ایران شهرساز را در تلگرام دنبال کنید

[-]
[-]

پشتیبانی 09120592515 ایمیل: iranshahrsaz@yahoo.com

[-]
[-]
امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
1
سرزندگی
شايد از اين رو و به دليل بالا بودن دامنه تغيير براساس شاخصه هاي توسعه پايدار شهري است كه شهروندان تهراني داراي زندگي سختي هستند و شادابي كمتري دارند.

نشاط، حلقه مفقوده:
شادابي و سرزندگي حلقه مفقوده زندگي شهري است. به ويژه اين كه تهران به دلايل مختلف از نشاط كمتري برخوردار است و شهروندان روحيه اي خموده و ناشاد دارند. اگرچه بخش عمده اي از اين رويكرد را مي توان به دلايل شرايط سخت زندگي در تهران دانست اما فضاهاي شهري در اين حوزه بي تأثير نيستند.
حسين سلطانزاده عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي و محقق معماري با اشاره به مصداق هاي فضايي سرزندگي، آن را داراي دو رويه مي داند و مي گويد: سرزندگي داراي دو رويه است كه يك رويه آن به بينش، فرهنگ، مردم و به ادراك آن ها وابسته است و ديگري به فضاهاي شهري و معماري مربوط مي شود كه اين دو رويه با هم ارتباط متقابل دارند.
وي با ترسيم مجازي فضاهاي كشور و نمونه موردي آن به ادارات شهر اشاره كرد و گفت: وقتي افراد شهر وارد فضاهاي اداري و عمومي مي شوند به يك باره با در و ديواري خاكستري و رنگ هاي سرد و نيز قيافه هاي خشك، خشن و درهم رفته آدم هايي روبه رو مي شوند كه سرزندگي فرد را تبديل به غم مي كنند. براساس اين چشم انداز در دوران معاصر، حوزه كيفيت طراحي فضاهاي شهري ايران به افتي چشمگير دست يافته است.
سلطانزاده با اشاره به فضاهاي تعامل و گفت وگو در قديم، مقياس هاي متفاوتي را در به وجود آمدن نشاط در شهر مؤثر مي داند و مي افزايد: در قديم فضاهاي موجود به عرصه هاي خصوصي، نيمه خصوصي و عمومي تبديل مي گشت كه داخل خانه براي اهالي آن، فضا و عرصه اي خصوصي به شمار مي رفت. حياط يا ايوان نيز عرصه عمومي خانه بود. امروزه ساختمان هاي شهر فاقد حياط و عناصري اند كه تعامل را به وجود آورند، از سوي ديگر تعاملات درون خانه ها نيز امروزه با وجود شبكه ارتباطات نظير تلويزيون، اينترنت و همانند اينها بسيار محدود شده است به گونه اي كه فضاي كمتري براي گفت وگوي والدين با فرزندان شان به وجود مي آيد.
وي با اشاره به محله و عناصر داخلي آن كه مقياس ديگري از تعامل را در دوره هاي گذشته شكل مي داده اشاره مي كند: محلات و مساجد و تكايايي كه در آن قرار مي گرفتند عرصه اي براي تعاملات هرچه بيشتر مردم با هم بوده اند و حتي بازي كودكان در كوچه ها، سبب آموزش رفتارهاي اجتماعي و يادگيري كنش اجتماعي بوده است. اين فضاي تعامل در مقياس بزرگ تر تبديل به ميدان هايي مي شد كه در آن ها هم فضاهاي تعامل و گفت وگو وجود داشت و هم داراي كاركردهاي ثابتي نبود؛ يعني مناسب هر نيازي اين ميدان ها قابليت تغيير كاربري را داشتند و به عنوان ميدان هاي چند منظوره مطرح مي شدند.
ميدان نقش جهان اصفهان، ميدان توپخانه تهران و همانند اين ها، كه به دليل طراحي درست و تعبيه عناصري همانند جلوخان هاي منازل و مساجد، فضاي وسيع ميدان به منظور امور نظامي، اقتصادي و همانند اينها به عنوان فضاهاي عمومي شهر در همه اوقات سال استفاده مي شده اند و فضاها داراي مفاصلي به منظور محل قرار و گفت وگو به شمار مي آمد. در ورودي جلوخان هاي مساجد در حوزه وسيعي طراحي مي شدند، حتي جلوخان ها در فضاهاي قديمي منازل نيز ديده مي شد، اما امروز به سختي در كنار مدرسه يا سينماهاي سطح شهر، مي توان مكاني را براي تعامل يافت.
اما هم اكنون در مقياس كلان بايد اذعان داشت كه در كل كشور ميداني كه براي برگزاري مراسم ملي، ديني و جشن ها و مراسم عزاداري باشد، طراحي نشده است. اگر در ميداني نيز برنامه اي اجرا مي شود، براي تجمع و مشاركت مردم جايي ديده نشده كه اين امر تنها بر عهده مجريان شهر نيست، بلكه در قسمتي نيز شكايت و گله از طراحاني است كه در اين زمينه ابداعي را به منظور تعامل در فضاهاي عمومي به وجود نياورده اند، كه علاوه بر مشكلات فضايي، نبود توجه كافي به اين بحث موضوع ديگري همانند . اين محقق معماري افزود: مردم كشور در سرزميني زيسته اند كه در طول تاريخ در معرض تهاجمات بسياري بوده است و اين امر سبب شكل گيري روحيه محافظه كاري آنها شده است. از سويي ديگر در اين فرهنگ گاهي شادي و نشاط نشانه سبك سري افراد تلقي مي شده است. حتي در مكان هايي كه مردم به شادي مي پرداختند هميشه كاخ حاكمي بنا مي شده و اين عاملي براي از هم پاشيدگي فضاهاي تعامل محسوب مي شده است.


