ایران شهرساز را در تلگرام دنبال کنید

[-]
[-]

پشتیبانی 09120592515 ایمیل: iranshahrsaz@yahoo.com

[-]
[-]
امتیاز موضوع:
  • 4 رأی - میانگین امتیازات: 2.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
1
رابطه یجالب خوابالودگی و خلاقیت
بياييد اين مسئله کوچک را با هم حل کنيم. در عبارت زير شما حق داريد که فقط با جابجا کردن يک خط، معادله را درست کنيد.

IV = III + III

متوجه شديد؟ خيلي ساده است، کافي است که I را از سمت چپ به سمت راست بياوريد تا IV ، تبديل به VI شود.

?? درصد مردم به سادگي اين مسئله کوچک را حل مي کنند، اما جالب است بدانيد که ?? درصد بيماراني هم که قسمت پيش پيشاني يا prefrontal مغزشان هم آسيب ديده و طبعا دچار آسيب شديد توجه و تمرکز هستند، مي توانند اين مسئله را حل کنند.

حالا بياييد مسئله را مشکل تر کنيم. اين بار اين مسئله را حل کنيد:

III = III + III

خوب، اگر اين مسئله را نمي توانيد مثل قبلي به سرعت حل کنيد، نگراني ندارد، به خصوص اگر بدانيد فقط ?? درصد آدم هاي عادي قادر به حل اين مسئله هستند.

اما جالب است بدانيد که ?? درصد بيماران مبتلا به آسيب مغزي اي که پيشتر اشاره کردم، مي توانند اين مسئله را حل کنند!

چرا اين طور است، چرا يک آسيب مغزي، عملکرد بيماران را در اين مورد خاص بهتر مي کند؟
پاسخ در نحوه حل مسئله نهفته است. براي حل مسئله بايد با جابجا کردن يکي از خطوط علامت + آن را به علامت = تبديل کرد تا معادله III = III = III شکل بگيرد.

آدم هاي عادي مي خواهند با شيوه روتين حل مسئله، يک معادله دوقسمتي را حل کنند و بيشتر روي خود اعداد رومي تمرکز مي کنند، اما آدم هايي که آسيب مغزي دارند، اجباري براي حل مسئله به شيوه روتين در خود نمي بينند ، پس روي علائم، درست به اندازه اعداد تمرکز مي کنند، به شکل متناقضي اين بيماران که مشکل ادراکي دارند، نمي توانند جستجويشان را فقط محدود روي اعداد کنند، و طيف بيشتري از انتخاب ها را دارند و طبعا مي توانند خيلي راحت تر مسئله را حل کنند!

خب! مقصود من از چيزهايي که در بالا گفتم اين نيست که چکشي برداريد و به قشر پيشاني مغزتان آسيب بزنيد تا خلاق تر بشويد. مقصود من اين بود که هدايت حيطه توجه و تمرکز، بخشي ضروي در فرايند هوش، نبوغ و خلاقيت است و اگر مغز ما بتواند از اطلاعات بي ربط، پاسخ هايي براي مشکلات پيدا کند، ما قادر به حل مسائلي مي شويم که ديگران قادر به حل آنها نيستند.

به تازيگي نتايج تحقيقي که به رهبري ماريک ويث Mareike Wieth در کالج البيون انجام شده بود، بازتاب زيادي در اينترنت پيدا کرده بود. در اين تحقيق از ??? دانشجو خواسته شد که عادات و اعمالي را که در ?? ساعت شبانه روز انجام انجام مي دهند بنويسند و بگويند که در صبح يا عصر خلاق تر يا هشيارتر هستند.

همان طور که انتظار مي رفت، بيشتر دانشجوها شب بيدار و جغدهاي شب بودند، طوري که شرکت در کلاس هاي ? صبح برايشان عذاب آور بود.

در مرحله بعد تحقيق، محققان مسائلي را به دانشجوها دادند، حل کردن نيمي از معماهاي نياز به يک بينش خلاقانه داشت.

نيمي ديگر از مسائل، مسائل استانداردي مثل سؤالات جبري بودند. اين مسائل نيازي به بينش خلاقانه نداشتند، و حل آنها نياز به تمرکز روتين داشت.

به دانشجوها براي حل مسئله، ? دقيقه فرصت داده شد، از نيمي از دانشجوها صبح ساعت هشت و نيم، امتحان گرفته شد و از نيمي ديگر ساعت پنج عصر.

شايد تعجب کنيد، اما دانشجوهايي که صبح امتحان داده بودند و انتظار داشتيم که با توجه به خواب آلودگي مفرط، نتوانند پاسخ سؤلاتي خلاقانه را بدهند، در پاسخ به سؤالات نيازمند نوآوري، موفق تر بودند.

به اين ترتيب دانشجوهاي خواب آلود اين تحقيق، درست مثل بيماران دچار آسيب مغزي، از ناتواني در تمرکز سود مي بردند! ذهن آنها سازمان بندي نداشت و خواب آلود بود و آنها ناخودآگاه راه حل هايي را که در شرايط معمول از انها صرف نظر مي کردند، پي مي گرفتند و به پاسخ سؤآلات مي رسيدند.

اما در يک تحقيق جالب در دانشگاه ايلينويز شيکاگو، دانشجوهاي مست و دانشجوهاي هشيار با هم مقايسه شدند. به اين دانشجوها تعدادي چيستان داده شد تا حل کنند. اين بار هم نتيجه به دست امده جالب بود، دانشجوهاي مست، ?? درصد عملکرد بهتري داشتند.
اين تحقيقات نشان دادند که عدم تمرکزي که خواب آلودگي و مستي الکل در پي مي آورد، صرف نظر کردن از افکار جانبي و تداعي هايي نامحتمل را دشوارتر مي کند و باعث تقويت تخيل مي شود.

البته پيداست که اين تحقيقات پيشنهاد نمي کنند که با خواب آلودگي و ولنگاري، خلاقيت خود را تقويت کنيد، بلکه بر اهميت نگاه متفاوت از زواياي متفاوت براي حل مشکلات و مسائل تأکيد مي کنند.
آخرین ارسال های من :

 سپاس شده توسط: AZ!N ، ریحانه
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
[-]
جستجو
جستجوی گوگل