ایران شهرساز را در تلگرام دنبال کنید

[-]
[-]

پشتیبانی 09120592515 ایمیل: iranshahrsaz@yahoo.com

[-]
[-]
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
1
مفاهیم کلیدی در مطالعات شهری: شهر




مارک گوتدینر، لسلی باد ترجمه شایسته مدنی




[تصویر:  City%202.jpg]
شهر، فضایی مرزبندی شده است که تراکم مسکن در آن زیاد و دارای جمعیتی نسبتا بالا و با ناهمگونی فرهنگی است. بر اساس سرشماری ایالات متحده که تعریف بسیار گسترده ای دارد، یک شهر می تواند به هر مکان شهری دارای 2500 نفر و بیشتر اطلاق شود که شهردار دارد (به مدخل های شهرستان ها؛ شهری شدن و شهرنشینی نگاه کنید).
بسیاری از محل هایی که در آمریکا عموما به تعریف بالا منتسب می شوند، مانند لس آنجلس، لاس وگاس یا نیویورک، واقعا شهر نیستند، بلکه مادرشهرهای چند مرکزی شهری شده یا ام ام آر. MMR(به مدخل نواحی مادرشهری چندمرکزی مراجعه شود) هستند. واژه "شهر" به صورت مفرطی مورد استفاده قرار گرفته و اغلب تنها به صورت اختصاری برای اشاره به این نواحی پرجمعیت و شهری شده به کار می رود. در اروپا، واژه های " کلان شهر " (مگاپولیس) و "" (مادرشهر) در دوران پس از جنگ به صورت مترادف مورد استفاده قرار می گرفتند و شهرها را به عنوان مکان هایی که متفاوت با لندن و پاریس ، توصیف می کردند. اکنون این واژه ها جای خود را به "شهر- ناحیه" داده اند. این تغییر تا اندازه ای انعکاس دهنده طبیعت محدود توسعه مادرشهری به دلیل محدودیت های طرح ریزی آن است. به این معنا که بسیاری محدودیت های شهری به صورت مصنوعی با دخالت مقررات دولتی بر جای خود باقی می مانند. برای نمونه، کمربند سبز (Green belt)در لندن، توسعه این مادرشهر را به سمت بیرون محدود می کند. سیاست کنرربند سبز که حلقه ای از فضای سبز به دور لندن ایجاد کرده، می تواند از گسترش بی حدوحصر شهر جلوگیری کند، اما همچنین باعث بوجود آمدن پدیده ای به نام نیمبی(NIMBY: Not in My Black Yard) شده است. (کسانی که مخالف ساخت و ساز هستند در جایی که زندگی می کنند: به نقل از دایره المعارف شهری. م) در این مورد، ساکنینی که امتیاز توسعه حومه شهری در نواحی حلقه سبز را به دست آورده اند، به دنبال این پدیده در پی محدودکردن پذیرش تازه واردها هستند و با مقاومت کردن در برابر توسعه آتی حاشیه نشینی، از جمله زیرساخت های جدید می کوشند مانع کسب مزایای پیشین خود توسط تازه واردها شوند. این سیاست نگهداری حدومرزهای شهر از طریق سیاستهای دولتی، تاثیر منفی بر بازارهای این ناحیه داشته و نتیجه آن حفظ تاثیرات مالی در خانه سازی برای ساکنین خارجی بوده است.
شهرها اصولا به این دلیل جنبه سیاسی خود اهمیت دارند. یک شهر آمریکایی مرکب از شهردار، قدرت مالیات بندی و افزایش پول از طریق اوراق مشارکت و دیگر ابزارهای مالی است. این واحد از نظر قانونی می تواند به استخدام نیروی پلیس و مهیاسازی تمامی خدمات اجتماعی برای ساکنان خود بپردازد. شهرها قدرت خودگردانی داشته و دارای صاحب منصبان انتخابی هستند. در نتیجه این امر اخیر، وزارتخانه های شهر، قدرت سیاسی ملی دارند. شهرداران شهرها نیز دارای جنبه سیاسی ملی بسیار بالاتری از همتایان حاشیه نشین خود هستند و به این دلیل شهرها خود تقسیماتی مهم به شمار می روند.