جاي خالي رنگ:
به زعم بسياري از كارشناسان، نحوه به كارگيري رنگ در شهر، موجب ايجاد فضايي نشاط انگيز مي شود. بسياري از فضاهاي خوب شهر، فاقد سر زندگي و نشاط است و بسياري از خيابان هاي قديمي كه فضايي مناسب براي تعامل محسوب مي شوند، شب ها بي رنگ و تاريك هستند كه اين امر در رنگ پوشش افراد شهر نيز مشاهده مي شود. امروزه بيشتر شهروندان نسبت به موقعيت كاريشان از رنگ هاي تيره تر استفاده مي كنند. در صورتي كه زمان هاي گذشته مردم نيز براي پوشش از پارچه هاي رنگي و نشاط آور استفاده مي كردند.
سلطانزاده بازگشت طراحي به شيوه هايي كه فضاهاي عمومي تعامل و ارتباط افراد را در نظر گيرد وابسته به اولويت داشتن مقياس هاي خرد، ميانه و كلان دانست و افزود: در مقياس هاي خرد مي توان جلوخان ها و فضاهايي را كه سبب تعامل مي شوند طراحي كرد. در مقياس هاي ميانه مي توان براي محله ها و ناحيه ها برنامه ريزي كرد تا فضاهاي تعامل كه زماني وظيفه ايجاد نشاط نيز برعهده اين مكان بوده، ساماندهي شوند. وي مهم ترين بخش مربوط به بكارگيري مقياس مكان در طراحي شهري دانست و ابراز اميدواري كرد كه: در مقياس كلان شناسايي فضاهايي كه براي طراحي فضاهاي نشاط آور مناسب اند، گامي مؤثر براي تجلي سرزندگي شهر به شمار مي آيند.
سلطانزاده رنگ، آب، فضاي سبز، نور و موسيقي را از عواملي به شمار آورد كه در طراحي شهري به منظور ايجاد سرزندگي شهر مؤثرند.


