ایران شهرساز را در تلگرام دنبال کنید

[-]
[-]

پشتیبانی 09120592515 ایمیل: iranshahrsaz@yahoo.com

[-]
[-]
امتیاز موضوع:
  • 5 رأی - میانگین امتیازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
1
تصورات آنا فورمیک توسط Felice Varini (قسمت دوم)
[color=#]تصورات آنا فورمیک توسط Felice Varini (قسمت دوم)[/color]



تحریریه آرشیتکت - تصورات آنا فورمیک توسط Felice Varini (قسمت دوم)





[تصویر:  530709_269768309818660_974407270_n.jpg]

[تصویر:  524590_269768316485326_2113069697_n.jpg]
[تصویر:  537406_269768336485324_1088329976_n.jpg]

آخرین ارسال های من :
2
یک شعر جالب عمرانی ! ( کسی شعر معماری نداره؟)
[color=#]یک شعر جالب عمرانی ! ( کسی شعر معماری نداره؟)[/color]

یاد دارم که شبی در دل دال *** بین فولاد و بتن گشت جدال
هر دو از خستگی و کار زیاد *** بر فلک برده دو صد ناله و داد
بتنش گفت به صد خشم و خروش *** ای تو زنازکی همچون دم موش
با چنین هیکل نازک که تراست *** طاقت و تاب فشاریت کجاست
جمله نیروی فشاری به من است *** زان مرا مانده و افسرده تن است
گفت فولاد که ای یار عزیز *** این چنین سخت تو با من مستیز
من و تو راحت و آسوده بدیم *** هریکی در طرفی توده بدیم
روزی آمد بر ما صاحب کار *** با من و با تو چنین کرد قرار
که بیاییم و به هم در سازیم *** کار او زود به راه اندازیم
او به ما وعده خوبی‎ها داد *** وعده لطف و نکویی‎ها داد
گفت جای تو به بالا سازم *** بهرت از چوب متکا سازم
گرچه اول بنهاد او دو سه بند *** لیک برداشت پس از روزی چند
زان سپس ما بفتادیم به کار *** من فتادم به کشش تو به فشار
بین کنون از چه در این حال شدیم *** راست بشنو زمن، اغفال شدیم

این شعر در سال ۱۳۲۲ به‎وسیله مهندس اصغر جاویدان سروده شده است
(اگه کسی شعر معماری داره بفرسته!)

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
[-]
جستجو
جستجوی گوگل