؟زمان زيادى از برداشته شدن قانون مجازات با گيوتين نمى گذرد.
تأييد كيفيت كالا در عصر باستان
تعدادى از لوح هاى گلى اشاره به پرداخت هايى دارند كه به چاپارها داده مى شد. از نظر رزمجو اين متن ها اشاره به كهن ترين پرداخت هايى دارد كه به سيستم دولتى پستى داده مى شد. حتى اسبهاى چالاك سيستم پستى نيز سهميه جداگانه داشته اند. قطعاتى از گل نوشته هاى باروى تخت جمشيد كه در ايران به تازگى طبقه بندى شده به عنوان فعاليت متخصصان ايرانى به نمايش درآمده. سفال شكسته كشف شده به همراه اين مجموعه مدركى است كه نشان مى دهد لوحهادرون كوزه هاى سفالى نگهدارى مى شده اند. داستان عجيبى است. محموله هاى ارسالى، علاوه برآنكه مهر مى خوردند به شكلى ديگر نيز كنترل مى شدند. اگر مهر محموله به مهر اصلى مطابقت نداشت آنگاه در مى يافتند كه حامل آنها در حفظ امانت خيانت كرده. شكسته شدن اين پلمب به معناى نداشتن كيفيت لازم كالابود. چنين مهرهايى چه چيزى به خاطر مى آورد؟ آيا شبيه مهرهاى كيفيت كالاى فعلى نيست؟ چندماه پيش قلمى كشف شد كه به دوره پروتو عيلامى تعلق دارد. هخامنشيان الواح گلى را در دست مى گرفتند و با اين قلم ها روى آنها مى نوشتند. قلم فوق را مى شود در نمايشگاه ديد و شايد حتى بتوان با كمى دقت اثر دستى را كه روزگارى با آن در بخشى از امپراتورى بزرگ پارس كار مى كرده روى آن حس كرد.
رزمجو، تكه گلى را دست مى گيرد و باقلمى كه نوك آن به شكل قلم هاى عصر هخامنشى درست شده به خط ميخى عيلامى مى نويسد: «داريوش». خطى كه سرشار ازهجاهاى مختلف است. حدود ۳ سال پيش، ۳۵هزار قطعه خردشده توسط تيم تخصصى مركز پژوهشهاى هخامنشى موزه ملى طبقه بندى شده و يك جعبه از آنها به نمايش در آمده. شايد با كنار هم قرارگرفتن اين قطعات شكسته رازهاى جديدى فاش شوند. رازهايى كه [چه بخواهيم و چه نخواهيم] متعلق به تاريخ اين سرزمين است. درست مثل مواجبى كه به مسافران داده مى شد. نام مناطقى چون قندهار، هند، مصر، سارو (در آسياى صغير) ، شوش و كرمان به چشم مى خورد.كتيبه ها ثابت مى كنند على رغم باور عموم، تخت جمشيد بيشتر يك مركز بزرگ ادارى بوده كه «پرنكه» عموى داريوش نظارت بر سيستم هاى اجرايى آن را برعهده داشته . تصويرى از پرنكه ، مرد شماره دو امپراتورى داريوش نيز در حجارى هاى باستانى وجود دارد.
وقتى اسكندر گره ها را سوزاند
قرنها مى گذرد. سالهاى بسيار كه حوادث بيشمارى بر ايران گذاشت.اگر برخى سعى دارند اسكندر را يك قديس تاريخى معرفى كنند اما ويرانه هاى تخت جمشيد چيز ديگرى را نشان مى دهند. گل نوشته ها داراى ريسمانهايى بوده اند كه از ميان لوح رد مى شده اند. رزمجو مى گويد: «نمونه هايى از اين ريسمانها كه در آتش سوزى تخت جمشيد سوخته و از داخل برخى قطعات بيرون آمده دراين نمايشگاه ديده مى شود.»گره اى كوچك نيز در نمايشگاه وجود دارد. گره اى كه دوران حمله اسكندر را به خود ديده و حالا در آرامش موزه، شايد خواب لوحى را مى بيند كه روزى به آن وصل بود. گاه گره هاى كوچك چه سرنوشت بزرگى دارند. چند تار موى انسان نيز همراه اين گل نوشته ها كشف شده كه مى توانند با همه ظرافت، جزء بزرگى از تاريخ باشند.در بخشى ديگر نامهاى ادارى و حكومتى از سوى كارگزاران حكومتى هخامنشى ديده مى شود كه درون آنها دستور پرداخت به افراد مختلف [از جمله دختر داريوش] داده شده كه كاتب و رساننده آن نيز در زير لوح نوشته شده. دراين متن چنين آمده: « به جمشيد شراب بربگوييد، پرنكه (عموى داريوش) چنين گفته: ۲۰۰ مريش شراب براى شاهدخت «ايرتشدونه» داده شود. شاه اين دستور را داده است . ماه يكم سال نوزدهم پادشاهى داريوش. انسوكه (متن را ) نوشت . «مزره » پيام را رسانيد.»شراب و جو در آن زمان به عنوان كالاهايى با ارزش محسوب مى شدند كه قابليت معامله پاياپاى را داشتند.
