ایران شهرساز را در تلگرام دنبال کنید

[-]
[-]

پشتیبانی 09120592515 ایمیل: iranshahrsaz@yahoo.com

[-]
[-]
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
1
فضاهای جمعی - فرهنگی; بازگشت هویت انسانی در بستر کلانشهر مدرن
فضاهای جمعی - فرهنگی; بازگشت هویت انسانی در بستر کلانشهر مدرن / ن.امیرزاده


مقدمه:سخن از چگونگی پیدایش و گسترش مدرنیسم و نفوذ آن به تمامی ابعاد زیست بشری بسیار است. این نوشتار تنها به بررسی تاثیرات مدرنیسم بر حیات شهروندی در کلانشهرها می پردازد. سپس در پی یافتن راه حلی برای پیش گیری از اثرات سوء آن بر زندگی شهروندان شهرهای مدرن، با توصیف چندین نمونه موردی در کلانشهر تهران، به بررسی مقوله "فضای فرهنگی" می پردازد. مقاله "هنر در میان مردم : تجربه شهری برلین" نیز که به قلم نگارنده در بخش تجارب و رویدادها موجود است، نمونه های دیگری از رویدادهای فرهنگی در بستر فضاهای اجتماعی را توصیف می کند. اندیشه دکارت، انقلاب کبیر فرانسه، تحولات تکنولوژیک در انگلستان،... نقاط آغازینی بودند که مدرنیسم را به تدریج در حوزه های گوناگون، ساختار مسلط منظومه زیست انسانی کردند. اما این جنبش فراگیر تنها در قرن بیستم بود که به شکل ملموسی فضای زیستن هر روزه را متحول ساخت: زمانی که لوکوربوزیه در سال 1926 پنج اصل معماری مدرن را ارائه کرد و خانه را ماشینی برای زندگی نامید. پس از آن بود که گفتمان معماری مدرن، تبدیل به گفتمان مسلط معماری شد و به تدریج جای خود را در شهرسازی نیز باز کرد. همه تغییراتی که با پیشرفت تکنولوژی و تسلط گفتمان مدرن رخ داد، به گونه ای شتابان تمامی ابعاد حیات انسانی را در چنگ خود گرفت و بالتبع سنت را به حاشیه راند. چرا که مدرنیسم از آغاز پیدایش خود -در تفکر فلسفی عصر روشنگری اروپا- به نقد گذشته پرداخت و رستگاری بشر را در گرو قرار گرفتن در "فرآیند نو شدن مدام" تفسیر کرد، به تفکر انسانی محوریتی بنیادین بخشید و اصالت را از آن ذهن انسان دانست، انسانی فرمانروا و فرمانبر خود.نتیجه این شیوه نگرش به دنیا، حرکت به سوی آسان ساختن زندگی بود که با پیشرفت تکنولوژی این امر با سهولت و شتاب بیشتری انجام گرفت. همه چیز در چهارچوبی تعریف شده قرار گرفت و سیستم (مفهومی که همگون سازی و قابل پیش بینی کردن امور را کنترل می کند)، آمر یکپارچه شدن این شتاب شکل گرفته در سلوک فردی و اجتماعی انسانها شد. اما این چهارچوب -یا به بیانی بهتر- شیوه زیست اجتماعی و فردی، همراه با تمامی تغییراتی که در جهت فراهم آوردن آسایش بشر انجام داد، به دگرگونیهایی منجر شد که گرچه نتیجه لازم و ذاتی این چهارچوب بودند ولی آنها را نمی توان در راستای سهولت زیست بشری و غنی ساختن تجربه حیات انسانی قلمداد کرد. ماهیت انتقادی مدرنیسم که مفهوم نوزایی مستمر را از درون خود متولد ساخت، به ناچار این دگرگونیها (پیشرفتها؟) را هر روز شتابان تر از قبل به پیش برد به طوری که "سرعت" تبدیل به تجسم غالب زندگی در کلانشهرها -آشکارترین مکانهای پیاده سازی پروژه مدرنیته- شد و در نتیجه برای کنترل این فرآیند نوزایی شتابان، مفهوم "سیستم" ابداع شد. مفهومی که همگون سازی و قابل پیش بینی بودن را عملی می کند و خود را بر همه اجزاء خود مسلط می کند. انسانی که در اندیشه اومانیسم به دنبال رهایی از ماوراء خود بود، اینک خود زندانی فرآورده خود شده است و مانند ابزاری از قبل برنامه ریزی شده تنها خواسته های "سیستم" را برآورده می سازد.