ایران شهرساز را در تلگرام دنبال کنید

[-]
[-]

پشتیبانی 09120592515 ایمیل: iranshahrsaz@yahoo.com

[-]
[-]
امتیاز موضوع:
  • 42 رأی - میانگین امتیازات: 2.83
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
1
معماری هندسه گرا
معماری هندسه گرا
نشانه های فرهنگی , همچون نشانه های طبیعی , عام و بی زمان است , و لذا هندسه را می توان با قوامینی همتراز قوامین علمی تبیین کرد.نقشهای هندسی اسلامی , آینه یک تمایل فرهنگی است.این تمایل همان گریز از طبیعت و میل به انتزاع هندسی است.در هم آمیختن نقش و زمینه , بازتاب جهان بینی خاص اسلامی است که قدرت را مختص خداوند متعالی می شمارد که همه مراتب نزد وی یکسان است پس نقشهای هندسی اسلامی زاده یک مقصود هنری است که نگاره های طبیعت گرای کلاسیک را تغییر و به مدار فرهنگی کاملآ متفاوتی وادار کرد.
از میان دانش های روز , از جمله ریاضات و هندسه و آن ها که علوم خالص به شمار می آمدند , برخی نقش آفرینی بیش تری یافتند و کار ساز شدند.ریاضیات , به دلیل استحکامی که در ذات خود داشت و به دلیل اتکاء بر " عدد " نمادهائی از مفهوم برابری را میان افراد جامعه می نمایاند.و چنان که " بنیامین فارینگتن " میگوید , " تا نیمه , طعم و بوی " دموکراسی " می دهد; ضمن اینکه عدد , موجودیتی مفهومی خود که زاده از " منطق " بود را هرگز در سطح ثانوی یا فرعی قرار نمی داد.
ویلیام موریس (William Morris) میگوید : "معماری شامل تمام محیط فیزیکی است که زندگی بشری را احاطه می‎کند و تا زمانی که عضوی از اجتماع متمدن هستیم، نمی‎توانیم از معماری خارج شویم، زیرا معماری عبارت است از مجموعه تغییرات و تبدیلات مثبتی که هماهنگ با احتیاجات بشر روی سطح زمین ایجاد شده است و تنها صحراهای دست نخورده از آن مستثنی هستند".و همان گونه که می دانید شکل کلی فضای معماری برانگیزاننده ادراک مخاطب خود خواهد بود. هندسه بدلیل نفی هرگونه هرج و مرج فضائی به رشد رسیده را بوجود می آورد و در رشد شخصیت مخاطب خود نقشی ویژه دارد.آری هندسه تا نیمه طمع و بوی دموکراسی می دهد.
فلورو به اتکاء شناخت کاملی که از دانشمندان بزرگ پیش از افلاطون داشت ((سقراط , لیمورگوس , فیثاغورس و دیگران)) , مفهوم افلاطونی ((خدا-هندسه دان)) را تفسیر می کند : (( ....ریاضیات , در واقع , از آنجا که بر روی اعداد بنا شده است , چیز ها را به شکلی برابر توزیع می کند ; هندسه , چنان که بر روی تناسبات بنا شده است , چیزها را بر اساس شایستگی توزیع می کند. بنابراین هندسه هرج و مرج در دولت نیست , اما برعکس , در آن اثر گذاری مهمی را در زمینه متمایز کردن آدمیان خوب و بد اعمال می کند ; به این شکل , که نه بر مبنای اهمیت یا بر حسب اتفاق , اما بر پایه تفاوت میان عادت سوء و خصیصه خوبشان پاداش می گیرند.این سیستم هندسی همان سیستم متکی بر تناسب است که خدا بر چیزها اعمال می کند و , (( تینداروس )) عزیز , این همان است که عدالت و احقاق حق نامیده می شود.این سیستم به ما یاد می دهد که باید عدالت را مانند برابری مورد توجه قرار دهیم اما نه برابری را مانند عدالت ; و بنابراین , آنچه که اکثریت آمال خود قرار می دهند از تمامی بی عدالتی ها بزرگتر است و خدا آن را از دنیا دور کرده . زیرا غیر قابل عملی کردن بوده است ; اما او توزیع ثروت ها بر اساس شایستگی را از طریق ثبات بخشیدن به آن بر مبنای هندسه , یعنی بر حسب تناسب و قانون , مورد حفاظت قرار می دهد و نگاهش می دارد.))
سید حسین نصر در کتابش به نام علم در اسلام بر اهمیت هندسه در معماری اسلامی میگوید: " عشق مسلمانان به ریاضیات , خاصه هندسه و عدد , مستقیمآ به لب پیام اسلام مربوط است , که همانا عقیده توحید است و افزود که در جهان بینی اسلامی ویژگی تقدس ریاضیات در هیچ جا بیشتر از هنر ظاهر نشده است ; در هنر ماده به کمک هندسه و حساب شرافت یافته , و فضائی قدسی آفریده شده که در آن حضور همه جایی خداوند مستقیمآ انعکاس یافته است.