كتيبه ها را بيدار نكن
كتيبه ها ثابت مى كنند هيچ اثرى از برده دارى و استفاده از نيروى كار اسيرى در ايران باستان وجود نداشته و اين دقيقاً نقطه مقابل برخى رفتارهاى يونانيان است كه خود را حامل تمدن درخشان زمان مى دانستند. كتيبه ها بار ديگر به درون مركز پژوهشها باز مى گردند تا دوباره خوانده شوند. شايد اين بار به نكات تازه اى دست يابيم . كتيبه ها بار ديگر در سكوت خود غوطه مى خورند در حالى كه حالا ديگر وظيفه شان را انجام داده اند. اكنون مى دانيم در نظام ادارى هخامنشى چه اتفاقى افتاده. بى هيچ تعصب كاذبى . لوح ها دوباره به خواب رفته اند. بيدارشان نكن. دارندخواب يك روز قبل از آتش سوزى اسكندر را مى بينند.
نظام اداری هخامنشی در كتیبه های گلی یك موزه
نور آفتابی كه بر ویرانه های باشكوه و وهم انگیز تخت جمشید می تابد در تالارهای بدون سقف و دیواره منعكس می شود. ایرانیان هنوز به ارزش بی بدیل این معماری شكوهمند واقف نیستند و به همین دلیل چیز زیادی از فریادهای ارنست هرتسفلد نمی فهمند.
اين مرد آلمانى الاصل ناگهان از شادى فرياد مى كشد و با لذت به قطعات گلى اى نگاه مى كند كه يكى يكى از خاك باستانى اتاقى كه مربوط به باروى تخت جمشيد است بيرون مى آيند او حالا مقابل كشف بزرگ قرار گرفته. تاريخ پس از قرن ها رازى را بر آدم هاى عصر جديد افشا مى كند. حدود ۳۰ هزار قطعه از شمال شرقى تخت جمشيد بيرون مى آيند و سپس براى مطالعه به مؤسسه شرق شناسى دانشگاه شيكاگو برده مى شوند. ايرانيان آن زمان نمى دانستند لوح هايى كه به بيرون از كشور برده شده اند ثابت خواهند كرد نياكانشان در دورانى به نام عصر هخامنشى زندگى اى به مراتب مدرن تر از اكنون داشتند.ايرانيان در سال ۱۳۰۲ خورشيدى، با صورتهاى آفتاب سوخته و لهجه هايى در حيرت امروزى شدن و ديروزى بودن در جست وجوى كشف نفت بودند.
سالها بعد، درسال ۱۳۸۴ خورشيدى، ما روبروى اين الواح مى ايستيم. الواحى با خط ميخى عيلامى. چگونه مى توان باور كرد اين تفكر مدرن متعلق به حدود ۲۵۰۰ سال پيش است.