اینگونه است که انسان مدرن در جهانی مملو از تولید، تنها نقش مصرف کننده را ایفا می کند. مصرف کننده ای که هیچ گاه به رضایتی حقیقی دست پیدا نمی کند چرا که همواره سیستم، گزینه ای دیگر و دیگر و دیگر به او تحمیل می کند. درست در میانه این چرخه باطل است که شهروند عصر مدرن به ورطه الیناسیون فرو می غلتد و خالی از هویت خویش می شود. موجودی که فردیت یگانه خویش را از دست داده، از حقیقت دور شده و توهمی برساخته از هیچ را می زید. در درون بافت سیستماتیک، از یک سو سرعت ( و فرآورده اش ماشینیزم) و از سوی دیگر اقتصاد (عنصری که به تدریج نقشی تعیین کننده در مناسبات میان اجزاء پیدا کرده) او را از هر گونه فرصتی برای تعمق بازداشته اند. بنابراین شهروند مسخ شده و خالی از هویت، آرام آرام در تصویر خاکستری رنگ و پر اعوجاج محیط شهری خود ناپدید می شود، بی آنکه با اجزاء دیگر این تصویر(شهروند-مصرف کننده) بتواند رابطه ای عمیق، معنادار و انسانی برقرار کند چرا که در این تصویر از کلانشهر مدرن، این مناسبات سیستماتیک و سرمایه سالارانه است که بیش از همه به روابط میان اجزاء شکل می دهد.اما در این میان چه چیز می تواند، هویت و اصالت انسانی شهروند محصور در شتاب زدگی عصر مدرن را به او باز گرداند؟ چه چیز می تواند بستری مهیا کند تا در زمانه ای که گفتمان سرمایه داری ذهن را به تسخیر خود درآورده، انسان اندکی به تناورده تر ساختن روح خویش بپردازد؟ چه چیز او را به زیستن -به معنای ماهوی زیستن- باز می گرداند؟هنر، پدیده ای که از آغاز شکل گرفتن خود و اساسا به گونه ای ماهوی عنصر رهایی را در دل خود داراست، گویی همان ابزاری است که می توان با تمسک به آن هویت انسانی را به روح شهروند عصر مدرن بازگرداند. و هنگامی که این عنصر رهایی بخش در شکل گیری یک حرکت جمعی نقش عامل وحدت دهنده را ایفا کند، به خلق فضایی می پردازد که می تواند به یکباره جو مسلط بر اجتماع و مناسبات و روابط اجتماعی افراد را دستخوش دگرگونیی عظیم کند، همان روابط اجتماعی که در پروسه سیستماتیک شدن مناسبات موجود در کلانشهرها به تدریج معنادار بودن خود را از دست داده بودند. فضایی که در آن هنر و فرهنگ عامل وحدت بخش فعالیتهای اجتماعی است، همان فضای فرهنگی شهری است.فضاهای فرهنگی شهری که در درون خود همواره دو عنصر هنر و اجتماع را به گونه ای ماهوی دارا هستند، از جمله فضاهای شهری هستند که با ایجاد رابطه ای دیالکتیکی با دیگر گونه های فضایی، منجر به غنای زیست شهری می شوند ( رجوع کنید به مقاله "دیالکتیک فضاها:غنای زیست شهری" موجود در آرشیو بخش یادداشت و مقاله ). اینگونه فضاها همواره از دو ویژگی مهم برخوردارند و این ویژگیها را به خوبی می توان در تضاد با عناصری یافت که (همانگونه که پیش از این نیز ذکر شد) شهروند یک کلانشهر مدرن را بی هویت و تک افتاده می کند:1- در دسترس عموم قرار گرفتن هنر2- در هم آمیزی اقشار مختلف اجتماعی و شکل گیری روابط اجتماعی خارج از مناسبات مدرن شهری
نمونه هایی که در ادامه نوشتار به توصیف آنها پرداخته می شود، مفهوم "فضای فرهنگی" را به گونه ای ملموس تر تشریح می کند:خانه هنرمندان:اگر کلانشهر تهران را در پی یافتن فضایی جستجو کنیم که نمونه ای مناسب از یک فضای جمعی فرهنگی باشد و علاوه بر آن تسهیلات فرهنگی و تفریحی را به خوبی در بستری اجتماعی در خود جای داده باشد، مطمئنا یکی از فضاهای مورد نظر پارک خانه هنرمندان است. گرچه شاید در نظر نخست بخشهای مختلف این مجموعه (محوطه بازی و فضای سبز از یک سو و گالری و تئاتر از سوی دیگر) نوعی ناهمگونی را در ذهن مخاطب فضا تداعی کند اما گویی همین تضاد عملکردی است که به کلیت فضا غنایی دلپذیر بخشیده و آن را تبدیل به یک کالبد همواره پویا کرده است. از سوی دیگر این تضاد درون ساختاری، فرصتی منحصربفرد برای مواجهه شهروندان با هنر اصیل و غیر عامیانه فراهم آورده است. شهروندانی که در گذر شتابان زندگی خود، آرام آرام تناورده ساختن حیات روحی خود را فراموش می کنند و هنر را نه محملی برای پر بار ساختن سویه معنادار زندگی خود، بلکه صرفا ابزاری زائد و تزئینی می دانند. این دسته از مخاطبان، درست در لحظه ورود به این فضا گویی به ضیافت رخدادی از جنس حقیقت می روند، مواجهه با امری نا آشنا : آثار حجمی و چیدمانهای هنر مدرن در جای جای محوطه سبز و در دل مکان تفریح و بازی !
[تصویر:  image001.jpg]

