ایران شهرساز را در تلگرام دنبال کنید

[-]
[-]

پشتیبانی 09120592515 ایمیل: iranshahrsaz@yahoo.com

[-]
[-]
امتیاز موضوع:
  • 7 رأی - میانگین امتیازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
1
«ارومیه»، «ابر» و اینک «گاوخونی»؛ سازمان حفاظت یا نابودی محیط زیست؟
علی رغم انتقادات فراوانی که نسبت به بسیاری از مدیران دولت نهم و دهم مطرح می شود، اگر قرار باشد ضعیف ترین مدیران دولت انتخاب شوند، انتخاب چندان دشوار نخواهد بود و یکی از نام هایی که در ابتدای لیست خودنمایی خواهد کرد، رئیس سازمان حفاظت (یا نابودی؟) محیط زیست خواهد بود
علی رغم انتقادات فراوانی که نسبت به بسیاری از مدیران دولت نهم و دهم مطرح می شود، اگر قرار باشد ضعیف ترین مدیران دولت انتخاب شوند، انتخاب چندان دشوار نخواهد بود و یکی از نام هایی که در ابتدای لیست خودنمایی خواهد کرد، رئیس سازمان حفاظت (یا نابودی؟) محیط زیست خواهد بود؛ سازمانی که یکی از بدترین عملکردها را در پیشگیری نسبت به آسیب گونه های گیاهی و جانوری و عملکرد بدتری در بهبود آسیب های وارده به این حوزه حیاتی داشته و متاسفانه این چهره خنثی به واسطه در اختیار داشتن پست معاونت رئیس جمهوری همچون دیگر معاونین از برخورد منجر به حذف مجلس در امان مانده است.
به گزارش بازتاب، سازمان محیط زیست علی رغم وظایف خطیرش هیچ گاه از اقتدار کافی برخوردار نبوده و مهم ترین دلیل عدم برخورداری از اقتدار برای حفاظت از گونه های گیاهی و حیوانی با وجود قوانین قابل توجه و موثر در این حوزه، اراده به شدت توسعه طلبانه مسئولان است که این توسعه که می تواند شامل توسعه صنایع، توسعه راه ها و یا توسعه شهری باشد، بر هر مانعی پیروز می شود، چرا که ارائه آمارها در انتهای دولت مقابل، همه واجبات حتی حفظ محیط زیست همسایه مناطق توسعه یافته، اوجب است و باید با کمترین هزینه توسعه داد، ولو به نابودی چندصد تا چندهزار نفر درخت و این مسئله مربوط به دو دولت اخیر نیز نیست.
در دولت اصلاحات نیز علی رغم آنکه معصومه ابتکار مورد حمایت جدی رئیس جمهور وقت بود و در حوزه محیط زیست مقابل برخی پروژه هایی که اک وسیستم برخی مناطق را به کلی دستخوش تغییر می ساخت، مقاومت کرده بود و به واسطه تلاش هایش عنوان «قهرمان زمین» را از سازمان ملل دریافت کرد اما در عین حال در بسیاری از اوقات نتوانست اولویت حفظ محیط زیست در توسعه یابی کشور را جا بیاندازد. اما در دو دولت اخیر حقیقتاً محیط زیست جزو آخرین اولویت های کاری است که توسط مسئولان امر مورد توجه قرار می گیرد و هرچند در شرایط بحران دستوراتی از سوی برخی مسئولان صادر می شود، اما آنچه در نهایت رخ داده، معمولا به حفظ محیط زیست منجر نشده است.
اگر از تنها نقطه روشن کارنامه سازمان حفاظت از محیط زیست که تلاش و تحقق ارتقای دانشکده محیط زیست به دانشگاه در سال ۸۹ بود، گذر کنیم، آنچنان سوابق مشعشی از این نهاد به اصطلاح حفاظتی در ۷ سال اخیر وجود دارد که اگر برنامه محیط زیست ملل متحد در کنار عنوان «قهرمان زمین»، «ضدقهرمان محیط زیست» را هم معرفی کند، قطعاً به مدد عملکرد چند سال اخیر می توان کاندیدا شد و جایزه تازه تاسیس را از آن واعظ جوادی و محمدی زاده، دو رئیس اخیر سازمان حفاظت از محیط زیست به صورت مشترک ساخت تا بدین ترتیب در این عرصه نیز جهانی شویم!
