ایران شهرساز را در تلگرام دنبال کنید

[-]
[-]

پشتیبانی 09120592515 ایمیل: iranshahrsaz@yahoo.com

[-]
[-]
امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امتیازات: 2.33
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
1
شهر
1---
توسعه تاریخی شهر ها از دوره ی ماقبل تاریخ شروع به تغییر و تحول نمودند. زمانیکه گروههایی از قبایل چادر نشین و دامداران ( کسانی که به دنبال جمع آوری علوفه برای دامها بودند)شیوه ی زندگی یکجا نشینی را بو جود آوردند. به منظور حفاظت از خود و منابع غذایی از حمله ی قبایل مهاجم خانه های خود را در داخل یک ناحیه محصور با دیوار یا در یک مکان طبیعی محصور مانند آکروپولیس شهرهای یونان باستان ساختند. برای اینکه دسترسی به آ ب نیز از آیتم های مهم بود این سکونتگاه ها معمولاً در کنار یک رود خانه ساخته میشدند. جنین سکونتگاه هایی منجر به تخصص و تقسیم نیروی کار شد، بازار ها ایجاد شدند که در آنها هنرمندان میتوانستند مهارتهای خود را با دیگر انواع کالاها مبادله کنند. رشد روحانیت نیز به زندگی روشنفکرانه کمک کرد. بنابراین شهرها نه تنها در برابر رشد تجارت و صنعت مسئول بودند ، بلکه مسئول توسعه ی هنر و آموزش نیز بودند و آنها نقش اساسی در ظهور همه ی تمدنهای بزرگ بازی کردند. در این بین قابل ملاحظه ترین شهرهای دنیای باستان ( براساس توسعه آنها) عبارت بودند از : تبت، منفیس، بابل ، نینوا ، شوش، سور و سیدا و اورشلیم گفته میشود که اسکندریه بیش از 500000 ساکن داشت و برای روم حتی بیشتر از ان بود.به عنوان پایتخت امپراطوری روم شرقی و شهر اصلی در اروپا ، قسطنطنیه (استانبول امروزی) جانشین رم گردید. در جهان اسلام در منطقه شرق در طول قسمتی از دوره ی قرون وسطی بغداد ، دمشق و قاهره از نظر جمعیت سرآمد بودند. کردُبا بزرگترین شهر اسلام در غرب و برای مدتی در کل اروپا بود. توسعه ی شهرها در اروپا نشانه ای از گسست فئودالیسم بود. در شروع قرن 16 اروپا دارای شش یا هفت شهر 100000 نفری و بیشتر بود. در آخر قرن 13 تا 14 از چنین شهر هایی در اروپا بودند .در طول قرن 17 اگر چه جمعیت اروپا ثابت ماند باز جمعیت شهرها افزایش یافت.
2---
در سال 1910 ايالات متحده امريكا داراي 31 شهر با جمعيت 100000 تا 250000 و 19 شهر با جمعيت 250000 يا بيشتر بود .در سال 1990 شهر هايي با جمعيت 100000 تا 250000 به 131 عدد رسيد و شهر هايي با جمعيت 250000 يا بيشتر به 63 شهر رسيد . در سال 1890 ‏‏ ‏‎، 15.4% از جمعيت (امريكا) در شهر هاي 100000 نفر يا بيشتر زندگي ميكردند. در سال 1990 فقط بيش از ¼ جمعيت در شهر هاي 100000 نفري و بيشتر زندگي مي كردند. و بيش از ¾ كل جمعيت در شهر ها و شهركهاي بالاي 2500 نفر زندگي ميكردند.

برنامه ريزي شهري: براي اغلب تاريخ خود برنامه ريزي شهري عمدتا با مقررات كاربري زمين و نظم دهي فيزيكي سازه هاي شهري كه توسط معيار هاي معماري ، مهندسي و ساخت و ساز زمين هدايت ميشد، سروكار داشت.در اواسط قرن 20 برنامه ريزي شهري گسترده شد و شامل هدايت تفصيلي فيزيكي،اقتصادي و محيط اجتماعي جامعه گرديد. ويژگي هاي شاخص برنامه ريزي شهري عبارتند از: 1-
طرح جامع كه اهداف ( و محدوديتهاي ) توسعه شهري را خلاصه ميكند.
2-
قانون منطقه بندي و كاربري هاي مجاز ، تراكم ها و نيازمنديهاي خيابانها ، خدمات رفاهي و ديگر را مشخص ميكند.
3-
طرحهايي برا ي جريان ترافيك و حمل و نقل عمومي
4-
راهكارهايي براي احياي اقتصادي محلات عقب افتاده ي شهري و روستايي
5-
راهكار هايي به منظور اقدامات حمايتي جهت كمك به گروههاي اجتماعي پايين ( اقشار ضعيف)
6-
خط و مش هاي هدايتي براي محافظت محيطي و حفظ منابع كمياب