[تصویر:  image003.jpg]

[تصویر:  image005.jpg]

[تصویر:  image007.jpg]
تئاتر شهر:تصوری برساخته از منطقه مرکزی شهر گویی هیچ گاه نمی تواند رنگی از جذابیت و یا تازگی داشته باشد. در این تصویر ذهنی همواره عناصری تکراری و همیشگی تمام قاب را پر کرده اند : ازدحام، هجوم،خفگی،...و اجتماعی از انزوا در پس زمینه ای از رنگ خاکستری. با به یادآوردن این تصویر است که می توان اهمیت وجود فضایی از جنسی دیگر را درک کرد، فضایی از جنس درنگ.در تقاطع دو شاهراه شهر -خیابان ولی عصر و خیابان انقلاب- درست در میان همان پس زمینه خاکستری رنگ تصویرمان، بنای باشکوه تئاتر شهر به همراه محوطه گرداگرد خود و پارک دانشجو که در کنار آن قرار دارد، فضایی فرهنگی-اجتماعی را خلق کرده که همانند پارک خانه هنرمندان دو عنصر فرهنگ و تفریح در بستری اجتماعی گسترده. محوطه باز جلوی تئاتر که مکانی برای نمایشگاههای دوره ای، اجرای تئاتر خیابانی و موسیقی در فضای باز است، فضایی را خلق کرده برای اجرای آثار هنری و نمایش محصولات فرهنگی در معرض دید عموم مردم و نه فقط قشر هنرمندان. این فضای خلق شده فرصتی فوق العاده برای آشنا ساختن ذهن شهروند با مقوله هنر است.
[تصویر:  image009.jpg]

[تصویر:  image011.jpg]

[تصویر:  image013.jpg]
باغ موزه هنر ایرانی:در میانه برجهای نوساخته و محصور کننده، مکانی اصیل و به جای مانده از گذشته. در گوشه ای آرام و دور افتاده از شهر،منطقه ای که در گذشته تنها میزبان باغهایی وسیع بوده، فضایی سر بر آورده است بر ساخته از کارکرد نخستین خود و عناصری نو که به خوبی مفهوم تلفیق را بر ذهن بیننده متبادر می سازد. تلفیقی که خود تبدیل شده به بستری بنیادین برای حفظ پویایی فضا ، و از این طریق احیاء این کالبد را میسر ساخته. آن هم در میانه تلفیق تاریخ، هنر، تفریح. عناصری که می توانند عملکردهایی جدید و متناسب با روح فضا ایجاد کنند تا کلیت بنا پایدار و ماندگار بماند. گویی بر خلاف خانه هنرمندان، تلفیق این عناصر به صورتی آگاهانه تر صورت گرفته و همگونی مطلوبتری را به وجود آورده است.نمود عنصر تاریخ در این فضا ازدو سو شکل می پذیرد: 1- قدمت دیرینه باغ که به مخاطب فضا این احساس را منتقل می کند که در حال پرسه زدن در تکه ای مخفی و دور افتاده از قاجار است. 2- تعبیه ماکتهایی از آثار تاریخی ایران (نمایشی از تاریخ در بستر جغرافیا ) که به وسیله آن مخاطب به نظاره چشم اندازی از تاریخ ادوار گوناگون می پردازد.نمود عنصر هنر، علاوه بر وجود آثار حجمی هنرمندان برجسته در محوطه باغ، از طریق برگزاری نمایشگاههای دوره ای در عمارت اصلی و بر جای بودن غرفه های فروش آثار هنری شکل می پذیرد.از این گذشته ، فضای پر طراوت باغ که آمیخته با درختان و فضای سبز است به همراه یک کافی شاپ که درمیانه باغ واقع شده و همواره طنین موسیقی را در فضای باز پخش می کند ، می تواند نمود بیرونی عنصر تفریح باشد.
[تصویر:  image015.jpg]

