ایران شهرساز را در تلگرام دنبال کنید

[-]
[-]

پشتیبانی 09120592515 ایمیل: iranshahrsaz@yahoo.com

[-]
[-]
امتیاز موضوع:
  • 11 رأی - میانگین امتیازات: 3.36
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
1
تحلیلی بر مدل ساختار شهر اسلامی
تحلیلی بر مدل ساختار شهر اسلامی
مطالعه و شناخت مولفه ها و عوامل موثر در شکل گیری و توسعه شهرها،از مهمترین مباحثی است که از گذشته های دور توجه عده ای از اندیشمندان رشته های مرتبط را به خود معطوف داشته و نظریه ها و مدلهای مختلفی جهت تحلیل این پدیده ارائه شده است.مولفه مذهبی به شهر یکی از مهمترین رویکردهایی می باشد که همواره در کنار سایر رویکردهای جغرافیایی،اقتصادی،سیاسی،جامعه شناسی،انسان شناختی،فن شناختی و... مطرح بوده است.
مروری بر تاریخ شهرنشینی و شهرسازی جهان نشان می دهد که عامل مذهب نقش مهمی در شکل گیری و گسترش شهرهای زیادی بویژه در شهرهای قدیمی داشته است.در بین ادیان آسمانی ،دین اسلام بیشترین نقش را در ایجاد و توسعه شهرنشینی داشته است.بطوریکه«برخی مستشرقان اسلام را شهری ترین دین خوانده اند و تمایلات شهری قوانین شرع مقدس را دلیلی بر این نگرش دانسته اند. با نگاهی به تاریخ 1400 ساله تمدن اسلامی و سده های اوج شکوفایی آن،بدین نکته واقف می شویم که کمتر تمدنی به اندازه تمدن مسلمانان،به بنای نوشهرها پرداخته اند.»
از جمله اندیشمندانی که به نقش فرهنگ و تمدن اسلامی در شهرنشینی و ویژگیهای خاص شهرهای اسلامی اعتقاد دارند می توان به افرادی نظیر،ریچارد فرای،سیناسور،ریاض حسن،ابن خلدون،ریچارد بولت،جوزف ارنست،ویلیام مارسی،فن گرونبام،گویتین و آرمسترانگ اشاره کرد.همه این افراد معتقدند که اسلام دینی شهری است که از یکطرف باعث تغییر و تحول در سیمای شهرهای قدیمی و از طرف دیگر منجر به شکل گیری شهرهای جدید با ویژگیهای اسلامی گردید.
بسیاری دیگر از مورخین و جغرافیدانان برجسته مانند ابن خلدون و یا اسلام شناسان معروفی نظیر کالدوم در مباحث مربوط به شهرنشینی در دنیای اسلام نخست به تفاوت بین نظامهای فرهنگی بدوی و کوچ نشینی با سیستمهای فرهنگی پیشرفته و نقش دین اسلام در انتقال از فرهنگ ابتدایی به فرهنگ شهری پیشرفته و توسعه و گسترش آن می پردازند.لذا در این دیدگاه ،دین اسلام از طریق ایجاد همبستگی دایمی بین گروههای مختلف اجتماعی زمینه را برای تداوم و توسعه شهرنشینی در قلمرو سرزمینهای اسلامی بوجود می آورد.
گروهی دیگر از نظریه پردازان شهر اسلامی به وجود رابطه بین ایمان اسلامی و زندگی شهری و شهرنشینی اعتقاد دارند و بر این باور هستند که شهرها در مقایسه با روستاها از شرایط مناسب تری برای انجام فرائض دینی از قبیل نماز،روزه و زکات برخوردار می باشند.ویلیام مارسی که خالق مفهوم شهر اسلامی نیز می باشد معتقد است که ساختار شهرهای اسلامی تجلی احکام دینی هستند.در مقابل نظریه های فوق که معتقد به اثرگذاری دین اسلام در شهرنشینی و حیات شهری هستند دیدگاههایی نیز در مخالفت با مفهوم شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی وجود دارد.
اشرف السادات باقری در کتاب«نظریه هایی درباره شهرهای قلمرو فرهنگ اسلامی»ضمن بررسی آرای موافقان شهر اسلامی به تحلیل نظریه های مخالفین درباره شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی نیز می پردازد و آنها را به پنج دسته تقسیم بندی می کند که عبارتند از:
1- نظریه هایی که شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی را تقلیدی از شهرهای قدیمی رومی و یونانی می دانند.