نقشهای هندسی بی نهایت گسترش پذیر , نمادی است از بعد باطنی اسلام و این مفهوم صوفیانه " کثرت پایان ناپذیر خلقت , فیض وجود است که از احد صادر می شود :کثرت در وحدت "
ابن خلدون می گوید : باید دانست که هندسه ذهن را روشن و فکر را مستقیم می سازد.جمله براهین آن بس روشن و بسامان است.بعید است که به استدلال هندسی خطا راه یابد , زیرا که سخت متقنن و منظم است.لذا فکری که پیوسته خود را به هندسه وا می دارد , بعید است که به خطا در افتد....همچنین دانشمندان هندسه را قادر به برانگیختن روح برای تعمق در مراتب عالیتر ادراک می دانند.
بورکهارت در کتاب اصلی خود در زیبا شناسی , که در سال ۱۹۶۷.م با نام هنر مقدس در شرق و غرب از فرانسه به انگلیسی ترجمه شد می گوید : آفت اصلی که باید از آن احتراز کرد این ذهنیت عالمانه است که به همه آثار هنری از قرون گذشته چون پدیده هایی صرفآ تاریخی نظر می کنند که به گذشته تعلق دارد و ارتباط آن با زندگی امروز بسی ناچیز است....باید پرسید در هنر اجداد ما چه چیزی بی زمان است.اگر این را تشخیص دهیم خواهیم توانست از این در ساختار دائمی زندگی عصر خود استفاده کنیم.

معماری هندسه گرانشانه های فرهنگی , همچون نشانه های طبیعی , عام و بی زمان است , و لذاهندسه را می توان با قوامینی همتراز قوامین علمی تبیین کرد.نقشهای هندسی اسلامی , آینه یک تمایل فرهنگی است.این تمایل همان گریز از طبیعت و میل به انتزاع هندسیاست.در هم آمیختن نقش و زمینه , بازتاب جهان بینی خاص اسلامی است که قدرت را مختصخداوند متعالی می شمارد که همه مراتب نزد وی یکسان است پس نقشهای هندسی اسلامی زادهیک مقصود هنری است که نگاره های طبیعت گرای کلاسیک را تغییر و به مدار فرهنگی کاملآمتفاوتی وادار کرد.
از میان دانش های روز , از جمله ریاضاتو هندسه و آن ها که علوم خالص به شمار می آمدند , برخی نقش آفرینی بیش تری یافتند وکار ساز شدند.ریاضیات , به دلیل استحکامی که در ذات خود داشت و به دلیل اتکاء بر " عدد " نمادهائی از مفهوم برابری را میان افراد جامعه می نمایاند.و چنان که " بنیامین فارینگتن " میگوید , " تا نیمه , طعم و بوی " دموکراسی " می دهد; ضمن اینکهعدد , موجودیتی مفهومی خود که زاده از " منطق " بود را هرگز در سطح ثانوی یا فرعیقرار نمی داد.
ویلیام موریس (William Morris) میگوید : "معماری شامل تمام محیط فیزیکی است که زندگی بشری رااحاطه میکند و تا زمانی که عضوی از اجتماع متمدن هستیم، نمیتوانیم از معماری خارجشویم، زیرا معماری عبارت است از مجموعه تغییرات و تبدیلات مثبتی که هماهنگ بااحتیاجات بشر روی سطح زمین ایجاد شده است و تنها صحراهای دست نخورده از آن مستثنیهستند".و همان گونه که می دانید شکل کلی فضای معماری برانگیزاننده ادراک مخاطب خودخواهد بود. هندسه بدلیل نفی هرگونه هرج و مرج فضائی به رشد رسیده را بوجود می آوردو در رشد شخصیت مخاطب خود نقشی ویژه دارد.آری هندسه تا نیمه طمع و بوی دموکراسی میدهد.بلی هویت....
فلورو به اتکاء شناخت کاملی که ازدانشمندان بزرگ پیش از افلاطون داشت ((سقراط , لیمورگوس , فیثاغورس و دیگران)) , مفهوم افلاطونی ((خدا-هندسه دان)) را تفسیر می کند : (( ....ریاضیات , در واقع , ازآنجا که بر روی اعداد بنا شده است , چیز ها را به شکلی برابر توزیع می کند ; هندسه , چنان که بر روی تناسبات بنا شده است , چیزها را بر اساس شایستگی توزیع می کند. بنابراین هندسه هرج و مرج در دولت نیست , اما برعکس , در آن اثر گذاری مهمی را درزمینه متمایز کردن آدمیان خوب و بد اعمال می کند ; به این شکل , که نه بر مبنایاهمیت یا بر حسب اتفاق , اما بر پایه تفاوت میان عادت سوء و خصیصه خوبشان پاداش میگیرند.این سیستم هندسی همان سیستم متکی بر تناسب است که خدا بر چیزها اعمال می کندو , (( تینداروس )) عزیز , این همان است که عدالت و احقاق حق نامیده می شود.اینسیستم به ما یاد می دهد که باید عدالت را مانند برابری مورد توجه قرار دهیم اما نهبرابری را مانند عدالت ; و بنابراین , آنچه که اکثریت آمال خود قرار می دهند ازتمامی بی عدالتی ها بزرگتر است و خدا آن را از دنیا دور کرده . زیرا غیر قابل عملیکردن بوده است ; اما او توزیع ثروت ها بر اساس شایستگی را از طریق ثبات بخشیدن بهآن بر مبنای هندسه , یعنی بر حسب تناسب و قانون , مورد حفاظت قرار می دهد و نگاهشمی دارد.))