رازهاى كتيبه باستانى
در نمايشگاهى كه چندى پيش در طبقه دوم ساختمان موزه ايران باستان برپا شد تعدادى از اين گل نوشته ها به نمايش درآمد. خطوط درهم و برهم لوح ها نشان مى داد در زمان حكومت هخامنشيان نظام ادارى چگونه شكل مى گرفت.بسيارى از اين كتيبه ها داراى نقش و مهر هستند. مهرها مربوط به مقاماتى اند كه با ممهور كردن كتيبه ها به آنها سنديت مى بخشيدند. درست مثل مهركردن نامه هاى امروزى. شايد باور آن سخت باشد ولى همه چيزاز نظمى برنامه ريزى شده حكايت دارد. الواحى كه امروز مى توان روبروى آنها ايستاد و نگاهشان كرد روزى (در قرن ها پيش) دردستان مردان يا زنانى بوده كه بخشى از امپراتورى بزرگ را تشكيل مى داده اند. شاهرخ رزمجو، سرپرست مركز پژوهش هاى هخامنشى موزه ملى ايران مى گويد:«اين گل نوشته ها مربوط به زمانى است كه هنوز استفاده از سكه به عنوان پول( به طور كامل) مرسوم نشده بود و داريوش تازه داشت مقدمات ضرب سكه را فراهم مى كرد. بنابراين پرداخت ها به صورت پرداخت موادغذايى به عنوان مواجب انجام مى شد.آن زمان تهران تقريباً هيچ بود و آدم هاى دنيا در ابتداى راه طولانى تولد يك نظام ادارى مدرن قرار داشتند و تخت جمشيد مركز اين زايش بزرگ جهانى بود. از نظر رزمجو، كتيبه هاى مورد بحث، نوشته هاى رسمى سلطنتى نيستند بلكه اسناد ادارى هستند كه مى توان توسط آنها دريافت سازمان امپراتورى هخامنشى چگونه اداره مى شد؛ «در لوحهاى سلطنتى تنها عقايد حكومت و فرمان ها مدنظر قرار داشت.»اسناد گلى به نمايش گذاشته شده مربوط به فارس دوره هخامنشى مى شود. فارس به معناى سرزمين پارس و نه استان فارس كنونى.سال گذشته، دكتر «گيل ستاين» مدير مؤسسه شرق شناسى دانشگاه شيكاگو ۳۰۰ قطعه از اين اسناد تاريخى را به ايران بازگرداند تا براى مدتى زير سقف هاى شيشه اى جلوى چشم ايرانيان نسل سال ۲۰۰۵ ميلادى قرار گيرند. آنها بار ديگر به سرزمينى بازگشتند كه موطن اصلى شان بود. روى برخى كتيبه ها و در كنار خط ميخى، نوشته هايى ديده مى شود كه با مركب نگاشته شده اند. اين نوشته ها به خط آرامى هستند. يعنى همان خطى كه خط و زبان ادارى هخامنشى به شمار مى رفت. رزمجو مى گويد: «اين نوشته ها نشان مى دهند يك بايگانى ديگر به خط آرامى از روى اين اسناد تهيه و نگهدارى شده تادر صورت از دست رفتن بخشى از اين اسناد ادارى، بايگانى دوم در دسترس باشد.»
هرچند باور گفته هاى اين كارشناس سخت است ولى نوشته هاى باستانى آن را ثابت مى كنند. آنها وجود دارند و شايد در سكوت خود مى خواهند پرده از رازى بردارند.
رودرروى مهر پدربزرگ كوروش
كوروش اول، پادشاه انشان و پدربزرگ كوروش كبير شايد هيچگاه فكر نمى كرد روزى آدمهاى قرن بيست و يك روبه روى نقشى بايستند كه متعلق به مهر او باشد. اين نقش مهر روى يك لوح بارو در سال بيست و دوم حكومت داريوش حك شده و در ضلع جنوبى نمايشگاه سنگ نوشته ها قرار دارد. لوح فوق از جمله اسناد پرداخت هايى است كه از طرف حكومت به پيروان دين هاى مختلف داده شده و از آن به عنوان مواجب دينى نام مى برند.