در اروپا بر خلاف ایالات متحده، موقعیت رسمی شهردار، بسته به نظام های مختلف دولتی و حکومتی به شدت تغییر می کند. در فرانسه، پنج شهر بزرگ پاریس، لیون، مارسی، لیل و بوردو قدرتی رسمی و غیر رسمی بسیار دارند. در آلمان، دولت- شهرهای هامبورگ، برمن و برلین با داشتن یک سیستم حکومت ناحیه ای، در موقعیت بالاتری نسبت به سایر شهرهای این کشور قرار دارند. در بریتانیا، لندن شهر اصلی بوده و قدرت و تاثیر رسمی و غیررسمی آن بیش از سایر شهرهای این کشور است. نظام خرده ملی sub-national دولتی به کرات در بریتانیا تغییر کرده است. در حال حاضر، نوعی بازگشت به مفاهیمی چون شهرستان و پندارهای مربوط به تعدیل ناحیه ای در این کشور پیدا شده است.
قدرت سیاسی شهرها به موقعیت آن ها به عنوان مکان فعالیت های اقتصادی بازمی گردد. به رغم پیشرفت به ظاهر ظالمانه پدیده جهانی سازی و دیجیتالی شدن، فعالیت های شرکت های بزرگ فراملی هنوز در برخی شهرهای بزرگ دنیا متمرکز است. مزایای هم مکانی همزمان با انواع اقتصاد تراکم شهری به شکل بازارهای کار تخصصی، دسترسی به حمل و نقل و آرمان های مشترک مربوط به سبک زندگی آشکار می شوند. شهر لندن به عنوان یکی از مراکز مهم مالی دنیا ناشی از مزایای این تجمعات شهری، موقعیت خود را تحت کنترل نگه می دارد (باد و وایمستر، 1992).
شهرها مراکزی مهم به شمار می روند، زیرا محل "فرهنگ شهری" نیز هستند. در گذشته، درک این ویژگی به سبب تباین آن با فرهنگ شهرستانی و به بیان دیگر نواحی روستایی، به راحتی قابل درک بود. با اینهمه، چندین دهه حاشیه نشینی و تاثیر همه جایی رسانه ملی، به گونه ای قابل ملاحظه این تمایز را کاهش داده اند، به طوری که ارزش آن امروز کاهش یافته است. یکی از چهره های شهر که ویژگی سایر ناحیه ها نیست، وجود خیابان های مناسب رشد و فرهنگ پیاده روست. جین جاکوبز (Jane Jacobs)(1961) شهرشناس، این ادعا را مطرح کرده که خیابان های شهری، جنبه بنیادین زندگی شهری هستند (به مدخل محله؛ شهرسازی نوین نگاه کنید). اغلب این ویژگی تمایزآفرین پیاده رو در محیط های ساخته شده به دست بشر، مانند گذرگاه های مشجر طاقدار و پارک های تفریحی با موضوعیت شهر مانند یونیورسال سیتی واک در لس آنجلس (به دخل پیاده رو و خودرو نگاه کنید) شبیه سازی شده است. در لندن سال های دهه 1970، بازار پیشین میوه و سبزی این شهر – کاونت گاردن (Covent Garden)- به صورت یک دهکده شهری تصنعی درآمد. دهکده ای کامل با گذرگاه های طاقی شکل گرجی (Gorgian) پیش ساخته که نوعی تمرین شبیه سازی بسیار موفق از روی یونیورسال لس آنجلس به شمار می رود.
از جنگ جهانی دوم، شهرهای ایالات متحده تغییراتی شگرف به خود دیدند، تنزل صنعتی، خانه ها و مدارس زوال یافته، محله های بسیار پرجمعیت، تبعیض نژادی شدید و آسیب نژادی، افزایش جرم و خشونت، مصرف هشداردهنده منابع که همگی در ایجاد چشم انداز شهری تیره وتاری سهیم بود. برای مدتی کوتاه در دهه 1960 و اوایل 1970، مداخلات وسیع دولت به ظاهرراهی به سوی نجات وضعیت شهری گشود. اما به دلیل ضعف منابع تجدید شونده شهری، ساخت شاهراه های سریع و پروژه های عظیم مربوط به اسکان عمومی، وضعیت شهرها امروز بدتر از هر زمان دیگری به نظر می رسد.