سید حسین نصر در کتابش به نام علم در اسلام براهمیت هندسه در معماری اسلامی میگوید: " عشق مسلمانان به ریاضیات , خاصه هندسه وعدد , مستقیمآ به لب پیام اسلام مربوط است , که همانا عقیده توحید است و افزود کهدر جهان بینی اسلامی ویژگی تقدس ریاضیات در هیچ جا بیشتر از هنر ظاهر نشده است ; درهنر ماده به کمک هندسه و حساب شرافت یافته , و فضائی قدسی آفریده شده که در آن حضورهمه جایی خداوند مستقیمآ انعکاس یافته است.
نقشهای هندسی بینهایت گسترش پذیر , نمادی است از بعد باطنی اسلام و این مفهوم صوفیانه " کثرت پایانناپذیر خلقت , فیض وجود است که از احد صادر می شود :کثرت در وحدت "
ابن خلدون می گوید : باید دانست که هندسه ذهن را روشن و فکر را مستقیم میسازد.جمله براهین آن بس روشن و بسامان است.بعید است که به استدلال هندسی خطا راهیابد , زیرا که سخت متقنن و منظم است.لذا فکری که پیوسته خود را به هندسه وا میدارد , بعید است که به خطا در افتد....همچنین دانشمندان هندسه را قادر به برانگیختنروح برای تعمق در مراتب عالیتر ادراک می دانند.
بورکهارت درکتاب اصلی خود در زیبا شناسی , که در سال ۱۹۶۷.م با نام هنر مقدس در شرق و غرب ازفرانسه به انگلیسی ترجمه شد می گوید : آفت اصلی که باید از آن احتراز کرد این ذهنیتعالمانه است که به همه آثار هنری از قرون گذشته چون پدیده هایی صرفآ تاریخی نظر میکنند که به گذشته تعلق دارد و ارتباط آن با زندگی امروز بسی ناچیز است....بایدپرسید در هنر اجداد ما چه چیزی بی زمان است.اگر این را تشخیص دهیم خواهیم توانست ازاین در ساختار دائمی زندگی عصر خود استفاده کنیم.


اصل بكارگيري هندسه انفسي در معماري و هندسه آفاقي در شهرسازي
از نظر ساختار هندسي در بافت شهري، هندسه راهها و مسيرهاي عبوري كاملا نامنظم و انعطاف پذير و هماهنگ با افت خيز طبيعي زمين و جويبارها و نهرها و مسير طبيعي عبور شكل گرفته است. محدوده زمينها و بدنه سازي بناها نيز تابع همين واقعيت طبيعي و كثرت گراست. اين نوع هندسه از آنجا كه هم انسان در مسير آن در حال حركت است، و هم مرتب زاويه ديد انسان متغير و متنوع مي شود. بهترين حالت براي سير درآفاق ونگاه كثرت طلب رهگذران است.
اصل محور بندي فضايي
اصل وحدت در هنگاميكه به زبان معماري و شهر سازي در مي آيد به اصول زير در معماري و شهر سازي را بوجود مي آورد.
ـ تناسب و همكاري وهماهنگي عوامل و پديد آوردن يك سامانه از عناصر كالبدي و فضايي
ـ تاكيد بر كانون و مركزيت فضايي - كالبدي به گرايش به الگوي ساماندهي مركزي
ـ تاكيد بر جفت سازي يا تقارن و محور بندي فضايي - كالبدي
ـ تاكيد بر مركزيت درآرايه سازي و نگارهاي اسليمي
ـ جايگيري فضاهاي اصلي روي محور اصلي
ـ جايگيري فضاهاي فرعي و ارتباطي روي محور هاي فرعي
ـ جاي گيري فضاهاي ميانجي و مياندر در دو سوي محور هاي اصلي
ـ همه اين اصول تاكيد بر حركت از كثرت به وحدت است.
اصل حركت از ظاهر به باطن
دو مفهوم ظاهر وباطن از مفاهيم بنيادي حكمت اسلامي است. كه در معماري نيز به صورت نماد پردازي سعي در نمايش اين حركت است.
اگر دو حالت حركت و سكون را در نظر بگيريم و با دو حركت انسان يعني سير در آفاق و انفس متناظر بگيريم ، چهار حالت زير در معماري نسبت به انسان ميتوان بر شمرد.
الف - انسان در حال حركت ، نقطه ديد متحرك مانند حركت در يك بازار يا كوچه
ب- انسان در حال سكون ، نقطه ديد متحرك مانند قرار گرفتن در يك فضاي پر جاذبه و آرايه
پ - انسان در حال حركت، نقطه ديد ساكن مانند حركت در يك محور يك بنا
ت - انسان در حال سكون، نقطه ديد ساكن مانند انسان در حال نماز يا نيايش، انسان د ر فضايي كه جاذبه حركت ايجاد نمي كند.
اين مراتب چهار گانه به ترتيب از آفاقي ترين حالت تا انفسي ترين حالت سكون ظاهري تنظيم شده است و هرچه به مراتب پايين تر نزديك ميشويم امكان حركت ظاهري كمتر، و امكان حركت عمقي وباطني بيشتر فراهم است.