برنامه ريزي شهري توسط دولت در همه ي سطوح شامل: محلي – بخشي- منطقه اي – ايالتي و ملي و بوسيله ي گروهها ي خصوصي انحام ميشود. همچنين موضوع رشته ي تحصيلي دانشگاهي است. انجمنهاي تخصصي شامل انجمن شهرسازي امريكا ، انستيتو برنامه ريزان كانادا و در انگلستان انستيتو برنامه



ريزي سلطنتي ميباشد. تاريخ برنامه ريزي شهري: اكتشافات باستان شناسي شهر هاي قديمي شواهدي از برخي برنامه ريزي هاي عمدي را كه شامل نظم دهي خانه ها در الگوهايي با قاعده و مستطيلي شكل و چهار گوش و مكان شناخته شده ي ساختمانهاي شهروندي و مذهبي در كنار راههاي اصلي ، آشكار ميسازد.
شهرسازي(‌برنامه ريزي شهري) در يونان باستان: تاكيد بر برنامه ريزي در طول دوره يونانيان و روميها افزايش يافت.معمار يوناني به نام هيپوداموس اهل ميلوتوس (500تا 440 قبل از ميلاد) سكونتگاههاي يوناني نظير پرين و پيروس را طراحي كرد.وي كه به پدر شهرسازي معروف است بر طراحي هندسي شهر ها تاكيد داشت. قلعه هاي مذهبي و شهروندي را طوري جهت ميداد كه يك احساس توازن و تناسب زيبايي از آنها حاصل شود. خيابانها به شكل شطرنجي نظم دهي ميشدند و مساكن با تسهيلات فرهنگي ، تجاري و دفاعي ادغام ميشدند. روميان اين اصول يونانيان را ادامه دادند.طراحي هاي آنها براي معابد به ياد ماندني ،طاقها ، ورزشگاهها و فوروم ها از مثالهاي كلاسيك شهرسازي بر مبناي توجه ويژه و خاص بر تناسب و تقارن ، بودند.

3--

رنسانس و بعد از آن: تقلید از سبک کلاسیک یونانی-رومی در طول دوره ی رنسانس کوششهای شهرسازی را در راستای سبک کلاسیک احیا نمود.میدان کلیسای سن پیر در رم و میدان سن مارک در ونیز از نمونه های ایده آل شکوه و عظمت در سازه های شهری ( شهروندی) و مکانهای عمومی هستند. در تضاد آشکار با خیابانهای باریک و بدون قاعده ی سکونتگاههای دوره ی قرون وسطی شهر سازی رنسانس بر خیابانهای عریض و شعاعی با قاعده و کمربندی تاکید داشت که این به مفهوم خیابانهای به شکل دوایرمتحد المرکز به دور یک نقطه ی مرکزی میباشد.با دیگر خیابانهایی که از آن نقطه بطرف بیرون شبیه پره های یک چرخ منشعب میشوند ، مانند طراحی خیابانهای لندن در سال 1666 بوسیله معمار انگلیسی به نام سر کریستوفر رن و خیابانهای مانهاین و کارلسروهه در آلمان . [تصویر:  stadtplan_esslingen_lima.jpg] این الگوی شهرسازی دوره ی رنسانس که در شهر های استعماری انگلیسی و اسپانیایی در قرنهای 16و17 شکل گرفته بودند به دنیای جدید منتقل شد. در میان آنها میتوان به شهر ساوانا درایالت جرجیا شهر ویلیام برگز درویرجینیا ، مکزیک وسیتی در مکزیک و شهر لیما در پرو اشاره کرد. شهرسازی در اوایل شکلگیری ایالات متحده امریکا همچنین ، منعکس کننده ترجیح بر ساختمانهای عمومی ومعابر معظم میباشد. یک مثال بارز در سال 1791 طراحی Dc