2- نظریه هایی که شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی را صفت شرقی دادند و آن را شهر شرقی نامیدند.
3- نظریه هایی که شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی را فاقد شرایط و ویژگیهایی میدانند که یک شهر بایستی دارا باشد.
4- نظریه هایی که شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی را فاقد تداوم و استمرار تاریخی می دانند.
5- نظریه هایی که شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی را دارای ساختار سست و بی قاعده می دانند.
در پاسخ به نظریه های مخالفان مفهوم شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی گفته می شود که «شهر اسلامی در ابعاد فیزیکی،اجتماعی،دینی،اقتصادی و سیاسی دارای هویت مستقل و اسلامی است.تاثیر پذیری فرهنگهای مردم جهان در ابعاد گوناگون،من جمله در شیوه شهرسازی از یکدیگر امری کاملاً طبیعی و از قدیم تا به امروز وجود داشته است.بنابراین امکان دارد که برنامه ریزان شهری مسلمان و در برخی موارد از تجارب معماران و مهندسان روم و یونان استفاده کرده باشند اما این بهره مندی تا به آنجا نبود که هویت اصیل بافت شهر اسلامی را زیر سوال ببرد.در ثانی ،برخی ویژگیهای ساختار شهر اسلامی توسط معماران غربی تقلید شده است،علی الخصوص در معماری و طراحی دژهای جنگی،بنابراین اگر تاثیری بوده،متقابل بوده است.»
«شهر اسلامی بر اساس منشأ شکل گیری آنها به سه گونه تقسیم می شود. دو گونه اول زیستگاههای موجودی اند که یا مانند اربیل (اربلای باستانی)رشد ارگانیک داشته یا مانند دمشق دارای منشأ طراحی شده یونانی- رومی بوده اند.هر دو گونه با توسعه اسلام،تدریجاً در محدوده سرزمینهای اسلامی قرار گرفتند.سومین گونه شهرهای جدیدند که ارتشهای مسلمان در سرزمین های فتح شده بنیان گذاردند. تونس نمونه ای از این موارد است.»
«اهلرز،ویژگیهای مدل شهر اسلامی را شامل وجود سلسله مراتبی از ساختارها،کارکردها در مرکز شهر مثل مسجد آدینه،وجود سلسله مراتب بازرگانی و پیشه وری در درون بازار،وجود محلات مسکونی گوناگون که در عین جدایی دارای هم پیوندی هستند،وجود استحکامات نظامی- دفاعی و بالاخره مشخصات ظاهری دیگری چون گورستان و بازارهای دوره ای بیرون باروی شهر ذکر نموده و سپس بر نهاد وقف و رابطه شهر و روستا در چارچوب سرمایه داری بهره وری به عنوان کلید فهم شهر سرزمین اسلامی صحه گذاشته است.»
واقعیت اینست که شهرهای جهان اسلام تا اواخر قرن نوزدهم همچنان تحت تاثیر عوامل درونی همچون عوامل اعتقادی و ایدئولوژیکی،اقتصادی،طبیعی،دولتی و نظامی،ارتباطی ،وقف و... ایجاد و گسترش می یافتند.مطالعه ساختار داخلی شهرهای اسلامی حاکی از اینست که در بین عوامل فوق،فرهنگ و ایدئولوژی اسلامی بیشترین تاثیر را در برنامه ریزی شهری داشته است و لذا ساخت و بافت داخلی اکثر شهرهای جهان اسلام بویژه در کشورهای ایران،عراق،مصر،هندوستان و حتی کشورهای شمال آفریقا یکسان و شبیه به یکدیگر می باشند.
یکی از عوامل موثر در شهرنشینی و ساختار شهرهای اسلامی،نفوذ استعمار بعد از قرن هفدهم در کشورهای اسلامی بود.در جریان این تحولات پایتخت ها و شهرهای بندری کشورهای مستعمره زده بعنوان مناسب ترین مراکز تامین کننده اهداف استعماری مورد توجه قرار گرفته با دگرگونیهای عمیقی به لحاظ کارکرد،ساختار فضایی و رشد و توسعه فیزیکی مواجه گردیدند.دامنه نفوذ استعمار در شهرهای استعماری آنچنان گسترده بود که این شهرها حتی بعد از دوران استقلال نیز با تغییراتی اندک چهره و سیمای شهری مدرن خود را حفظ نموده چشم اندازهای ناموزونی را در مقابل شهرهای عقب مانده بومی ایجاد کرده اند.