اصل نماد پردازي محتوايي و واقع گرايانه در عناصر واجزاي معماري
انواع نماد گرايي را مي توان به گونه زير دسته بندي كرد:
1ـ نماد گرايي قراردادي
2ـ نماد گرايي شبيه سازي و تخليصي
3ـ نماد گرايي شكلي و صوري
4ـ نماد گرايي محتوايي و مفهومي:
در تمدن اسلامي از نماد گرايي مفهومي استفاده مي شود. همه عناصر طبيعي مظهرو تجليات صفات و اسما الهي تلقي مي شوند
هر بيننده خرد گرا و انديشمند از هر برگ سبز دفتري از آيات و صفات آفريننده اي مدبر و حكيم و حيات بخش را درك ميكند. علاوه بر برخورداري هاي مادي از طبيعت، مضامين فكري و معنوي آن توشه سير و سلوك عرفاني او ميشود.
معمار خود ساخته و برجسته كه به درجات بالايي از سير وسلوك عرفاني نائل مي شوند، حتي شكلها، صورتها و هيات ها و هندسه ها ورنگها و تصويرهايي راكه از عالم ملكوت بر آنها الهام مي شود و به معرفت حضوري در مي يابد و در كارهاي خود تاويل و تعبير نموده و به كار مي گيرد.
در يك تقسيم بندي كلي مي توان انواع مكاتب هنري را از بعد رابطه مفهوم و معني با صورت و كالبد به اين دسته بندي نمود:
1ـ مكاتب هنري كه در آنها ماده و كالبد از روح و معني تهي شده است. (صورت بي معني ) مانند آثار معماري دوران كلاسيك يونان و روم.
2ـ مكاتب هنري كه در آنها ماده و كالبد بر روح و مفهوم آن تسلط دارد(تسلط صورت بي معني)، مانند هنرهاي مسيحي و بودايي كه مطالب روحي و معنوي در نمادهاي مادي نظير صليب يا مجسمه ها و نقاشي هاي حضرت مسيح (ع) و حواريون و يا بودا متجسد و متبلور شده است.
3ـ مكاتب هنري كه در آنها معنا و خيال و توهمات بر صورت و كالبد دارد(غلبه معنا بر صورت) مانند اغلب هنرهاي رمانتيك و هنرهاي به اصطلاح مفهومي معاصر.
4ـ مكاتب هنري كه در آنها روح ومعنا با كالبد و صورت تعاملي متناسب و دو رويه دارند ( تعامل متناسب صورت با معني) مانند اغلب هنرها در تمدن اسلامي مثل ادبيات عرفاني، مينياتورها، معماري و تعزيه و ساير هنرها.
اصل رده بندي اهداف در جهت رشد و كمال معنوي
اصل كمال گرايي و تلاش مستمر در جهت رشد و فلاح فرد و جامعه از ارزش هاي بنيادي در حكمت عملي اسلام است. در ترجمه معماري و شهر سازي آن، اين اصل به گونه كاركرد گرايي و داشتن منطق كاربردي همه عناصر و فضاها وكالبد ها و پرهيز از بيهودگي جلوه مي كند.
اصل پاسخ گويي به نيازهاي مادي انسانها و رعايت دستاوردهاي فني و مهندسي
با توجه به ويژگي همه جانبه بودن حكمت عملي اسلام و رهبانيت گريزي در آن و توجه به نيازهاي مادي انسان در همه زمينه ها، و توجه و تاكيد به دوري از كارهاي لغو و لهو وانجام كارها بر اساس مفيد بودن و عقلاني بودن و متقن و كامل بودن و ضرورت علم آموزي و لزوم مشورت با خبرگان در كارها و بهره گيري از تجربيات گذشته وحال آنها، بايد گفت كه حكمت عملي اسلام در مجموع رعايت كليه مباني و معيارهاي فني و مهندسي و منطقي حاصل از دستاوردهاي علوم تجربي را در كار ساختمان سازي توصيه و تاكيد مي نمايد.
اصل بهره گيري از تزيينات مثبت
از آنجا كه انديشه اسلامي تزيين رابه طور كامل نفي نكرده است، بلكه تعظيم و تزيين آنچه معنوي و الهي و موجب توجه بيشتر انسان به مسائل روحي و معنوي است را توصيه مي نمايد، هنرمندان موحد از مجردترين عناصر مادي كه مي توانند عالي ترين مضامين روحي و معنوي را به بيننده القاء نمايند، در تزيين فضاي مصنوع خود كمال بهره برداري را نمودهاند.
استفاده به جا و متناسب از نقوش هندسي واز رنگهاي متنوع (رنگهاي گرم و تند و چند گانه در كف و رنگهاي سرد و آرام و هماهنگ در سقفها ) و نور پردازي و سايه روشن سازي هاي متوالي و منظر سازي هاي شايسته به كمك پنجره ها و روزنهاي مشبك، در مجموع فضا را درعين سادگي و عقلانيت از غنا و شكوهي ماورايي برخوردار مي گرداند.
اصل نوآوري و ابتكار مناسب و پرهيز از شباهت ظاهري (تقليد ) از غير مسلمان
از آنجا كه خداوند خود را خلاق «خالق» و نوآفرين «بديع» و متنوع آفرين«بارء» و نقش آفرين «مصور» و ... مي داند، هنرمند موحد نيز كه بايد صفات الهي را در خود و كار هنري خود متجلي سازد. معماران ما توانسته اند ضمن رعايت مباني و اصول و معيارهاي محتوايي و معنوي كار كه غير وابسته به شرايط زمان و مكان ميباشد،انگاشته هاي معمارانه خود را در انواع هندسه ها و عناصر و اجزاء تازه و بديع به وجود آورند.