واشنگتن ( بخش کلمبیا) بوسیله مهندس فرانسوی- امریکایی به نام پیر چارلز لنفنت است. طرح او بیانگر شبکه ای از خیابانهای عریض که در یک پارک بزرگ یا مرکز فروش و دیگر فضاهای عمومی و یا در سازه های عمومی نظیر ساختمان کنگره وکاخ سفید بهم میرسند.
ایده ی خیابانهای شعاعی و احاطه کننده در قرن 19 ام نیز ادامه یافت. این ایده در طرح بازسازی پاریس (1850- 1874) بوسیله ی مدیر فرانسوی بارون جرج یوجین هاسمن (هوسمان) به کار گرفته شد. در ایالات متحده سیستم های پارک عمومی گسترده در شهرهایی مثل نیو یورک ،بوستن – فیلادلفیا و دیگر جاها توسط معماران منظر مانند: فردریک لا ارستیک و معمار انگلیسی – امریکایی به نام کالبرت ووکس (



(vaux




ساخته شد.




اما برای بیشتر وقتها شهر سازی در قرن نوزدهم به رشد سریع و مستمر و ایده های اقتصادی به جای طراحی تفصیلی تاکید داشت.در طولاین قرن انقلاب صنعتی شاخص های طراحی اندکی که معرفی شدند اغلب ملاحظات اساسی فیزیکی و زیبایی شناختی را فراموش کردند. این امر در طرح کمیسیون شهری نیویورک اشکار است که « منهتان» ( بخش مرکزی نیویورک) شبه جزیره بطول 20 کیلومتر در حدود 4- 4.5 تا 5 کیلومتر که منهتان را به بلوکهای چهارگوش مشابه به عنوان وسیله ای برای تشویق استقرار سریع بیشتر تقسیم میکند. تا اواخر قرن 19 رشد غالباً آزادانه ( بی رویه ) نیویورک و دیگر شهر های عمده منجر به ازدحام جدی با انبوهی از مشکلات همراه آن شد. عکس العمل به این وضعیت ها ( شرایط) اساسی برای عصر جدیدی از برنامه ریزی های شهری شد.
4--

شهر سازی قرن بیستم :ایالات متحده امریکا و بریتانیا مشابه هم به نیاز برای بهبود وضعیت زندگی در شهر ها پاسخ دادند.اقدام اولیه آنها قاعده مند نمودن شرایط بهداشتی و تراکم مساکن آپارتمانی بود. سپس جنبشی در هر دو کشور برای یک راهکار مفصل و طولانی مدت به پا خواست، یک فرایند شهرسازی که بسیاری از نیروهای تاثیر گذار در شهر های جدید را مورد بررسی و کنترل قرار میدادند. نمایشگاه جهانی 1893 کلمبیا در شیکاگو مفهوم شهر سفید طراحی شده را که در تضاد آشکار با شرایط ناخوشایند بیشتر سکونتگاههای شهری بود،مطرح کرد. درایالات متحده ی امریکا جنبش شهر زیبا جرقه زد که بر شکوه و عظمت شهری تاکید داشت که در برگیرنده ی ساختمانهای عمومی جدید زیبا، سیستم های پارک ( پارکهای شهری) و خیابانهای مهم بود. در اوایل قرن بیستم قدمهای مهمی برای رسمیت بخشیدن و قانونمند کردن شهر سازی برداشته شد.در سال پیش آهنگ 1909 بریتانیا قانون شهریازی زا تصویب کرد، که مسئولین محلی را برای تهیه طرحهای کنترل ساخت و ساز جدید مخیر ( صاحب اختیار ) نمود. در سال 1909 در ایالات متحده اولین کنفرانس ملی شهرسازی برگزار گردید.این کنفرانس اولین کنفرانس از یکسری همایش های سالیانه بود که حتی تا به امروز ادامه دارد که ثابت کرد دارای حمایت یکپارچه موثر برای شهرسازی میباشد. همچنین در سال 1909معمار امریکایی به نام دنیل برنهام طرح شهر شیکاگوی خود را منتشر کرد . طرحی که از نقطه نظر منطقه ای و ادغام تفصیلی سیستم های حمل و نقل ، پارکها، خیابانها و دیگر تسهیلات یک نو آوری بود. شهر سازی در سالهای بعدی حمایت های بیشتری را دریافت نمود. در سال 1919 بریتانیای کبیر تهیه طرحهای برنامه ریزی را برای بیشتر حاکمان محلی ( دولتهای محلی) اجباری نمود. و در سال 1921 کانادا قانون شهرسازی را تصویب نمود. همچنین دیگر کشورهای اروپایی و استرالیا قانون شهرسازی را تصویب کردند. [تصویر:  mvc-021s.jpg] در ایالات متحده امریکا در طول دهه ی 1920 برنامه ریزی محلی بطور قابل ملاحظه ای افزایش یافت . در سال 1920 تقریباً 100 شهر دارای هیئت های برنامه ریزی شهری بودند. تا سال 1930 این تعداد به تقریباً 500 مورد رسید. این افزایش (رشد) میتواند به دلایل مختلف توضیح داده شود. در سال 1928 اداره ی کل تجارت ایالت متحده امریکا قانون استاندارد شهر سازی را منتشر کرد که یک مدل و روش راحتی را برای تلاشهای برنامه ریزی انها فراهم میکرد.تصمیم عالی ایالات متحده در سال 1926 در الکید دابلر هرگونه شک و تردید باقیمانده را درباره ی قانونی بودن منطقه بندی ( که محصول نهایی مهم برنامه ریزی شهری است ) برداشت.