در اروپا، به رغم تخریب بسیاری از چشم اندازهای شهری، تاثیر جنگ جهانی دوم ژرف بود. بازسازی معنای هویت تاریخی شهر، نکته کانونی مساله به شمار می رفت. وین، شهر خوشبختی و پاریس پایتخت نورنامیده می شدند، زیرا موسیقی و هنر اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم آن ها هنوز در بازسازی چشم انداز شهری طنین می اندازد (هال، 1998).

لوییس ورث و شهر به مثابه راهی برای زندگی
ورث (Louis Wirth) شهر را به عنوان ترکیبی از سه متغیر اصلی – اندازه، تراکم و ناهمگونی یا گوناگونی جمعیتی- تعریف کرد. او نظریه ای مطرح ساخت که بر اساس آن، هر قدر این سه متغیر قوی تر باشند، مکان فوق، شهری تر خواهد بود. برای نمونه، هرقدر جمعیت محلی بیشتر باشد، روابط اجتماعی رسمی تر درجه دوم و سوم، جایگزین روابط اولیه جامعه سنتی خواهد شد؛ جمعیت نیز بی نام و نشان تر خواهد بود. هر قدر تراکم بالاتر باشد، تاثیرات بی نام و نشان بودن بالاتر خواهد بود و نیز نوعی رفتار از سر ستوه پدید می آید که از نیاز به پایان دادن به تحریکات مفرط سرچشمه می گیرد. تراکم بالاتر به ایجاد تحمل بیشتر بیگانگان می انجامد، اما استرس بیشتر را نیز به دنبال خواهد داشت که هر دو به زندگی شهری نسبت داده می شوند. ناهمگونی نیز به تحمل می انجامد، زیرا افراد بسیار متفاوتی با یکدیگر در تعامل هستند.
به رغم سال های دراز پژوهش، گواهی برای حمایت از نظریه ورث وجود ندارد. روشن است اندازه، تراکم و ناهمگونی، همگی تعریف گر مکان های شهری هستند، به خصوص زمانی که این متغیرها بزرگ باشند، اما افزایش هریک یا ترکیبی از آن ها لزوما به ایجاد تاثیرات "شهری" نمی انجامد. برخی شهرهای نسبتا کوچک تر مانند سان فرانسیسکو، به شدت شهری و گوناگون هستند، برخی شهرهای بزرگ تر دیگر مانند ایندیاناپولیس (Indianapolis)یا نشویل(Nashville)، جنبه شهری بسیار کمتری دارند. نظریه ورث چگونگی فرهنگ های ملی گوناگون که مسیر توسعه شهری را مشخص می کنند، در نظر نمی گیرد. در بریتانیا، گلاسگو با آپارتمان های فراوان و خدمات اقامتی موجود در مرکز شهر می توانست به عنوان تنها شهر واقعا شهری آن به شمار رود. در بریتانیا، دلتنگی داشتن "شهری سبز و دلپذیر"، به شدت در تابلوی نقاشی کانستبل(Constable)- ارابه یونجه- به چشم می خورد و در اثر ویلیام کوبت(William Cobbett)، سواری های روستایی تا همین اواخر نوعی فرهنگ ضدشهری خلق می کرد و "آرمان" حاشیه نشینی را ترویج می داد. نفوذ اشغال شخصی در مسئله مسکن در بازار خانه سازی انگستان در ترویج حاشیه نشینی تاثیر داشت. برعکس، طی ده سال گذشته، نوعی گرایش به سمت شهرنشینی و نیز افزایش خانه های شهرستانی در مکان هایی مانند لندن و پاریس وجود داشت. هجوم جمعیت به دنبال ترکیبی از عوامل پدید آمد: منابع فرهنگی فعال، مهاجرت های جدید به خصوص از آسیا یا شمال آفریقا و علاقه به املاک و مستغلات که به نوبه خود به ساخت و سازهای اداری می انجامید که اغلب به چشم اندازی ساحلی داشت و نیز آپارتمانی هایی در محیط محفوظ که هر دو دسته، خاص مشتریان ثروتمند بود.