در مقايسه با اغلب مكتبها و سبكهاي موجود هنري كه از نظر معنا و مفهوم انساني آم صد در صد با هم متناقض و متنافر و غير واقعي و به اعتباري پيرو القائات نفساني موجدين آنها ست و زودگذر و غير اصيل است. هنر دوران اسلامي با حفظ مباني انساني و كمال جوي خود تنوع پذير وبديع و درعين حال اصول آن مانا و دير پاست. ضمنا با توجه به توصيه مكتب، نسبت به عدم شباهت ظاهري با غير مسلمان خود باعث دوري از تقليد و ايجاد تنوع و نوآوري نسبت به ساير مكاتب معماري و شهرسازي گذشته و حال اقوام و ملل غير مسلمانان شده است.
اصل رده بندي ميان فضاها و رعايت سلسه مراتب فضايي
در حكمت عملي اسلام، فضاي مصنوع جايگاه سير در انفس است و نسبت به فضاي آزاد و رها شده طبيعي، مرز وحريم ايجاد مي نمايد تا نگاه و توجه انسان از عالم خارج به عالم درون (تفكر وانديشه و خود آگاهي) برگردد.
اصل رده بندي يا سلسله مراتب فضايي را مي توان در سه سطح آشكار ديد:
1ـ رده بندي فضايي ميان درون و بيرون كه بر مرز بندي حريم هاي فضايي تاكيد دارد.
2ـ رده بندي فضايي كالبدي ميان كالبدهاي جزء و كالبد هاي كل براي نمايش سير از جزء به كل و از ساده به پيچيده.
3ـ رده بندي در نگاره ها وآرايه ها از نگاره مبنا تا نگاره كل

پيشينه تاريخي: تقسيم امپراطوري روم به دو بخش شرقي و غربي وضعيت اين امپراطوري و ايجاد امپراطوري بيزانس و در نهايت سقوط امپراطوري روم غربي با تحولات مهمي در اروپاي غربي همراه گرديد. از گذشته هاي دور هميشه اقوام ساكن شمال اروپا و حتي قسمت آسياي غربي براي دست يافتن به كرانه هاي مديترانه در كوچ و مهاجرت بوده اند و اين مهاجرت موجب برخورد و تضاد بين اقوام گوناگون شده است.
مهاجرت گوتها از شمال به سمت جنوب موجب تحولات مهمي در تاريخ اروپا گرديد، اقوام مختلف شمالي كه به بربر ها معروف بودند ، پس از چند دهه با استقرار در اروپاي مركزي (از قرن هشتم ميلادي به بعد) دولتهاي جديدي بوجود آوردند كه در طي استقرارشان هنر مشخصي پديد آوردند كه متاثر از يونان و روم بود.
گوتها در هنگام مهاجرت و جابجايي ، باعث مهاجرت اقوام ديگري از سرزمينهاي اصلي شان شدند. آنها در حوالي سال 300 ميلادي به دو گروه گوتهاي شرقي در قسمتهاي شرقي اروپا استقرار يافتند و گوتهاي غربي كه به سوي اروپاي غربي ، تا مرزهاي شمالي امپراطوري روم پيش رفتند كه در مواجهه با قدرت امپراطوري روم از نفوذ به آن سرزمين باز ايستادند. قدرت نظامي امپراطوري كه مرزهاي شمالي آن را به رود دانوب محدود مي كرد، مانع نفوذ و ادامه مهاجرت اقوام شمالي گرديد و در طي دوران حكومت امپراطوري روم، همواره بين دو حكومت و بربرها (اقوام شمالي) جنگهاي سخت و خونيني در جريان بوده است.
در قرن چهارم ميلادي قدرت جديدي از سمت آسيا، اروپا را مورد تاخت و تاز قرار داد اين مهاجمان هونها بودند كه گوتها را تحت فشار قرار داده و به مرزهاي امپراطوري روم عقب راندند و امپراطوري روم كه خود را در مواجه اين خطر ديد به ويزوگوتها اجازه داد كه در كرانه هاي غربي رود دانوب مستقر شوند. اما بين وضعيت دوام چنداني نيافت و ويزوگوتها سر به شورش برداشتند و در جنگي كه بين آنها و نيروي روم در گرفت ، امپراطور روم كشته شد و سپاهيانش نيز شكست سختي را پذيرا شدند. پس از اين شكست روم مقاوت چنداني در مقابل گوتها نشان نداد و سرانجام تسليم شد.
هونها همچنان در ادامه نفوذشان به اروپاي غربي و جنوب اروپا ويزوگوتها را مجبور نمودند، از جنوب ايتاليا گذشته و در فرانسه (جنوب فرانسه) مستقر شوند كه در نهايت آنها با فرانكها مواجه شدند و سرانجام به سوي جنوب اسپانيا مهاجرت كردند. با مرگ آتيلا سردار هونها در سال 453 ميلادي طول كشيد. تا اينكه در اين دوره امپراطوري فرانكها با نام كارولنژ قدرت را در اختيار گرفت و آرامش نسبي به اروپا بازگشت. قبايل بربر مسيحي و كليسا به تدريج جانشين امپراطوري روم گرديدند و پايه هاي بي چون و چراي كليسا و پاپها در قرون وسطي ريخته شد. اين امر در زماني به اوج رسيد كه در قرن پنجم ميلادي پادشاه فرانكها به مذهب كاتوليك گرويدف و كليساي روم در رقابت با كليساي ارتدوكس روم شرقي وارد عرصه جهان گرديد. بربرها كه خود هنر چنداني نداشتند، در مواحهه با ميراث يونان و روم هنرشان شكل گرفت سرانجام با امپراطوري كارولنژها دوران احيا هنر فرا رسيد. اواخر سده هشتم و يا سده نهم ميلادي شاهد يك پديده بزرگ تاريخي بود كه امروزه دوره احياي رم مسيحي در عصر شارلماني يا رقابت خستگي ناپذير و مشعشعانه هنر و فرهنگ ناميده مي شود.