5--

(اولین قانون منطقه بندی در USA بوسیله ی شهر نیویورک در سال 1916 مورد تصویب قرار گرفت) دیگر اثراتی که منجر به پذیرش زیاد شهر سازی گردید ، رشد سریع شهر ها در طول دهه ی 1920 و فشار های بعدی آن رب تسهیلات حمل و نقل و خدمات عمومی بود. در طول رکود بزرگ دهه ی 1930 ، دولتهای محلی و ملی بطور آمرانه در شهر سازی دخالت کردند. به منظور تسریع توسعه ی اقتصادی در مناطق عقب افتاده پادشاهی انگلستان تعیین هیئت های ویژه با اختیارات وسیع را قانونی کرد: بریتانیا ، فرانسه ، هلند و دیگر کشورهای اروپایی ، پروژه های گسترده مساکن عمومی را به مورد اجرا گذاشتند. در ایالات متحده ی امریکا رئیس جمهور فرانکلین روزولت تحت برنامه ی اقدام جدید خود یک مدیریت امور عمومی را تاسیس کرد که با بهبود امکانا سرمایه ای شهر سروکار داشت ، هیئت برنامه ریزی ملی برای هماهنگی توسعه طولانی مدت و برنامه ای که 3 کمربند سبز شهری را ایجاد کرد. برای تهیه و اجرای یک طرح منطقه ای جامع و در برگیرنده (قاطع) هیئت مس ئولین دره ی تنسی ایجاد شد. بیمه های مسکن فدرال و ملی و خانه های عمومی در ساختن شهرها اهمیت پیدا کردند. [تصویر:  5.Millennium-Bridge.jpg] بعد جنگ جهانی دوم: بازنگری فیزیکی گسترده ی شهر ها بعد از جنگ جهانی دوم ، ضرورت جدیدی را به شهر سازی بخشید . در در سال 1947 بریتانیای کبیر قانون مهم برنامهریزی شهری و روستایی را به تصویب رساند که تمام ساخت و سازها ( توسعه) را تحت کنترل منطقه ای در آورد. ساخت شهر های جدید نیز مورد تشویق قرار گرفت. ایجاد جوامع جدید قبلاً توسط شهرساز انگلیسی به نام بنزر هاورد در اوایل قرن بیستم به مورد اجرا گذاشته شد.
سکونتگاهای شهر لچورس (Letchworth



) در سال 1903 ولوین (
welwyn



) در سال 1920 بر اساس ایده های هاورد به عنوان شهر های خود کفا طراحی شده بود. که از دست اندازی ( گسترش ) شهری توسط کمربندی های سبز ( نواحی زراعی ) محافظت میشد.
در دهه های 1950 و 60 توسعه ی شهرکهای جدید انگلستان تاکید جدیدی را ایجاد نمود ، ساخت شهرکهای جدید به عنوان سیاست رسمی شد و شهرکهای متعدد جدیدی احداث شدند که بسیاری از آنها در پیرامون شهر لندن بود. دیگر کشور های اروپایی مشابه هم بر بر نامه ریزی فیزیکی بعد از جنگ جهانی دوم تاکید کردند. بازسازی گسترده شهری در رتردام هلند ، هامبورگ آلمان ، هلیسنکی فنلاند و دیگر جاها اتفاق افتاد. شهرکهای جدید نیز ساخته شدند که از میان آنها میتوان به تاپیولا در فنلاند و ملان سنارت در حاشیه ی شهر پاریس اشاره کرد. شهر های جدید اروپایی به نوبه ی خود برنامه ریزی و ساخت شهر های خودکفا ی مشابه را در دیگر نواحی دنیا از جمله برزیلیا در برزیل و اشدود در اسرائیل تشویق نمود.