البته در کشور مشکلات فراوانی به خصوص در حوزه سیاسی و اقتصادی وجود دارد که مسائل محیط زیستی را تا حدود زیادی به حاشیه ببرد، اما در عین حال بد نیست مروری داشته باشیم بر تلخ ترین اتفاقاتی که در همین چند ساله رخ داده و هنور آثارش پابرجاست.
شاید آتش سوزی جنگل های گلستان و همچنین مناطقی از کرمانشاه، کردستان و حتی اصفهان یکی از مهم ترین مسائلی باشد که در سال های اخیر عمدتاً به واسطه خشکی بیش از حد هوای جنگل ها که متاثر از بی بارانی و کم رطوبتی است به کرات رخ داده و طبیعتاً در این بخش کاری از دست محیط زیست بر نمی آید. اما واقعیت آن است که نهاد ناظر بر نحوه حفاظت از جنگل ها توسط سازمان جنگل ها، منابع طبیعی و آبخیزداری، سازمان محیط زیست است و سازمان محیط زیست می بایست با فشار بیشتر بر سازمان جنگل ها، زمینه افزایش جنگل بانان را فراهم می ساخت تا ضمن حفاظت وسیع تر، پس از چنین حریق هایی، پیش از فراگری اطلاع حاصل شده و در جغرافیای محدود مهار شود. همچنین حداقل امکانات نظیر یک فروند هواپیمای مخصوص اطفای حریق های بزرگ در کشور موجود نیست که خریداری اش از چین و روسیه ماموریت غیرممکنی تلقی نمی شد.
البته تنها آتش سوزی نمی تواند باعث نابودی جنگل ها شود و جنگل تراشی نیز برای این کار روش مناسبی است! در این چهارچوب، در جنگل های ابر شاهرود، اتفاقی به جز آتش سوزی رخ داد و آن هم احداث جاده در حدفاصل شاهرود تا علی آباد استان گلستان است مسئله ای که با اعتراض شدید فعالان و کارشناسان محیط زیست همراه شده بود و به همین دلیل اجرای این پروژه به تعویق افتاد و انتظار می رود مسیر این جاده دستخوش تغییر شده یا از ساختش صرف نظر شود اما در روزهای اخیر به یک باره محمدی‌زاده رئیس سازمان محیط زیست در تغییر موضع عجیبی عنوان کرد: «هیچ مشکلی برای احداث جاده ابر وجود ندارد و سازمان حفاظت محیط‌ زیست بر اجرای آن نظارت کامل دارد. احداث جاده جنگل ابر مصوب دولت است و نقشه احداث آن به تأیید سازمان حفاظت محیط‌زیست رسیده است. عملیات اجرایی آن آغاز و قسمتی از کنارگذر جاده ساخته شده است اما این توقع وجود دارد که وزارت راه و شهرسازی سرعت اجرای پروژه را بیشتر کند تا امکان ارتباط دوبخش به وسیله یک جاده روستایی و درجه یک فراهم شود… .» و بدین ترتیب هکتارها جنگل قربانی می شود.
در کنار اینها، ماجرای تاسف آور و غم انگیز دریاچه ارومیه را می بایست مورد توجه قرار داد که به واسطه عدم رسیدگی به موقع، هزینه هایی فراتر از واکنش به یک واقعه زیست محیطی را در پی داشت و جنبه های دیگری یافت و علاوه بر احساسات مردمی و انتقادات از این واقعه، با سوءاستفاده برخی جریانات تجزبه طلب پان ترک نیز همراه شد. این مسئله علی رغم دستورات به ظاهر مثبت برخی مسئولان هنوز به نقطه مشخصی نرسیده و دریاچه ای که به واسطه استحصال بیش از حد منابع زیرزمینی و همچنین برداشت بیش از حد پشت دریچه سدها از نفس افتاده، به بیابانی کویر بدل گشته که بیم آن می رود پس از معضل حل نشده ریزگردها، طوفان های نمک را تا استان های اطراف راهی نماید که امید می رود حداقل این اتفاق تلخ هیچ گاه جنبه عملی پیدا ننماید و آسیب های جدی که می تواند در پی داشته باشد را شاهد نباشیم.