شارلماني در تلاش بود كه همانند كنساتين رفتار كند و زمانيكه پاپ تاج شاهي را بر سر نهاد ، او را امپراطور اين امپراطوري احيا شده روم ناميد، حكومت جديد امپراطوري مقدس روم ناميده شد. كه تا يكهزار سال بعد گاه برگ گاه كوچكترشد. ولي تا انهدامش بناهايي را به اقتباس از معماري در اروپاي مركزي به حيات خود ادامه داد. شارلماني بناهايي را به اقتباس از معماري رومي بنياد گذارد كه در ميان آنها مي توان به نمازخانه كاخ شارلماني در آخن اشاره نمود و همچنين وضعيت دير سنگال سوئيس(819 ميلادي) يكي از مجموعه بناهاي ساخته شده در دوره شارلماني است.
پس از شكست جانشينان شارلماني حكومت اين ناحيه بدست اوتوني ها افتاد. كه معماري اوتوني مسير اسلاف كارولنژي خويش را دنبال كرد، يكي از بناهاي شاخص اين دوره كليساي دير ين ميكائيل در هيلدسهايم است كه در فاصله 1001 تا 1031 ميلادي ساخته شده است تقسيم بندي برجها و بدنه جسيم آن كاملا مشخص است. در اين كليسا مراكز ثقل ساختماني در شرق و غرب به خوبي مشهود است و صحن اصلي در حكم تالاري است كه دو برج (مراكز) را به هم متصل مي كند.
در اين كليسا و بناهاي فوق الذكر مقدمات معماري رومانسك را مي توان ملاحظه كرد ولي آنچه در اين گفتار قابل توجه است، تفكرات و انديشه هايي است كه بر جامعه رومانسك حاكم بوده و در آثار معماري بويژه در كليساها مشهود است.
معماري رومانسك(رومي وار): اوضاع و احوال اجتماعي پيش از قرون وسطي در دوره هاي يونان و روم موجب شده بوده كه آثار هنري ، بطور كلي هنر معماري به رشد و تداوم و ماندگاري قابل ملاحظه اي برسد. اين وضعيت تا چند قرن بعد هم در اروپا دوام آورد ، اما در نتيجه جنگها و كشمكشها فترتي پديد آمد،تا اينكه در اين برهه از زمان هنر و سبك رومانسك پا به عرصه گذاشت. چون در دوره امپراطوري كارولنژي و اتوني ثبات سياسي حاكم گرديد كه به طور مختصر به آن اشاره كرديم.
با آغاز نخستين دوره جنگهاي صليبي در اوايل سده دهم ميلادي در اروپا، جمعيت هاي عظيمي از نقاط و شهرهاي اروپاي غربي به شهر هاي غربي به شهرهاي مختلف مهاجرت كرده و پناهنده شدند،از جمله اين شهرها ، شهر اورشليم بود. اين مكان در آن موقع سرزمين مقدس خوانده مي شد.
پيش از جنگلهاي صليبي دو طبقه اجتماعي در سراسر اروپا از قدرت و نفوذ بسياري برخوردار بودند كه دسته اول فئودالها ،ملاكين و بارون هاي ثروتمند بودندو هر كدام به فراخور ميزان پول و زمينهايي كه در تملك خويش داشتند از نفوذ و قدرت خاصي برخوردار بودند و گروه دوم روحانيون مسيحي و مبلغين مذهبي و متوليان ديرهاي بزرگ و كليساها بودن كه درميان مردم وهمچنين در نزد حكومت هاي زمان خود مورد احترام و صاحب نفوذ بودند. پس از نخستين جنگ صليبي در عرصه هاي مختلف ممالك اروپايي تحولاتي ايجاد شد كه منجر به تثبيت مقام كليسا به عنوان رهبر مردم ،و ديگر ايجاد وضعيتي مناسب براي برقراري روابط تجاري با شرق گرديد و سوم ،آزادي و استقلال شهرها،و اين امتياز در صورتي حصول مي گرديد كه شهروندان در كمك به جنگ مبالغي را پرداخت مي كردند تا بتوانند براي شهر استقلال و آزادي نسبي به ارمغان آورند، و چهارم راههاي ارتباطي تجاري با كشورهاي مشرق زمين همانند شريانهاي اصلي انتقال انديشه ها و علوم جديد به اروپا قلمداد مي گرديد و اين عوامل موجب گرديد كه اروپائيان نگرشي تازه به هنر و انديشه هاي يونان باستان داشته باشند.كه در خلال اين تغييرات ، تحولات هنري در اروپا پديد آمد كه آنرا رومانسك يا رومي وار ناميده اند در حالي كه وامدار اصولي از هنر رومي بود، اما خود به تنهايي هنري محض و اصيل قلمداد مي شد.