آخرین ارسال های من :

برهوتشان را آباد می کنیم...باشد تا شهر درونمان آرام گیرد!!
2
RE: شهر
6--
برنامه ریزی فیزیکی همچنین بر شهرسازی در ایالات متحده س امریکا در طول دهه های 1950 و 60 تسلط داشت، تلاشها بر طراحی تفکیک مساکن حومه ای و فراهم نمودن نیازهای حمل و نقل آنها متمرکز شد. توسعه ی مجدد قسمتهای مرکزی شهر ها نیز مورد توجه جدی قرار گرفت. قانون مسکن سال 1946 منابع مالی فدرال مهمی را برای نوسازی شهری مجاز شمرد. برای دو دهه بعدی سیاست توسعه ی مجدد در ایالات متحده ، جایگزینی نواحی فرسوده و نامناسب با ساخت و ساز های جدید بود.
قانون مسکن سال 1954 تهیه ی طرحهای عملی را برای ممانعت از فرسودگی شهری الزامی نمود و آن را به عنوان اساسی برای منابع مالی اکثر طرحهای تفصیلی موجود، قرار داد. یارانه های مسکن فدرال دیگری منجر به پروژه های مسکونی –شهری جدیدی شد که شامل ساخت مسکن جدید و بهسازی مساکن موجود میشد. شبکه ی شاهراههای بین ایالتی در اوایل دهه ی 1950 شروع گردید که بر شکل تمام نواحی متروپلیتن ها (مادر شهرها) تاثیر گذاشت. (ساخت) توسعه ی شهر های جدید نیز در ایالات متحده ی امریکا آزمایش شد . هرچند که موفقیت قابل توجهی نداشت، دو تا از معروفترین شهر های جدید یکی شهر رستون در ویرجینیا و دیگری شهر جدید کلمبیا در مریلند در اوایل دهه ی 1960 شروع شد.
7--
شهر سازی جدید: شهرسازی در ایالات متحده ی امریکا و دیگر کشور ها در اواخر دهه ی 1960 فراتر از جهت گیری فیزیکی صرف گسترش یافت.در شکل جدید خود شهرسازی یک فرایند مستمر میباشد که نه تنها با طراحی فیزیکی سروکار دارد، بلکه مسائل اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی را نیز در بر میگیرد. به عنوان بافت سازمان انسانی ، شهر یک مجموعه ی پیچیده میباشد.در یک سطح شهرسازی شامل سازماندهی واحد های همسایگی صنایع و فعالیتهای تجاری بر مبنای استانداردهای زیبایی شناختی و عملکردی و فراهم نمودن خدمات عمومی برای آنها میباشد. [تصویر:  0_map_edinburgh_2001_new_town.jpg] در سطح دیگر که شاید مهمتر نیز میباشد شهر سازی شامل : 1-
زمینه آموزش کار و خواسته ها و آمال ساکنان خود میباشد.
2-
کارایی عمومی سیستم اقتصادی که بدان تعلق دارد و موقعیت های انها در داخل آن سیستم
3-
و توانایی آنها برای ایجاد یا اثر بخشی بر تصمیمات سیاسی که زندگی روزانه ی آنها را تحت تاثیر قرار میدهد.