یکی از کارهای ورث شناسایی انواع مختلف رابطه بود. هر یک از تعاریف شهر باید از میان روابط اجتماعی درجه اول، دوم و سوم متمایز شود. ویرث این نگرش را پذیرفت که نواحی و اجتماعات روستایی، تحت سلطه روابط درجه اول قرار دارند که روابطی رودررو و شخصی است. درمقابل، روابط درشهرها کمتر جنبه شخصی داشته و بیشتر از نوع درجه دوم و سوم هستند. روابط درجه دوم روابطی هستند که تعددشان کمتر است اما مستقیم و بین شخصی هستند. این روابط، مخصوص نقش یا کارکردی معین مانند رابطه میان مشتری و کارمند بخش خدمات است. برای نمونه در بانک، تحویلداران نسبت به مشتریان رفتار مودبانه ای دارند، اما ممکن است یک مشتری هر بار با همان تحویلدار قبلی روبرو نشود. بنابراین رابطه فوق محدود به برخوردی بر پایه یک کارکرد اقتصادی ست. چنین تعاملاتی که درست از نوع سوم است، کاملا متفاوت و به نسبت روابط درجه اول – که در آن، مردم از دیدار دوستان، خانواده و نزدیکان لذت می برند- غیرشخصی تر است.
روابط نوع سوم همچنین مشخصه محیط های شهری گسترده هستند. این روابط بر پایه روابط و برخوردهای غیرمستقیم با استفاده از وسایلی مانند تلفن، یا روابط رسمی تر در حوزه کسب و کار استوارند. زمانی که افراد با شرکتی به کسب و کار می پردازند، ممکن است با شخصی صحبت کنند، اما آن فرد– خانم یا آقا- فقط نماینده آن شرکت است. این از نوع رابطه درجه سوم است که رابطه ای به شدت رسمی را تشکیل می دهد.
ورث در نظریه خود باور دارد که زندگی شهری از زندگی و اجتماعات روستایی و غیرشهری کاملا متفاوت است، زیرا در شهر روابط نوع دوم و سوم حاکم هستند. او آنقدر زنده نماند که پیدایش نوع جدیدی از روابط بر پایه اینترنت را که در جامعه امروز ما وجود دارد، ببیند. تعاملات سایبری شامل روابط غیررودررو وغیرجسمی می شود که بسته به وضعیت از روابط بسیار شخصی گرفته تا روابط درجه سوم را در بر می گرد. از این رو، اینترنت، بعد جداگانه ای از تعاملات را می سازد که می تواند فرهنگ زندگی شهری غیرشخصی را تقویت کند و یا از آن فراتر رود، زندگی ای که ورث باور داشت مشخصه تمامی شهرهاست.

لوییس مامفورد و شهر به مثابه محل تمدن
لوییس مامفورد (Lewis Mumford) (1961) شهرشناس آمریکایی نگرشی متفاوتی نسبت به ورث درباره زندگی شهری داشت. طرز فکر مامفورد بر نقش تعاملی و اجتماعی شهرها بر رفتار تاکید داشت. او به تمایز مورد نظر ورث مبنی بر اینکه شهرها روابط غیرشخصی را در خود پرورش می دهند، نپرداخت. در عوض باور داشت روابط مهم درجه اولی در شهرها برقرار هستند که به نوآوری های اجتماعی می انجامند. از نظر مامفورد، زندگی شهری، خلاقانه و تماشایی بوده و شهر محل تمدنی ست که در طول قرن ها نوآوری هایی بی شماری را خلق کرده است. او در جایی می گوید " شهر، تئاتری از کنش های اجتماعی است." تمامی کارکردهای شهری به دلیل اینکه باید در صحنه زندگی خیابان شهر صورت گیرند، به گستردگی تشدید می شوند.