اگر زماني را براي پديد آمدن معماري رومانسك در نظر بگيريم بايد به يك دوره دويست ساله اشاره كنيم يعني سده هاي يازده و دوازده ميلادي. در معماري رومانسك نكته قابل توجه و تامل احترام و جايگاه ويژه معنوي و مذهبي كليساها است و همچنين عملكردهاي مختلف اين بنا براي سخنراني و مواعظ،محل تجمع ها و تصميم گيري ها است. همين امر موجب شد كه افزايش شگفت انگيزي در فعاليتهاي ساختماني پديد آيد. يكي از راهبان قرن يازدهم به نام رائول گرابر در اين باره گفته است كه دنيا ، خود را به جبه اي سفيد از كليسا مي آراسته است. اين كليساها نه تنها با تعداد فراوانتري به وجود آمدند، بلكه عمدتاً از كليسا هاي آغاز قرون وسطي بزرگتر و پرتجمل تر ساخته وجود آمدند، بلكه عمدتاً از كليساهاي آغاز قرون وسطي بزرگتر و پرتجمل تر ساخته شدند، و به ويژه بيشتر آنها نماي رومي داشتند. زيرا شبستان آنها بر خلاف سقف چوبي، تاق قوسي داشت و بدنه خارجيشان برخلاف كليساهاي صدر مسيحيت و بيزانسي و كارولنژي و اوتوني با تزئينات معماري و پيكر تراشي تزئين مي گرديد. از لحاظ جغرافيايي بناهاي عمده اي به شيوه رومي در سراسر دنياي مسيحيت بوجود آمد. از شمال اسپانيا تا ناحيه رودخانه راين ، و از مرز انگليس و اسكاتلند تا قسمت مركزي ايتاليا. دراين ميان بهترين و متنوع ترين نمونه هاي معماري محلي و متهورانه ترين رومانسك را بيان كنيم، بكارگيري قوسهاي نيم دايره رومي در سقف ها ، همچنين استفاده از جرزهاي سنگين بوده است.
نكته قابل توجه در معماري رومانسك اين است كه تغييرات پردامنه اي پيدا كرده و تنوعات منطقه اي فراواني را شامل مي شود و همين امر موجب گرديد مورخان معماري ، آنرا سبكي في نفسه كامل پنداشته و معتقد نيستند كه پيش در آمد ناقصي براي سبك گوتيگ بوده باشد. بدين ترتيب معماري حقيقي متعلق به سده هاي مياني به شمار مي رود. از ديگر ويژگيهاي سبك رومانسك مي توان به حجم هاي كليساها از بعد معماري اشاره داشت كه همگي از گروهي از احجام هندسي ساده و بزرگ و با زاويه قائمه نظير مكعب ، مكعب مستطيل ، استوانه و نيم استوانه تشكيل يافته اند.
گسترش و اعتلاي معماري سبك رومانسك در اروپا به طور مشخص در چهار كشور: فرانسه ،انگلستان،آلمان و اسپانيا قابل بررسي اند، در هر يك از اين چهار كشور معماران سبك رومانسك با ظرافت و نوآوري هاي خاصي معماري اين دوره را با شرايط ،مقتضيات و خصوصيات كشور خود وفق داده و همين امر سبب شد تا ويژگيهاي خاصي در سبك رومانسك هر يك از اين كشورها قابل ملاحظه باشد.
در هر يك از كشورهاي فوق الذكر،معماري رومانسك به شيوه هاي گوناگون و متنوع اجرا گرديده است و در مناطق مختلف هر كشور روش ساخت بناهاي اين سبك بويژه كليساها،بنا به ابتكارات معماران متمايز مي گرديد،چنانچه فقط در كشور فرانسه بيش از ده شيوه (سبك) از اين معماري (رومانسك) وجود دارد. اينك به طور مختصر به ويژگيهاي معماري رومانسك در هر يك از كشورهاي مذكور مي پردازيم:
سبك رومانسك در فرانسه: يكي از سرزمينهايي كه از نظر معماري پس از ايتاليا قابل اهميت و توجه است كشور فرانسه است. با اينكه تا زمان آغاز سبك معماري رومانسك اين كشور به فرمها و اشكال مختلفي تقسيم گرديده كه در ميان آنها مي توان هفت نوع مختلف از كليسا هاي رومانسك را در سراسر فرانسه شناخت.
در معماري رومانسك فرانسه مي توان به دو كليساي سن مارتين تورس كه در محراب آن فضاهايي بنام نمازخانه به شكل يك نيم دايره كه نيم استوانه هايي به آن الحاق گرديده، و دوم كليساي كلوني دوم كه محراب آن داراي نمازخانه هاي دندانه اي است ، اشاره كرد.
به طور كلي در باب علت پديد آمدن نمازخانه هاي مذكور مي توان به توسعه و گسترش مراسم مذهبي اشاره كرد كه در آن كاردينالها نمازخانه هاي جداگانه مي طلبيدند. اين فضا به طور طبيعي در محراب كليسا كه مخصوص انجام مراسم توسط مقامات كليسا است، گسترش بيشتري يافت و علت طويل شدن محراب در اين ساختمانها نيز وجود همين نمازخانه هاست كه براي دسترسي به آنها وجود راهروهايي كه پيرامون محراب را فراگرفته بر طول و درازاي اين نوع بنا افزوده است.