از این نقطه نظر شهرسازی نیازمند بیشتر از یک تخصص محدود (narrow



) میباشد. نیازمند یک متخصص ویژه میباشد، کسی که میتواند یک طرح فیزیکی را تهیه و اجرا کند.
مهارتها و فعالیتهای عمومی بیشتر نیز مورد نیاز است . این مهارتها شامل : 1-
جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها درباره ی شهر و جمعیت آن.
2-
تحقیق در باره ی نیاز ها برای دسترسی خدمات عمومی
3-
ایجاد-ارزیابی – هماهنگی و مدیریت برنامه ها و جداول زمانی برای حمایت از این خدمات
4-
برنامه ها برای توسعه اقتصادی و مسکن و توسعه ی مجدد آنها نه تنها برنامه ریزیز بلکه تهیه مجموعه ی برنامه ها ، منابع مالی و اجرا توسعه ، ایجاد مشارکتهای عمومی و خصوصی و غیره....
5-
استفاده ی موثر از فعالیتهای سیاسی و مشارکت شهروندان بر ای اثر بخشی بر خصوصیات برنامه های توسعه و حمایت از آنها
در اواخر این دهه ساخت شهر های جدید توسط قوانین متعدد مسکن فدرال تشویق شد، اما رستون و شهر هایی که از طرف دولت فدرال کمک میشدند، با مشکلات مالی و اجرایی مواجه شدند.
8--
طرح تفصیلی : اساسی ترین سند برنامه ریزی طرح تفصیلی میباشد که بر اساس بازنگریهای منظمی که انجام میشود خودش را با شرایط وفق میدهد و حفظ میشود. طرح تفضیلی براساس یکسری از اسناد قانونی شامل قانون منطقه بندی ، مقررات تفکیک زمین و استانداردسازی ساخت و ساز مسکن به صورت روزانه بیان میشود که استانداردهای کاربری زمین و کیفیت ساخت و ساز تعیین میشود. طرح تفصیلی اهداف مختلفی را دنبال میکند؛ این طرح تحلیلهای اجتماعی ، اقتصادی و خصوصیات فیزیکی( نظیر توزیع جمعیت، صنعت ، فعالیتهای تجاری ، فضای سبز و تسهیلات عمومی) را که منجر به شکلگیری طرح میشود را با همدیگر میبیند. این طرح مشکلات خاص و فرصتهایی راکه در داخل شهر وجود دارد را مورد بررسی قرار میدهد و بر این اساس اهداف توسعه ی جامعه را مشخص میکند؛ این طرح همچنین توسعه ی زمین همراه با فعالیتهای حمل و نقل ، تهیه ی منابع آب، مدارس و دیگر تسهیلات را هماهنگی میکند. طرح همچنین راههایی را برای نیل به این اهداف هماهنگی شده در طول زمان، پیشنهاد میکند. طرح همچنین اثر خودش را بر درامد ها و هزینه های عمومی ربط میدهد. و مقررات و سیاستها و برنامه های را برای اجرای طرح پیشنهاد میکند. طرح تفصیلی راهنمایی برای اتخاذ تصمیمات توسعه ای روزانه برحسب نتایج بلند مدت آنها است.


نظارت توسعه در ساخت و ساز : اختصاص زمین و تعیین فعالیتهای خصوصی با تسهیلات عمومی از طریق ابزار قانون منطقه بندی و مقررات تفکیک زمین هماهنگی میشود. قانون منطقه بندی اینکه چگونه زمین مورد استفاده قرار گیرد و اندازه ، نوع وتعداد سازه های آن را که ممکن است بر روی زمین ساخته بشود ، چگونه باید باشد را تعیین میکند. تمام زمینهای داخل یک شهر به بخشها یا مناطق تقسیم میشود.در این بخشها یا مناطق برخی فعالیتهای معین به طور قانونی مجاز شمرده میشود و یک سری محدودیتهای عمومی در مورد ارتفاع ساختمانها، حجم آنها و نوع استفاده شان اعمال میشود. قانون منطقه بندی انچه را که طرح تفضیلی در ارتباط با کاربری زمین توصیه میکند را به مورد اجرا میگذارد. برخی مکانها برای انواع مختلفی از کاربری های مسکونی ، صنایع و فعالیتهای تجاری اختصاص پیدا میکنند.(تخصیص داده می شوند.) [تصویر:  n017788-n.jpg] برخی ارقام برای ارتفاع مجاز ساختمانها سطح پوشش زمین و تراکم اختصاص می یابند.کاربری های مجاز برای هر منطقه ی خاص تعیین می شود از جمله شرایط ویژه شامل پارکینگهای لازم دور از خیابان. اغلب مقررات حق قانونی محصوب می شود چنانچه الزامات در نظر گرفته شود،مجوز صادر خواهد شد. مقررات دیگر استانداردهای عمومی را با انعطاف پذیری قابل ملاحظه درارتباط با کاربری های ترکیبی یا طراحی ساختمان معین میکنند. این نوع به بررسی عمیق تری قبل از اینکه تصویب شود، نیاز دارد .
9--
.......تبدیل زمینهای خام ( ساخت و ساز بر روی زمینهایی که قبلاً بر روی آنها چیزی ساخته نشده است،توسط مقررات تفکیک زمین و طرح سایت پلان کنترل میشود. این قوانین استانداردهای ساخت و ساز زمین را از طریق قاعده مند نمودن آن نظیر عوارضی همچون عرض خیابانها ، نیازمندی های فاضلاب ، جریان ترافیک و اندازه ی قطعات زمین مقررات تفکیک زمین و قانون site plan