نگرش مامفورد مبنی براینکه تعاملات اجتماعی شدید، شاهرگ حیات زندگی شهری است، تمامی نسل های شهرسازان را تحت تاثیر خود قرار داد. برای نمونه جین جاکوبز و ویلیام اچ.وایت (William H. Whyte)، قویا به بحث درمورد تدارک شهرهای دارای گذرگاه های خاص دوچرخه سواران و عابران پیاده و نیز نقش مهم فرهنگ خیابان پرداختند (1988؛ به مدخل های شهرسازی نوین؛ عابران پیاده و خودرو نگاه کنید). شهرشناس فرانسوی، رولان بارت(Roland Barth)، به زندگی متراکم در مراکز شهر به عنوان نوعی تحریک شهوانی می نگریست که در آن، گوناگونی مستولی بود و مردم می توانستند یکدیگر را با رعایت فاصله ای امن بنگرند (گوتدینر، 2001). این نگرش، توهمات و هیجان ها را بر می انگیخت. طراحانی چون آلن جاکوبز (Allan Jacobs) و دونالد اپلیارد (Donald Appleyard)، با اصرار به طراحان برای تاکید بر زندگی خیابان در شهر، این پندارها را در کارهای خود طنین انداز کردند (2003). مفاهیم موجود در آثار آنان به دست شهرسازان جدید گسترش یافت (به صفحه 96 نگاه کنید.). از نظر مافمورد و وایت، مکان های عمومی شهر، صحنه هایی هستند که ساکنان می توانند در آن ها به سود فرهنگ شهری به کنش و تعامل بپردازند.
ادعای مامفورد و ورث از یک جهت پذیرفته است. در شهر که هردوی آن ها به مثابه فضایی محدود به آن می نگرند (برای ملاحظه نقد مربوطه، به مدخل ناحیه کلان شهری چندمرکزی نگاه کنید)، روابط اجتماعی همواره در میان گروه ها و انجمن های اجتماعی سازمان دهی می شود. در این مکان، خانواده ها، محله ها و نیز انجمن های داوطلبانه و حرفه ای وجود دارد. بسیاری از این انجمن های گروهی، زمانی که در ساختارهای فیزیکی سازماندهی می شوند، مکان هایی ثابت مانند خانه ها، دیوانسالاری های دولتی و ساختمان های تجاری ایجاد می کنند. بر اساس نظر مامفورد:
"معنای بنیادین فیزیکی وجود یک شهر، وجود مکان های ثابت، سرپناه های پایدار، تسهیلات دایم برای مجالسات، مبادلات و انبارسازیست؛ معنای اصلی اجتماع نیز، تقسیم کار اجتماعی است که منحصرا به کار زندگی اقتصادی نمی آید، بلکه در روندهای فرهنگی نیز نقشی دارد... بنابراین شهر فوق به معنای تمام خود، یک شبکه جغرافیایی، یک سازمان اقتصادی، یک روند تشکیلاتی، تئاتری از کنش های اجتماعی و یک نماد زیبایی شناختی از یگانگی جمعی است." (2003: 94)
ما در اینجا شاهد نوعی تفکر قدیمی هستیم که نویسندگان کنونی آن را به سمت نوستالژی سوق داده اند. مامفورد شهر را با تمدن یکسان فرض می کند، تمدنی که پیشتر بسیار نافذ بود اما حالا در ایالات متحده مورد مشاهده قرار گرفته و تاریخ گذاری شده است. پیشتر تصوری مهم از شهر وجود داشت و آن پندار مامفورد بود که پنداری جهانی به شمار می رفت. درآن زمان تنها جایگزین های دیگر، زندگی روستایی یا حاشیه های ناقص شهر بودند، اما در شرایط کنونی، پندار مامفورد کهنه شده است. وانگهی، شکوفایی فرهنگ کلان شهری او، بر پایه شواهد محدود تاریخ باستان به عبارتی، تنها تاریخ تمدن های باستانی استوار بود. اما تمامی ادعاها بر سر یگانگی شهر در این عبارات با در نظر گرفتن اینکه نواحی حاشیه شهر نیز در جامعه معاصر نقشی با همان اهمیت ایفا می کنند، باطل می شود. (به مداخل حاشیه و حاشیه نشینی؛ ناحیه کلان شهری چندمرکزی نگاه کنید.) نیز اکنون بسیاری از این انواع تعاملات اجتماعی تماشایی در اینترنت، چت روم و جامعه نوین تلفن همراه صورت می گیرند، هرچند صحنه مجازی نمایش می تواند بی هیچ ابزاری جانشین تعاملات خیابان یا بسیاری از مراکز "چند مرکزی" و نواحی کاملا شهری شده شود. (گوتدینر و هاچیزون، 2000؛ گوتدینر، 2001)