نكته ديگر درباره سبك رومانسك فرانسه اين است كه براي جلوگيري از رانش ديوار تالار مركزي و اصلي كليسا، ديوارهاي جانبي را مرتفع تر ساخته اند و همين امر موجب گرديده كه داخل كليسا تاريك شود، چون اين امر مانع از ايجاد پنجره در روي تالار مركزي مي گرديد. از اين نمونه ها مي توان به كليساي سرنن در تولوز،كليساي سانتياگو ،كليساي سن اتين در كان فرانسه اشاره كرد.
سبك رومانسك در ايتاليا:معماري رومانسك در ايتاليا تحت تاثير عوامل مختلف داراي تفاوتهايي است كه بطور كلي مي توان اين سبك را در مناطق مختلف ايتاليا به شرح زير خلاصه نمود:
الف: شمال ايتاليا:معماري رومانسك در اين ناحيه به خصوص در ايالت لومباردي به كليساهاي رومانسك اروپايي و به طور واضح تر به معماري رومانسك آلمان نزديكتر هستند و علت اين مسئله شايد اين باشد كه آلمان و ايالت لومباردي ايتاليا از زمان كارولنژروابط سياسي و فرهنگي نزديكي با يكديگر داشته اند كه از نظر هنري نيز بر يكديگر تاثير گذارده اند. شايد دقيقاً نتوان تاثيرات معماري رومانسك آلمان و لومباردي و بويژه از كليساي سن آمبرجو در ميلان (مركز ايالت لومباردي) اقتباس شده است. به عنوان مثال قوسهاي زير قرنيز هر طبقه از برجهاي كليسا اشپاير و همچنين پنجره هاي قوسي در اين كليسا منشا لومباردي دارند. به عبارتي از كليساي سنت آمبرجو تقليد شده اند چون كه اينقوسهاي متقاطع در مقياس كوچك توسط معماران لومباردي در سراسر نخستين سالهاي سده ميان استفاده شده است.
ب: مركز ايتاليا: كليساهاي منطقه جنوبي ايتاليا هنوز از سقفهاي خرپايي چوبي كه از سنتهاي مسيحيت آغازين بود، استفاده مي كردند. اين مسئله در قسمتهاي مركزي ايتاليا چشمگير بود و نمونه بارز اين سبك جنوب ايتاليا كليساي پيزا است.
در اين كليسا كه روحيه بناهاي صدر مسيحيت مانند سقف خرپايي و پلان باسيليكايي در آن هويدا است، به خاطر موقعيت جغرافيايي خاص شهر پيزا در كنار دريا و ارتباط اين شهر با نقاط ديگر بويژه ،عناصر معماري بيزانس و معماري اسلامي در معماري كليساي جامع اين شهر با هم در آميخته اند. اين كليسا در سده هاي يازدهم و دوازدهم ساخته شده و نقشه آن همانطوريكه اشاره متاثر از باسيليكاي رومي است. در اين كليسا ، برجج و راهروي اصلي يا صحن اصلي با تاثير از شيوه هاي معماري مسيحيت آغازين از سقف هاي خرپايي چوبي ساخته شده و اين سقف فشارهاي محوري بر راهروهاي جانبي وارد نمي آورد ولي با اين حال پوشش راهروهاي جانبي با تاقهاي قوسي متقاطع فراهم آمده است. رديف ستونهاي كورنتي در صحن كليسا بيانگر تسلط معماري رومي و پايبندي ايتاليائيها به عناصر معماري كلاسيك است.
درباره برج ناقوس معروف اين كليسا نيز كه 2/4 متر از خط قائم انحراف دارد و به خاطر نشست پي اش به اين شكل در آمده ، بايد متذكر شد كه از برجهاي كليسا شهر راونا تاثير گرفته است كه تكرار قوسها در طبقات اين برج از ظرافت جالبي برخوردار است و به طور كلي تكرار قوسها در نماي كل مجموعه ارتباط و پيوند جالبي به كل مجموعه داده است.



آخرین ارسال های من :

منم شهرسازی که می سازمت ، چو ایران جدم کوروش
موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده بازدید آخرین ارسال
  شناخت معماری منظر مدرن MHAKBARI 1,282 1393-8-28، 07:47 عصر
آخرین ارسال: MHAKBARI
  دانلود کانسپت و معماری atelieahjam 1,586 1393-8-28، 02:22 عصر
آخرین ارسال: atelieahjam
  مشاوره معرفی رشته مهندسی معماری atelieahjam 1,048 1393-7-17، 05:37 عصر
آخرین ارسال: atelieahjam
  معماری داخلی anita30 1,086 1393-6-21، 10:26 عصر
آخرین ارسال: anita30
  پارامتر چیست؟ و در سبک معماری چه نقشی دارد leila 1,288 1393-5-25، 10:28 عصر
آخرین ارسال: leila
  معماری داخلی مراکز درمانی leila 1,254 1393-5-20، 04:25 عصر
آخرین ارسال: leila
  هنر معماری با کاغذ atelieahjam 1,127 1393-3-10، 08:58 عصر
آخرین ارسال: atelieahjam
  معماری و المپیک 2012 MHAKBARI 1,763 1392-10-12، 09:10 عصر
آخرین ارسال: kazhalbonita
Smile معماری های داخلی و بیرونی ساختمان vahddoIati8 1,273 1392-9-19، 04:18 عصر
آخرین ارسال: vahddoIati8
Smile معماری های داخلی و بیرونی ساختمان vahddoIati8 902 1392-9-19، 03:59 عصر
آخرین ارسال: vahddoIati8
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
[-]
جستجو
جستجوی گوگل