«در پنجاه سال گذشته ،با توسعه علم و تکنولوژی،دگرگونی در اقتصاد،نگرشهای سیاسی و پویایی فرهنگها در برنامه ریزی شهری کشورهای اسلامی موثر بوده است و در بیشتر موارد،برنامه ریزی و نوسازی شهرها تحت تاثیر فرهنگ غربی،ساخت و بافت تازه ای به شهرهای اسلامی بخشیده که تا نیم قرن پیش سابقه نداشته است»
محمد باقر قالیباف و سید موسی پورموسوی در مقاله ای تحت عنوان«شهرهای جهان اسلام و رویارویی با نوگرایی(مدرنیسم)» در ارتباط با پیامدهای نوگرایی در شهرهای جهان اسلام می نویسند:«پس از ورود مدرنیسم،شهرهای جهان اسلام همانند سایر کشورهای در حال توسعه با رشد شهرهای انگلی و ماکروسفالی و سپس نارسایی در ارائه خدمات شهری،اقتصاد دوگانه و به هدر رفتن منابع ملی و سرمایه و فشار بر محیط زیست ناشی از تمرکز مواجه شده اند.»«در زمینه تغییرات ساختار و شکل شهرها،مطالب گوناگونی در ارتباط با فرسایش تدریجی نهادهای سنتی و احداث خیابان ها و بلوارها و میادین و انتقال بخش عمده ای از فعالیت های بازار سنتی به خیابانها یا فعالیت های مدرسه- مسجدهای قدیمی به سایر نهادهای آموزشی،ایجاد عمارتها و ساختمانهای جدید دولتی در مقابل دیوارهای کهن،از بین رفتن نقش و کارکرد محله های قدیمی و بالاخره ایجاد نهادهای مشابه شهرهای غربی به تفصیل نوشته شده است.»
در سالهای اخیر انتقادات و نظریات مختلفی در واکنش به نابسامانی ها و مضلات شهرسازی جدید در شهرهای اسلامی صورت پذیرفته است.تئوری جدید اسلامی اربانیسم که به مدل ابراهیم معروف است از جمله نگرش هایی است که تمام نظریه های شهرسازی جدید را از قبیل فرهنگ گرایی،مدرنیسم،جنبش باغشهر ها مورد نقد قرار می دهد و معتقد است که هیچکدام از این نظریه ها به نقش مذهب در شهرسازی نپذیرفته اند. این تئوری جدید بر اساس آیات قرآن و احادیث پیامبر(ص)پایه گذاری شده است.«به نظر ابراهیم،آیات قرآن قواعد کلی تئوری را شکل می دهند و احادیث پیامبر(ص)اصول اساسی یعنی ارزش های فرهنگی و اجتماعی شهر مسلمانان را تعیین می کند. این قواعد کلی به هرحال می باید در فرم مادی پیاده گردد.از این رو،ابراهیم،با توجه به احادیث از روابط همسایگی نمونه نام می برد؛چرا که این روابط به تعیین اندازه ایده آل بنیاد شهر و مسافت و تراکم مناسب آن می پردازد.به نظر او،یک جماعت 160 خانواری(1600نفری)می تواند به طور هماهنگ موجب تحکیم روابط همسایگی و همبستگی گردد.»«این واحد مسکونی در جایی قرار دارد که مسجد در مرکز آن است و در اطراف آن یک محور خطی حمل و نقل سازمان دهی می شود و قصبه مکان شکل گیری واحدهای اجتماعی فرهنگی و اداری است.هر قصبه به چند واحد مسکونی جهت یافته و هر یک دارای یک حرا به صورت بن بست می باشد...»
در پایان می توان گفت اگر چه مدل ابراهیم شباهت زیادی به لحاظ بعضی اصول کالبدی،ساختاری و جمعیتی با نظریه های مدرنیستی افرادی چون فوریه و لوکوربوزیه دارد.اما تاکید مجدد وی بر نقش عامل مذهب (که در شهرهای قدیمی بیشتر از امروز بدان توجه می شد) توانست موجب تقویت این اندیشه شود که تنها رویکرد برونرفت از وضعیت نابسامان شهرهای اسلامی بازگشت به شهر اصیل اسلامی مبتنی بر قرآن و سنت و تلفیق آن با شرایط و الزامات زندگی امروزی میباشد.
آخرین ارسال های من :

برهوتشان را آباد می کنیم...باشد تا شهر درونمان آرام گیرد!!
 سپاس شده توسط: somita ، AliReza ، Brightness
2
RE: تحلیلی بر مدل ساختار شهر اسلامی
سلام
اطلاعات خوبي بود
ممنون

آخرین ارسال های من :
    کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
    [-]
    جستجو
    جستجوی گوگل