برغم تمام این اظهارات، درکمال تعجب، نظریه مامفورد درباره شهر به مثابه "محل تمدن" اخیرا توسط جامعه اروپای واحد جانی تازه گرفته. یک دهه است که این امر رقابتی سالیانه برای برگزاری مراسمی موسوم به شهر فرهنگ یا پایتخت فرهنگی به راه انداخته، پدیده ای که بر مرکزیت شهرهای اروپایی با توجه به میراث مشترک ملی آن ها تاکید می کند. از سوی دیگر، پندارهای کنونی درباره احیای شهرها تاکیدی فزاینده بر خلاقیت مردمی قرار می دهد که در نواحی متراکم شهری زندگی می کنند. این پندار نه تنها نخستین بار توسط ریچارد فلوریدا (Richard Florida) در ایالات متحده مطرح شد، بلکه رفته رفته دراروپا نیز به امری مردمی تبدیل می شود. این موضوع که آیا توسعه شهری در وهله نخست به خلاقیت مردم بستگی دارد یا نه، نظریه ایست که هنوز به اثبات نرسیده، هرچند هیچ کس نمی تواند منکر این امر شود که هنرمندان، طراحان، نوآوران رایانه ای و دیگر مردم خلاق مانند کسانی که در بخش مالی و تجارت مشغول هستند، در اقتصاد ملی نقشی حساس دارند. همین مردم معمولا در شهرها حضور دارند، گواینکه حاشیه های رشدیافته شهرها در ایالات متحده، مانند سیلیکون والی (Silicon Valley) یا ناحیه مرکزی شده پیرامون سیاتل(Seattle) نیز سهم عادلانه خود را در این روند ایفا می کنند.
جنبه هایی از زندگی شهری امروز
دیگر جنبه منحصربفرد شهرها، در مقایسه با نواحی حاشیه نشین و روستایی، علاوه بر فرهنگ عابران پیاده و تعاملات، حضور فعالیت های شبانه است. جنبه های اجتماعی این دنیای خاص زمانی آشکار شد که آکادمیسین ها شروع به مطالعه خرده فرهنگ های معاصر کرده و به نوعی گوناگونی در گروه های حاشیه نشین اجتماعی دست یافتند. گروه هایی که با خلق فضاهای شخصی شده با مشارکت در شهر نوعی کلونی شبانه تشکیل داده بودند. این وضعیت در بطن خود مانند زندگی خیابان نبود که به قول مامفورد، جاکوبز و وایت، آفرینشگر پویایی فوق باشد، بلکه عامل آن عملکردهای خرده فرهنگ شهری و به خصوص در دل شب بود، زمانی که بیشتر مردم معمولی در خانه خواب بودند. (شاترتون و هلندز، 2003). ( به مدخل زندگی شبانه و فضاهای شبانه شهری نگاه کنید).
جنبه منحصربفرد دیگری از شهرها نیز در معماری آن ها وجود دارد، ساختمان های بلند موسوم به ساختمان خراش است. این ساختمان های بلند نه تنها بخشی از یک محل خاص، بلکه بیشتر به عنوان نتیجه نوعی نوآوری تحول برانگیزی بود ناشی از جنبه منحصربفرد شهر مبنی بر این که یک محل محدود باارزش از نظر مکانی به شمار می رفت. اکنون این ساختارها به خاطر مفهوم فرهنگی و معنای مکانی که به شهرها می دهند، دوباره ارزشمند شده اند. معماری امضادار و خلق چشم اندازهای شهری که حکم نشان را دارند، در فاز کنونی جهانی سازی، عوامل مهمی در بازاریابی مکان به شمار می روند. خط افق شهر در قالب یک تابلو، نشانه مهمی برای مکان است. زمانی که این افق مریی مانند افق پاریس به صورت مستقیم و فوری قابل تشخیص باشد، ابزاری مهم برای ارزش گذاری موقعیت در یک نظام اقتصادی جهانی ایجاد می کند.
به این ترتیب، خانه سازی تفاوتی میان شهر و حومه شهر نشان می دهد. در شهر، تراکم خانه ها بالاست. اگر هم خانه هایی مخصوص یک خانواده باشد، معمولا درزمین های کوچک ساخته می شود. بسیاری از ساختمان ها آپارتمان هایی مخصوص چند خانواده هستند، برخی از آن ها نیز در واقع در مقیاس بزرگتر مانند آسمان خراش هستند. در حاشیه شهر، الگوی متفاوتی برای استفاده از زمین وجود دارد، در آنجا زمین ها بزرگ تر بوده و تاکید بر خانه های تک خانواده ایست که این امر به تراکم اجتماعی بسیار کمتر ناحیه می انجامد. از نظر تاریخی، ابتدا در درون شهرها اشکال جدید خانه سازی ابداع شد. برای نمونه پیدایش مستغلات در سال های 1800 موجب تغییر شکل شهرها به مراکز ساخت و پیدایش طبقه کارگر مستاجر شد.
