ایران شهرساز را در تلگرام دنبال کنید

[-]
[-]

پشتیبانی 09120592515 ایمیل: iranshahrsaz@yahoo.com

[-]
[-]
امتیاز موضوع:
  • 27 رأی - میانگین امتیازات: 2.89
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
1
معنای معمار گونیگی و انگاره کانتی
معنای معمار گونیگی و انگاره کانتی :

کانت معنایی ویژه از معماری ـ معمارگونگی را مطرح کرده است و آن را عملیاتی برای آفرینش «نظام» می داند. این سوگیری کانتی، امر معمارانه را فعالیتی قلمداد می کند برای چرخش به سوی شبکه ای از ظرفیتهای گسترده برای بازگشایی یک "نظام"، نظامی که در یک صورت آزادانه، مخاطره "هماهنگی" ر ا دردرون خود می پذیرد، دست کم تا اینجا "هماهنگی" و یا همگونی به عنوان مخاطره، مسئله، و حتی یک اشتباه همچنان راهبرد نهایی است و به همان نسبت نیز می بایست از تعصب آمیز بودن و محدودیت زا بودن وحدت هماهنگی مقتدرانه جلوگیری کرد تا گستردگی نظام در مفهومی که مد نظر داریم نمایان گردد.

پس معماری تنها مبتنی بر آفرینش نظام به صورت کاملا هنجار مند نیست بلکه در درون خود دو صورت مخاطره آمیز را به همراه دارد که وابسته است به میزان و نوع الگوی "هماهنگی" که در درون خود نظام – نظام مندی اجازه حضور پیدا کرده است.
تلقی کانت یک قاعده ضروری است که بنیاد معماری را خارج ازحدود متافیزیک و یا تجربی و نیز ادراک معنایی ـ مفهومی مطرح می کند. پس می توان معمارانه بودن را به پشتوانه ی لحن کانتی ـ البته با احتیاط تخطی ناپذیرـ همچنان« دستگاه مندی» ومطابق باآن «هنرصنع دستگاهها» (مهارت آفرینش دستگاه) جمع بندی کرد.انگاره کانتی به شکلی موثراست که تغییرات فاقد قابلیت و«عادی» را به صورت «دانش» و یا الگویی که عناصر در آن قابلیت خود را باز می یابند، در آورد.این بازیافت نه یک بازیافت کارکردی و یا بنابر الگوی سودمندی قرار دارد، بلکه بازیافتی است برای زدودن هر آن چیزی که خارج ازناب بودگی اجتماعی آن قرار دارد.
از نظر کانت، معمارانه امکانی روش شناسی است که یعنی ایجاد« یگانگی دستگاهمندانه[ که] عبارت است از آن چیزی که شناخت عادی را در اصل به دانش تبدیل می کند، یعنی ازیک مجموعه محض شناخت، یک دستگاه می سازد». بدین ترتیب معمارگونگی به عنوان نظام یا دستگاهمندی، مشتمل بر عملیات گردآوری، مجموعه سازی و فراهم سازی ارتباط بر اساس مناسباتی ناب در میان اجزاء و عناصر است. مناسباتی که اولویتهای آن هنوز به صورت مفهوم، متعین ویا ارزش گذاری نشده است.از این رو تا جایی که این نفوذ ارزشها و اولویتهای غیر ناب نظام بودگی، که به عنوان ارزشهای مقدم وبا سازوکارهای آن قراردارند، نمی توانند خود را به عنوان تاثیرات داخلی مطرح سازند و همواره غیر نظام مند( غیر معارانه) باقی می مانند.
معمارانه بودن معماری، یعنی مستقیما نظام یافتگی عناصر ساختمانی بر حسب افزایش امکانات درونی و یا تکمیل سطح بنا به واسطه سازو کارهایی که می توانند هدفمندانه وضعیت ترکیب را در موقعیت دامنه یک نظام گردآوری کنند. پس معمارگونگی یک اجتماع سازی است، در هم تنیدگی و بافت یابی، معمارگونگی زیبا شناسانه پیوستن، و برای تفسیری افزایش یافته با نقاطی که تنها از خود معماری است. معمارگونگی همان امکان امری است که خود را در موضع به هم پیوسته برای افزایش قابلیت ویا توان فضایی (مکانی ـ زمانی) قرار می دهد.
نظام گونگی می تواند همواره به عنوان شاخصه ای از« کمال» و یا در مجموع برتری زیبا شناسانه را در بر داشته باشد. اما اگر بخواهیم از جذابیت مفهومی ـ معنایی این "واژه" بکاهیم ویا به واقع آن را در رویکری که موقعیت "استعلایی" خود را در عین فقدان محتوی ای سبب می شود، مورد خوانش قرار دهیم می توانیم همزمان مفهومی از کمال را فارق از جایگاهی منوط به داعیه های معنایی منتقل کنیم. بدون شک مطلب همچنان درافقی از اندیشه کانت مداومت می یابد. کانت در باب اول "فلسفه فضیلت" (در تعلیم عناصر اخلاق) جایی که به تشریح مفهوم کمال می رسد آن را در دو قلمرو (فضا) مشروح می سازد.« کمال گاهی به معنای یک مفهوم مربوط به فلسفه استعلایی، یعنی مفهوم تمامیت کثیری است که در مجموع یک شی واحد را تشکیل می دهد.
اما گاهی نیز به عنوان مفهوم مربوط به غایت شناسی فهمیده می شود، یعنی به معنای هماهنگی و سازگار سازی خواص شی با یک غایت به کار می رود.» شکل اول درباره تعین مادی است وجنبه دوم درباره ویژگی محتوی ای است. بنابر این خود کمال از نظر کانت تنها وابسته به عنوانی از ایده آل و یا مفهوم پردازی کامل شده و نهایی نیست، بلکه کاملامی توان، متقابل بااین الزامات ـ بنیانهای مفهومی عمل کند، و جنبه ای مشاهده پذیروامکاناغیر معنایی به خود بگیرد وکاملا از این نظر گاه محیطی عمل کند. این یعنی، تبینی ازمجموعه که از لحاظ شبکه بندی و عینی دروجه استعلایی تکامل بیابد. البته این خصلت به منظور آن نیست که در تضاد با تعابیر ایدئالیستی در واقع در وجهی ماتریالیستی قرار بگیریم، بلکه توجه ای است که شرایط را به سمت این هدف پیش می برد که موقعیت دستگاه مندی و یا خود معمارگونگی می تواند در راستای طرح خارج از سوء تعابیر مفهومی به سخن در آید. یعنی فراسوی نقش یافتگی هنجارهایی که به صورت فزاینده خود را در ساختارهایی اساسا مفهوم گرا، بازگو می کنند، قرار بگیرد.


منبع:
سایت معمارها

آخرین ارسال های من :
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
[-]
جستجو
جستجوی گوگل