ساخت و ساز های منظم را هدایت می کند. ساکنین فعلی و مرفه را از طراحی نامناسب ساختمانها یا محلات کسب و کار محافظت می کند. و اطمینان می دهد که اکثر هزینه های تبدیل زمین توسط کسانی که از ان منتفع می شوند. اعم از سازنده و یا ساکنین اینده تامین می شوند. استانداردهای ساختمان و مسکن بر کیفیت و سلامت ساخت و ساز های ساختمانهای جدید و نگهداری بعدی آنها کنترل میشود. در اغلب موارد استانداردها تعیین میکنند که چه مصالحی باید مورد استفاده قرار گیرد و حداقل کیفیت آنها را تعیین میکند و همچنین ترکیبات ( اجزای ) مورد نیاز ساختمان را در یک سازه که برای سکونت انسانی لازم است ، فراهم میکنند.
سیاستهای اجتماعی ، اقتصادی و زیست محیطی: اگر چه ظاهر فیزیکی و کارکرد شهر از موضوعات مورد تاکید سنتی شهرسازی میباشد. جمعیت شهر و منابع اقتصادی آن از موضوعات مورد توجه علم می باشد. بنابراین شهرسازی معاصر به تاکید خود بر طراحی فیزیکی ادامه میدهد. همچنین بسیاری تصمیمات اقتصادی و اجتماعی با تبعات دراز مدت را که بایستی اتخاذ شود را نیز مورد بررسی قرار میدهد. شهر دارای نیاز های اجتماعی و سرمایه اقتصادی میباشد. حاکمیت شهر به عنوان عامل خرید ار برای بسیاری از خدمات مورد نیاز ساکنین و فعالیت کنندگان ( فعالیتها) از قبیل آموزش







، تامین آب ، پلیس آتش نشانی و اوقات فراغت می باشد.
کیفیت خصوصیات و کارای ی این خدمات مستلزم برنامه ریزی برای مطابقت دادن با نیاز ها و خواستها با منابع مالی با تغییرات تکنولوژیکی و با اهدافی که بر ای توسعه ی فیزیکی است، میباشد. [تصویر:  TreatPlantReject.jpg] برنامه ریزی شهری همچنین بایستی که برای فراهم نمودن مسکن آبرومند( و حداقل کمکهای اقتصادی ) برای ساکنانی که نمیتوانند از عهده ی وسایل رفاهی اولیه برآیند را مورد توجه قرار دهند. زمانیکه مساکن محلی ناکارآمد هستند ، و منابع اقتصادی امکان ارتقا آن را می دهند، ادامه ی برنامه ریزی شهری ممکن است شرایط مسکن را مورد بررسی قرار دهد و هماهنگی های لازم را برای تامین منابع مالی جهت توسعه و بهسازی ان انجام دهند. توسعه اقتصادی شهر و توسعه ی مجدد آن همچنین در محدوده ی برنامه ریزی شهری قرار میگیرد.طرحهای توسعه ی اقتصادی ترکیبی از انگیزه ها ، کمک های فنی و بازاریابی برای ایجاد شغل ، تاسیس صنایع و فعالیتهای جدید استفاده می کند . همچنین به شرکتهای موجود امکان شکوفایی می دهد. آنچه را که قابل احیا است ، احیا میکند و آنچه را که نمیتواند حفظ شود را از نو باز سازی میکند. اما توسعه ی اقتصادی بایستی فراتر از شرکتها و تسهیلات برای دسترسی به کارگران باشند. در یک محیط تکنولوژیکی سریعاً در حال تحول با تغییرات مکرر جهانی در روابط تجاری ، کارگران نیاز مند مهارتهای جدید هستند و افراد غیر ، همه نیازمند برخی مهارتها میباشند. [تصویر:  polution.jpg]