امروز شهرها سهم مهمی در جامعه دارند. با اینهمه برای داشتن درک درستی از شهر لازم است رابطه آن با دیگر نواحی شهری مانند حومه های شهر و شبکه های مکانی که از طریق ابزارهای الکترونیک در اقتصاد اطلاعاتی به یکدیگر پیوند خورده اند، در نظر گرفته شود. در نتیجه، موضوع مطالعات شهری دیگر به مطالعه شهر به تنهایی محدود نمی شود. مداخل دیگر این کتاب به جنبه های دیگر می پردازند که پیشتر نسبت به امروز جداگانه تر از یکدیگر نگریسته می شد. حالا مطالعات شهری با اشکال فراوان محیطی و پیکربندی های ناحیه ای سروکار دارد.
منابع
Chatterton, P. and R. Hollands, 2003. Urban Nightscapes: Youth Subcultures, Pleasure
Spaces and Corporate Power. London: Routledge.
Gottdiener, M. and R. Hutchison, 2000. The New Urban Sociology, 2nd Edition. NY:
McGraw-Hill.
Gottdiener,M. 2001. Life in the Air: Surviving the New Culture of Air Travel. Lanham,
MD: Rowman and Littlefield.
Mumford, L. 1961. The City in History. NY: Harcourt Brace.
Mumford, L. 2003. ‘What is a City?’ in R. LeGates and F. Stout (eds) The City Reader,
3rd Edition. London: Routledge. pp. 93–6.
Jacobs,A. and D. Appleyard, 2003. ‘Toward an Urban Design Manifesto’ in R. LeGates
and F. Stout (eds) The City Reader, 3rd Edition. London: Routledge. pp. 437–47.
Jacobs, Jane, 1961. The Death and Life of Great American Cities, NY: Modern Library
Edition.
Whyte,W.H. 1988. City: Rediscovering the Center. Garden City, NY: Doubleday
آخرین ارسال های من :

برهوتشان را آباد می کنیم...باشد تا شهر درونمان آرام گیرد!!
موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده بازدید آخرین ارسال
  برنامه ریزی شهری در کشور چین shokri 1,581 1393-3-14، 07:53 عصر
آخرین ارسال: atelieahjam
  برنامه ریزی شهری در ترکیه Ƒanos 1,716 1393-3-14، 07:43 عصر
آخرین ارسال: atelieahjam
  بازیابی عناصر هویت شهری ماراویا 1,327 1392-9-9، 05:50 عصر
آخرین ارسال: heli_goli
  هویت شهری و عناصر ساختاری آن ماراویا 1,515 1392-9-9، 05:49 عصر
آخرین ارسال: heli_goli
  منطق شکلی و بافت شهری در اقلیم گرم و خشک ماراویا 1,622 1392-5-26، 01:00 عصر
آخرین ارسال: mfarmand
  فصلنامه هفت شهر شماره ۱ - با موضوع تجارب جهانی مرمت شهری ماراویا 1,764 1392-5-8، 07:49 عصر
آخرین ارسال: ایلیا
  پروژه های بهسازی شهری با همکاری بانک جهانی ماراویا 1,187 1391-11-21، 08:47 صبح
آخرین ارسال: ماراویا
  آشنایی با برخی مفاهیم و اصطلاحات رایج شهری ماراویا 1,086 1391-11-20، 01:25 صبح
آخرین ارسال: ماراویا
  نخستین تسویه خانه زباله شهری به زودی در تبریز افتتاح می‌شود ماراویا 853 1391-11-18، 02:55 عصر
آخرین ارسال: ماراویا
  جایگاه میراث فرهنگی در توسعه ی پایدار شهری ماراویا 1,079 1391-11-2، 08:32 عصر
آخرین ارسال: ماراویا
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
[-]
جستجو
جستجوی گوگل