هدف اصلي تأمين نشاط است:
سقراط هدف اصلي از ايجاد شهر را تأمين نشاط و خوشبختي شهروندان مي داند. نه اين كه شهر به هيولايي تبديل شود كه شهروندان در آن علاوه بر اين كه آسايش و آرامش زندگي را بدست نياورند، در تلاش بيهوده با مشكلات مختلف دست به گريبان شوند.
به تعبير كوروش گلكار دانشيار دانشكده معماري و شهرسازي دانشگاه شهيد بهشتي، اين سخن سقراط رابطه ديرين و مستحكم ميان دو مفهوم شهر و نشاط و سرزندگي را به خوبي نشان مي دهد. برمبناي چنين ديدگاهي اساساً شهر به مثابه دستگاه، وسيله يا مركبي براي نيل به شادي، نشاط و سرزندگي تلقي مي شود. با اين وجود آنچه در ادبيات تخصصي طراحي شهري در اين مورد از سال 1981 مطرح شده است به طور عمده حول مفهوم livability و يا liveliness است كه به معناي سرزندگي است.
گلكار معتقد است: امروزه به دلايل گوناگون تأمين نشاط، شادي و سرزندگي شهري به يكي از دغدغه هاي اصلي نظام هاي مديريت شهري به ويژه در كشورهاي توسعه يافته تبديل شده است. تأمين سرزندگي شهري نيز به مثابه آرماني مشروع در صدر بسياري از اسناد رسمي شهرسازي مشاهده مي شود كه خود برخاسته از اهميت سرزندگي شهر به مثابه يك هدف و يك وسيله است. در شرايط رقابت جهاني شهرها براي به دست آوردن سهم بيشتري از سرمايه ها، استعدادها و توجه جامع بين المللي، سرزندگي شهري به عنوان ابزاري مؤثر براي ارتقاء توان رقابتي شهرها در تحقق چشم انداز مطلوب آن ها به شمار مي آيد.
انديشيدن در باب سرزندگي شهرها لاجرم پرسش ها و دغدغه هاي متعددي را به ذهن متبادر مي سازد از جمله اين كه آيا ويژگي هاي مثبت و كيفيت هاي برتر فضايي- كالبدي يك شهر جبراً به ايجاد نشاط و سرزندگي منجر مي شود؟ و اساساً چه نسبتي ميان كيفيت طراحي شهري يك شهر و نيل به سرزندگي شهري وجود دارد؟
پاسخ به اين پرسش ها مي تواند راهگشا باشد، شهر فرصت هاي گوناگوني را مي تواند براي تجربه شادي و نشاط در اختيار شهروندانش قرار دهد. تجربه نشاط در يك شهربازي، در يك استاديوم ورزشي، در يك تئاتر كمدي، در يك كنسرت موسيقي و يا در يك جشنواره خياباني و مراسم آتش بازي طيفي از تجارب نشاط انگيز و در عين حال متفاوتي را نمايندگي مي كند. مي توان پرسيد كه آيا اساساً ممكن و مفيد است كه نوع خاصي از نشاط و سرزندگي را در كليت شهر تسري داد؟ به بيان ديگر آيا مي توان مثلاً نشاط و سرزندگي يك شهربازي را عيناً در تماميت يك شهر گسترش داد، بي آنكه مفهوم شهر به فروپاشي سوق يابد؟
استاد دانشگاه شهيد بهشتي افزود: اين گونه به نظر مي رسد كه مي توان از طيفي از تجارب متنوع نشاط و شادي شهري سخن گفت كه در قطبي از آن شادي سطحي و گذرا و در قطبي ديگر شادي عميق و ماندگار قرار دارد. به بيان ديگر، مي توان در مقابل نشاط زودگذر از سرزندگي پايدار شهري سخن گفت. از ديدگاه گلكار سرزندگي در سطح خرد به مفهوم تنوع فعاليت ها در عرصه همگاني و سازگاري آن با فضاهاي شهري در چارچوب نظامي از قرارگاه هاي رفتاري است و برخي از شاخص هاي شناسايي محيط هاي سرزنده شامل ميزان تراكم افراد پياده در محل، تعداد، تنوع و ماهيت قرارگاه هاي رفتاري موجود، وجود فعاليت هاي موسمي، آهنگ و سرعت شهري، تنوع استفاده كننده (زن و مرد، پير و جوان و...) تنوع فرم و رنگ در منظر شهري و نظاير اينها است.
به اعتقاد وي تعريف جامع از سرزندگي مستلزم در نظر گرفتن روابط اين كيفيت و ديگر كيفيت هاي محيط شهري است. براي سنجش سرزندگي شهري روش ها و شاخص هاي اندازه گيري متعددي پيشنهاد شده است. گلكار با اشاره به روشي براي سنجش سرزندگي شهري آن را اينگونه ارزيابي كرد: براي هر شهري به هر يك از شاخص هاي امنيت، بهداشت، فرهنگ و محيط، آموزشي و زيرساخت ها مقاديري ميان يك و پنج داده مي شود و در نهايت با تركيب شاخص هاي مزبور يك شاخص كلي صعوبت زندگي شهري استخراج مي شود كه دامنه تغييرات در نهايت آن ميان صفر درصد و 100 درصد است.
مدير گروه شهرسازي و معماري دانشگاه شهيد بهشتي با توجه به اين كه تأمين سرزندگي شهري مي بايست به عنوان يكي از دغدغه هاي اساسي از بالاترين سطوح تصميم گيري و برنامه ريزي شهري آغاز شود گفت: مسأله يكپارچگي نظام مديريت شهري و هماهنگي عملياتي اجزاء آن همانند حوزه معاونت شهرسازي، حوزه معاونت حمل و نقل و ترافيك، سازمان زيباسازي سازمان پارك ها و نظاير اينها يك ضرورت است. سرزندگي بايد به عنوان دغدغه اصلي و هدف نخست تمامي برنامه ريزان و مديران شهري بدل شود. وي افزود: از اين رو ايجاد تحول اساسي در نظام برنامه ريزي و حركت به سوي يك نظام برنامه ريزي طراحي- محور كه در ذات خود كيفيت گراست را بايد پيش شرط لازم تأمين سرزندگي پايدار شهري دانست و از سويي ديگر بايد توجه كرد كه در آفرينش كيفيت سرزندگي در شهر، نقش مشاركت شهروندان نقشي جوهري است.
گلكار با اشاره به اين كه هيچ رشته و حرفه اي به تنهايي توانايي و يا ادعاي دانش و مهارت كافي براي آفرينش چنين پديده اي را ندارد افزود: هر يك از سازمان هاي مربوط در توسعه شهري بايد سهم خود را در اين فرآيند مشاركتي و ميان رشته اي ادا نمايند. در اين ميان دانش طراحي شهري به واسطه خصلت كيفيت گرا، ميان رشته اي و اساساً بنا به فلسفه وجودي اش مي تواند چارچوب لازم را براي همكاري و هماهنگي متخصصين حوزه هاي علمي و هنري مختلف فراهم آورده و در آفرينش محيط هاي شهري سرزنده كمك كند.

آخرین ارسال های من :

برهوتشان را آباد می کنیم...باشد تا شهر درونمان آرام گیرد!!
 سپاس شده توسط: dely_sh
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
[-]
جستجو
جستجوی گوگل