10--
...آموزش شغلی بخش مورد نیاز سیاست توسعه میباشد ، بخصوص برای فقرای شهری و شهروندان بیکار برنامه ریزی برای افزایش سرمایه ها یک وسیله بودجه ای است که توسط برنامه ریزان جهت زمانبندی ساخت و ساز و تامین منابع مالی کارهای عمومی انجام میگیرد. پروژه های سرمایه ای از قبیل اصلاح جاده ها ، روشنایی خیابانها ، تسهیلات پارکینگ عمومی ، خرید زمین برای فضاهای باز بایستی رتبه بندی و اولویت بندی شود. هر سال برنامه ای تعیین میشود که اولویت ها برای 6 سال بعدی در مورد پروژه های مورد نیاز برای اجرای طرح تفصیلی و جایگزینی زیر ساختهای فرسوده تهیه میشود.در مناطق سریعاً در حال رشد ، برنامه ریزان شهری مستمراً با تسهیلات عمومی که برای توسعه آینده ناکافی شده اند، مواجه هستند. در نواحی در حال افت توسعه مجدد اقتصادی از اهمیت اساسی برخوردار است. ( مورد توجه عمده قرار دارد.) قبل از برنامه ریزی سرمایه ، شرایط و کار آیی واحد های همسایگی بایستی ارزیابی شود و راهبردهایی برای چاره جویی مورد استفاده قرار گیرد . برخی محلات در حال افت نیازمند توسعه ی عمومی توانمند هستند ؛ در حالیکه برخی دیگر بر عهده ی توسعه ی بخش خصوصی در دسترس قرار داده میشوند. جنبش نوسازی شهری دهه ی 1940 در جریان افت و خیز های دوره ای محلات شهری نا محسوس بود. از دهه ی 1940 تا دهه ی 1960 اعتقاد بر این بود که اگر عملکرد اقتصادی مانند فعالیتهای تجاری و صنعتی شکست خورد، آن چه که نیاز بود ، این بود که فرسودگی را برچید و زمین را برای استفاده ی مجدد پاک کرد. در بسیاری مواقع توسعه ی مجدد هرگز اتفاق نیفتاد . عوامل متعددی که تغییرات یک محله را تحت تاثیر قرار می دهد. به فراموشی سپرده میشود یا به شکل نا صحیحی تحلیل میشود. حالا برنامه ریزان شهری متوجه شده اند که نیروهای اقتصائی منطقه ای ، بین منطقه ای ، ملی و بین المللی بر روی شهر تاثیر می گذارد. آنها همچنین تشخیص دادند که موثر بودن طرحها جهت کارایی اقتصادی مستمر یک شهر بستگی دارد به تحلیل درست و تفسیر این عوامل . اینها درسهایی از تغییرات در الگو های اقتصادی حومه ها ،مناطق غیر متروپولیتن ( شهر های کوچک) و بین منطقه ای که در دهه های 1960 و 70 اتفاق افتاد. برنامه ریزان شهری امروزه با نگرانیهای زیست محیطی بیشتر درگیر هستند. برنامه ریزی زیست محیطی توسعه را برای رسیدن به اهدافی برای هوا و آب پاک هماهنگ می کند. ار بین بردن مواد سمی دیگر و زائدات ؛ بازیافت منابع محافظت انرژی ، حفاظت از تالابها ، سواحل ، کوهپایه ها ، مزارع ، جلگه های سیلابی و محافظت از حیات وحش و حفاظت گاههای طبیعی و رود خانه ها حفاظت از آثار تاریخی کوشش میکند تا ساختمانها و مکانهای مهم را به عنوان بخشی از محیط دائمی حفظ کند. و از آنها برای تامین هزینه های مالی نگهداری استفاده می کند. برنامه ریزان شهری برای مسئولین حکومتی گزارش تهیه میکنند اما بر نامه های آنها بایستی منعکس کننده ی منافع و اولویت های مشتریان واقعی ( مردم و فعالیتهای اقتصادی ، تجاری ،شهر) و برنامه های انها بایستی کمک کند تا هم شهر به حیات خود ادامه دهد و هم کیفیت زندگی که این گروهها مستحق ان هستند ، حفظ شود. برنامه ریزان بایستی اطمینان دهند که برنامه های محلات و اولویت های انها توسط مسئولین محلی ، ایالتی و دولتی بطور صحیحی درک شود و شانسی برای اجرا شدن داشته باشد.

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
[-]
جستجو
جستجوی گوگل