از اتفاقات تلخ دیگر در این دوره، بحث بیماری مشمشه بود که علی الظاهر از طریق گوشت خر به شیرهای باغ وحش ارم منتقل شد و برای عدم فراگیری این بیماری مشترک میان انسان و حیوان، ۸ شیر ارم معدوم شدند و تنها ۳ شیر در باغ وحش ارم باقی ماند و از این بدتر مرگ ببر سیبری بود که چندان زمان طولانی از اقامتش در ایران نمی گذشت و در نهایت نیز مسئولین باغ وحش ارم و سازمان دامپزشکی کشور به ترتیب مقصر مرگ حیوانات باغ وحش خوانده شدند و در این میان باید پرسید آیا واقعاً سازمان محیط زیست نمی توانست با نقش فعال تری، مانع وقوع چنین فاجعه ای شود؟
این مسئله در حالی رخ داد که در برخی کشورها حتی از اسپرم حیوانات برای جفت گیری و افزایش نسل حیوانات در آستانه انقراض نیز استفاده می شود اما در مملکت ما به سادگی حیوانات نایاب به چنین وضعی تلف می شوند.
از اینها که بگذریم، بحث رودخانه زاینده رود و باتلاق گاوخونی مطرح می شود که متاسفانه با خشک شدن رودخانه زاینده رود بر اثر سدهای احداث شده، تالاب گاوخونی نیز در معرض خشکی کامل قرار گرفته و این مسئله همچون بحث دریاچه ارومیه و موارد دیگر به مجلس نیز کشیده؛ اما در نهایت قرار است چه اتفاقی بیافتد؛ معاون رئیس جمهور استیضاح شود؟! بر اساس اخبار واصله در زمان وقوع طوفان های شدید در استان، با توجه به خشک شدن گاوخونی و بخشی از بستر زاینده رود، گرد و غبار در منطقه ایجاد می‌شود که رانندگی در مسیرهای مختلف اصفهان دشوار کرده و در صورتی که این پدیده وسعت یابد، بعید نیست اصفهان نیز به اهوازی دیگر مبدل شود و مسئله ریزگردها در اصفهان و مناطق مرکزی کشور به شدت جنوب شود و این دسته گل جدید تنها با دادن حق آبه زاینده رود قابل حل خواهد بود و توقع سنگینی نظیر انتقال آب از دیگر نقاط به زاینده رود وجود ندارد.
اینها تتها بخشی از دستاوردهای سازمان حفاظت (؟) از محیط زیست کشورمان در چند سال اخیر است که نشان می دهد درختان چقدر به حضور چنین رئیس مقتدری که محیط زیست در دوره اش به شکوفایی و بالندگی رسیده و اصولاً دیگر بیابانی در کشور به مدد حضورش نمانده، افتخار می کنند و به همین دلیل انتظار زیادی نیست که وی برای دریافت جایزه قهرمان زمین به سازمان ملل معرفی شود و همچنین کمیته ملی المپیک نیز می تواند وی را به کمیته بین المللی المپیک برای دریافت جایزه جهانی حفظ و توسعه محیط زیست معرفی نماید و اگر در نهایت استکبار جهانی اجازه اهدای این جوایز را به محمدی زاده نداد، جایزه حرف گوش کن ترین مدیر محیط زیست جهان را به وی می توان اهداء کرد، چرا که بسیاری از این مشکلات از ناحیه دیگر بخشهاست، اما وی شاید مقابله کافی با آنها نکرده است. تنها سه روز تا سومین سالروز ریاست محمدی زاده بر این سازمان زمان مانده، برای تقدیر از وی فکری کنیم!
آخرین ارسال های من :

[تصویر:  31525927568614034969.gif]
 سپاس شده توسط: MHAKBARI
موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده بازدید آخرین ارسال
  تیر خلاص به آینده زیست بوم تهران نزنید! MHAKBARI 757 1391-6-20، 09:59 صبح
آخرین ارسال: MHAKBARI
  70درصد دریاچه ارومیه خشک شد MHAKBARI 639 1391-6-18، 04:44 عصر
آخرین ارسال: MHAKBARI
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
[-]
جستجو
جستجوی گوگل