مهرهاى مختلفى كه روى كتيبه ها حك شده كمك زيادى به دانستن هنر هخامنشى مى كند. مهرها نقش برجسته هاى زيادى دارند كه در نقش برجسته هاى هخامنشى ديده نمى شوند. علاوه بر آن نوشته ها نيز مى توانند به رمزگشايى رازهاى خفته در سكوت قرون منتهى شوند. در متن كتيبه ها مانند كتيبه اى كه مهر داريوش اول روى آن به چشم مى خورد پرداخت موادغذايى به آيين ها و دين هاى مختلف گزارش شده است. پرداخت هاى فوق به پرستشگاهها، خدايان، كوهها و رودهاى مقدس، روحانيون پارسى و عيلامى تقديم شده.اما اين پايان قصه وهم آلود الواح گلى نيست. در زمانى كه بسيارى ملل دنيا چيزى به نام حق براى زنان قايل نبودند و آنان را كالايى بيش نمى شمردند، كتيبه ها راز ديگرى را فاش مى كنند. سرپرست مركز پژوهش هاى هخامنشى موزه ملى ايران به لوح هايى اشاره مى كند كه مربوط به مواجب مادران است. به كارمندان زنى كه براى دولت كار مى كردند پس از زايمان مواجب ويژه داده مى شد.از سويى اگرچه مواجب زنان معادل يك دوم مواجب مردان بود ولى اگر زنى به مسؤوليت خاصى مى رسيد سه برابر مردان مواجب دريافت مى كرد.»كتيبه ها از واقعيات سخن مى گويند. شايد تاريخ سرشار از اغراق هاى تاريخ نويسان باشد ولى نوشته هاى روى كتيبه ها از درون يك حكومت نظام يافته به ما رسيده اند و به همين دليل مى توان با تكيه بر آنها خالصى و ناخالصى تاريخ را تشخيص داد. مانند آنچه اكنون در مورد حسابسرى سالانه عصر هخامنشى مى دانيم.در گوشه اى از نمايشگاه لوحى وجود دارد كه ثابت مى كند آنها از يك سيستم پيشرفته حسابرسى استفاده مى كرده اند. اين لوح شبيه دفترهاى بستانكار - بدهكار امروزى است كه تمامى اطلاعات ساليانه در آن ثبت مى شده تا اختلاف حسابها، كاستى ها و كم كارى هاى احتمالى مشخص شوند. در كنار اين لوح ديدنى، نمونه اى از دفاتر بستانكار - بدهكار امروزى گذاشته اند و مخاطبان در حيرت از اين شباهت مى مانند. شباهتى كه فاصله آن بيش از دو هزار سال است. چندى پيش رئيس موزه لوور فرانسه به تهران آمد. او نتوانست تعجب خود را از وجود چنين گنجينه اى پنهان كند؛ «چقدر عجيب!!!» راستى مرد شماره يك موزه بزرگى مانند لوور در آن لحظه دقيقاً به چه فكر مى كرد؟زمان زيادى از برداشته شدن قانون مجازات با گيوتين نمى گذرد.
تأييد كيفيت كالا در عصر باستان
تعدادى از لوح هاى گلى اشاره به پرداخت هايى دارند كه به چاپارها داده مى شد. از نظر رزمجو اين متن ها اشاره به كهن ترين پرداخت هايى دارد كه به سيستم دولتى پستى داده مى شد. حتى اسبهاى چالاك سيستم پستى نيز سهميه جداگانه داشته اند. قطعاتى از گل نوشته هاى باروى تخت جمشيد كه در ايران به تازگى طبقه بندى شده به عنوان فعاليت متخصصان ايرانى به نمايش درآمده. سفال شكسته كشف شده به همراه اين مجموعه مدركى است كه نشان مى دهد لوحهادرون كوزه هاى سفالى نگهدارى مى شده اند. داستان عجيبى است. محموله هاى ارسالى، علاوه برآنكه مهر مى خوردند به شكلى ديگر نيز كنترل مى شدند. اگر مهر محموله به مهر اصلى مطابقت نداشت آنگاه در مى يافتند كه حامل آنها در حفظ امانت خيانت كرده. شكسته شدن اين پلمب به معناى نداشتن كيفيت لازم كالابود. چنين مهرهايى چه چيزى به خاطر مى آورد؟ آيا شبيه مهرهاى كيفيت كالاى فعلى نيست؟ چندماه پيش قلمى كشف شد كه به دوره پروتو عيلامى تعلق دارد. هخامنشيان الواح گلى را در دست مى گرفتند و با اين قلم ها روى آنها مى نوشتند. قلم فوق را مى شود در نمايشگاه ديد و شايد حتى بتوان با كمى دقت اثر دستى را كه روزگارى با آن در بخشى از امپراتورى بزرگ پارس كار مى كرده روى آن حس كرد.