[تصویر:  image017.jpg]

[تصویر:  image019.jpg]
پردیس سینما گالری ملت:در این بنا نیز همانند باغ موزه هنر مفهوم تلفیق عملکردی را به خوبی می توان حس کرد. حرکت از مجموعه ای از فضاهای جزء یه سوی شکل دادن به یک کلیت جامع و در برگیرنده همه اجزاء. فرم معمارانه منحصربفرد این بنا که به خوبی نیازهای عملکردی را در خود حل کرده، همجواری با پارک ملت و نورپردازی جذاب آن در شب از جمله عواملی هستند که می تواند پردیس را تبدیل به یک نشانه محیطی شاخص در آن منطقه شهری بکند. سالنهای سینمایی متعدد، فضای وسیع اختصاص داده شده به نمایشگاههای نقاشی، کتاب فروشیها و غرفه های فروش آثار صنایع دستی و محصولات فرهنگی، این بنا را از یک فضای تک عملکردی به یک کمپلکس فرهنگی تبدیل کرده است. این بار نیز با عرضه فرآورده های مختلف هنری و فرهنگی، مکانی برای تعامل اقشار مختلف جامعه با ذائقه های فرهنگی متفاوت بوجود آمده است.
[تصویر:  image021.jpg]
[تصویر:  image023.jpg]
[تصویر:  image025.jpg]
[تصویر:  image027.jpg]
آخرین ارسال های من :

If you don't like where you are,change it! you're not a tree
Jim Rohon
موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده بازدید آخرین ارسال
  خلق و توسعه فضاهای شهری ati.d 1,508 1394-8-20، 01:30 صبح
آخرین ارسال: سجاذ
  مقاله طراحی شهری در اندیشه مدرن و پسا مدرن MHAKBARI 1,233 1393-8-8، 10:57 عصر
آخرین ارسال: MHAKBARI
  مقاله تداوم هویت در منظر شهری MHAKBARI 1,052 1393-8-8، 10:42 عصر
آخرین ارسال: MHAKBARI
  جرم، خشونت و احساس امنیت در فضاهای عمومی شهر khansa 1,596 1393-5-7، 06:42 عصر
آخرین ارسال: moalyi
  بررسی نقش رنگ در فضاهای شهری و تاثیر آن بر درک انسانها khansa 1,871 1393-4-23، 07:04 صبح
آخرین ارسال: khansa
  نقش نمادها و عناصر شاخص معماری در معنی دادن (هویت بخشی و خوانایی) فضاهای شهری khansa 2,170 1393-4-15، 07:15 صبح
آخرین ارسال: khansa
  فضاهای باز شهری، عرصه پویای شهر ati.d 717 1393-4-15، 01:34 صبح
آخرین ارسال: ati.d
  ارتقای کیفیت فضاهای شهری در سواحل کانادا khansa 704 1393-4-14، 11:16 صبح
آخرین ارسال: khansa
  مباحث مربوط به معلولین در فضای شهری و فضاهای معماری khansa 693 1393-4-14، 08:31 صبح
آخرین ارسال: khansa
  بررسی نقش فضاهای عمومی در ارتقای هویت شهری khansa 680 1393-4-13، 01:36 عصر
آخرین ارسال: ati.d
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
[-]
جستجو
جستجوی گوگل