رزمجو، تكه گلى را دست مى گيرد و باقلمى كه نوك آن به شكل قلم هاى عصر هخامنشى درست شده به خط ميخى عيلامى مى نويسد: «داريوش». خطى كه سرشار ازهجاهاى مختلف است. حدود ۳ سال پيش، ۳۵هزار قطعه خردشده توسط تيم تخصصى مركز پژوهشهاى هخامنشى موزه ملى طبقه بندى شده و يك جعبه از آنها به نمايش در آمده. شايد با كنار هم قرارگرفتن اين قطعات شكسته رازهاى جديدى فاش شوند. رازهايى كه [چه بخواهيم و چه نخواهيم] متعلق به تاريخ اين سرزمين است. درست مثل مواجبى كه به مسافران داده مى شد. نام مناطقى چون قندهار، هند، مصر، سارو (در آسياى صغير) ، شوش و كرمان به چشم مى خورد.كتيبه ها ثابت مى كنند على رغم باور عموم، تخت جمشيد بيشتر يك مركز بزرگ ادارى بوده كه «پرنكه» عموى داريوش نظارت بر سيستم هاى اجرايى آن را برعهده داشته . تصويرى از پرنكه ، مرد شماره دو امپراتورى داريوش نيز در حجارى هاى باستانى وجود دارد.
وقتى اسكندر گره ها را سوزاند
قرنها مى گذرد. سالهاى بسيار كه حوادث بيشمارى بر ايران گذاشت.اگر برخى سعى دارند اسكندر را يك قديس تاريخى معرفى كنند اما ويرانه هاى تخت جمشيد چيز ديگرى را نشان مى دهند. گل نوشته ها داراى ريسمانهايى بوده اند كه از ميان لوح رد مى شده اند. رزمجو مى گويد: «نمونه هايى از اين ريسمانها كه در آتش سوزى تخت جمشيد سوخته و از داخل برخى قطعات بيرون آمده دراين نمايشگاه ديده مى شود.»گره اى كوچك نيز در نمايشگاه وجود دارد. گره اى كه دوران حمله اسكندر را به خود ديده و حالا در آرامش موزه، شايد خواب لوحى را مى بيند كه روزى به آن وصل بود. گاه گره هاى كوچك چه سرنوشت بزرگى دارند. چند تار موى انسان نيز همراه اين گل نوشته ها كشف شده كه مى توانند با همه ظرافت، جزء بزرگى از تاريخ باشند.در بخشى ديگر نامهاى ادارى و حكومتى از سوى كارگزاران حكومتى هخامنشى ديده مى شود كه درون آنها دستور پرداخت به افراد مختلف [از جمله دختر داريوش] داده شده كه كاتب و رساننده آن نيز در زير لوح نوشته شده. دراين متن چنين آمده: « به جمشيد شراب بربگوييد، پرنكه (عموى داريوش) چنين گفته: ۲۰۰ مريش شراب براى شاهدخت «ايرتشدونه» داده شود. شاه اين دستور را داده است . ماه يكم سال نوزدهم پادشاهى داريوش. انسوكه (متن را ) نوشت . «مزره » پيام را رسانيد.»شراب و جو در آن زمان به عنوان كالاهايى با ارزش محسوب مى شدند كه قابليت معامله پاياپاى را داشتند.
كتيبه ها را بيدار نكن
كتيبه ها ثابت مى كنند هيچ اثرى از برده دارى و استفاده از نيروى كار اسيرى در ايران باستان وجود نداشته و اين دقيقاً نقطه مقابل برخى رفتارهاى يونانيان است كه خود را حامل تمدن درخشان زمان مى دانستند. كتيبه ها بار ديگر به درون مركز پژوهشها باز مى گردند تا دوباره خوانده شوند. شايد اين بار به نكات تازه اى دست يابيم . كتيبه ها بار ديگر در سكوت خود غوطه مى خورند در حالى كه حالا ديگر وظيفه شان را انجام داده اند. اكنون مى دانيم در نظام ادارى هخامنشى چه اتفاقى افتاده. بى هيچ تعصب كاذبى . لوح ها دوباره به خواب رفته اند. بيدارشان نكن. دارندخواب يك روز قبل از آتش سوزى اسكندر را مى بينند.

آخرین ارسال های من :
موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده بازدید آخرین ارسال
  مسابقه طراحی ساختمان نظام مهندسی بوشهر با جوایز میلیونی kasrak 5,974 1390-10-16، 02:49 عصر
آخرین ارسال: mamad 70i
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
[-]
جستجو
جستجوی گوگل