ایران شهرساز را در تلگرام دنبال کنید

[-]
[-]

پشتیبانی 09120592515 ایمیل: iranshahrsaz@yahoo.com

[-]
[-]
امتیاز موضوع:
  • 35 رأی - میانگین امتیازات: 3.03
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
1
شهر سازی و معماری خاص شهرهای ایران باستان
آثار و قراين تاريخي نشان مي دهد كه مهاجرت آرياييان به آسياي غربي حدوداً از سده چهاردهم ق.م. آغاز شد و به مرور ادامه يافت. شاخه های از آرياييان كه از جبال هندوكش و فلات پامير گذشته، به جلگه سند پا گذاشتند، بي ترديد با مقاومت بوميان دراويدي روبرو، و براي جايگيري مجبور به نزاع شدند. اين برخورد، كه در لابه لاي متون تاریخی آشكار است. احتمالاً به اين گستردگي در فلات ايران رخ نداد. اگرچه آرياييان ايراني، توانستند به مرور اقوام آسيانيِ ساكن در فلات، همچون حوريان، گوتيان، لولوبيان و عيلاميان را يا از فلات اخراج كرده و يا در خود تحليل ببرند، اما اين جای گيري از گونه اي ديگر بود. اسب و مهارت آرياييان درارابه راني مورد توجه بوميان قرارگرفت.آرياييان اگرچه كوچ رو بودند، اما كاملاً بي بهره از يكجانشيني نبودند. باستان شناسي توانسته است حوزه هاي متعددي از نقاط استقرار را در آسيا مركزي بشناساند. آنچه امروز مسلم است، وجود يك مركز مستقل تمدن در آسياي مركزي است كه البته ناظر به پيشرفت مدنيت در آسياي غربي- اعم از عيلام و بابل- و رواج شهرنشيني در تمدن سند، به ويژه هاراپا و موهنجودارو در ساحل رودهاي سند و پنجاب است. اما آن دسته از آرياييان كه پا به فلات ايران گذاشتند، اگرچه بي بهره از انديشه مدني نبودند، اما در مواجه با تمدن شكوفاي آسياي غربي، بهره آنان بسي اندك مي نمود، و از همين رو به يك باره شاكله شهرنشيني آنان را اخذ كرده، با كيهان شناسي ويژه آنها درآميخت. اين كيهان شناخت، شهر را الگويي از نظام آسماني مي انگاشت و به همين دليل برگسترش آن همت مي گماشت.


شکل 1 – شهر اردشیر خوره


مادها نخستین سلسله ایران و تاثیر آنان بر معماری و شهر سازي

با سلسله ماد، ايران آريايي، داراي تاريخ سياسي گرديد. اما در عين حال آرياها را نبايد يك قوم متحد در نظر آورد؛ آرياييان از تيره هاي گوناگوني تشكيل شده بودند كه در ميان تيره ماد و پاريس در حيات سياسي ايران زمين نقش تعيين كننده اي برعهده داشتند. گستره سرزمين ماد، مركز، غرب و شمال غربي ايران را دربرمي گرفت. بروز اقتدار سياسي نزد مادها، كه توانستند نخستين سلسله آريايي را فلات ايران تأسيس كنند. نتيجه قرارگرفتن آنان در ميان دو حكومت مهاجم آشور و اورارتو در غرب و شمال بود. تهاجمات پي در پي اقوام آشوري و اورارتو، احساس اتحاد ميان قبايل مادي گسترش داد. اقتدار قوم ماد مصادف با تحليل رفتن سلسله پرقدرت عيلام و ديگر دول آسياني، همچون ماننا، گوتي و لولوبي در فلات ايران بود.
مدنيت دوران ماد، همواره با هگمتانه به ذهن مي آيد. اما واقعيت اين است كه طي هزاره سوم تا نيمه دوم هزاره نخست قبل از ميلاد سلسله هايي در شمال غربي فلات ايران رشد كرده بودند كه تفاوت هايي كلي با تمدن هاي شكل يافته در بين النهرين داشتند. شهرهاي مستحكم و كمتر شناخته شده اين سلسله ها در ايران غربي پراكنده بودند. مدنيت ماد بي ترديد يا بر بازمانده اين شهرها و يا در ستيز با آنان شكل گرفت. از همين رو شكل شهر مادي برگرفته از نمونه هاي مشابه آن در اورارتو و آشور و يا نزد اقوام آسيانيِ ساكن در مركز، غرب و شمال غربي فلات ايران، همچون مانناييان بود. در ميان سلسله هاي باستاني، شهرهاي مادي كمتر براي باستان شناسان شناخته شده است و اين بي ترديد به پراكندگي اندك با حوزه محدود پراكندگي آنان باز مي گردد و اين پراكندگي محدود خود نتيجه ناامني منطقه به دليل تهاجمات حكومت هاي مهاجم آشور و اروارتو بود. اين عامل البته در شكل گيري و صورت دژ- شهر بوده، و يا با حصار يا حصارهايي تودرتو احاطه مي شدند. تعداد حصارهاي يك شهر نشانگر بزرگي يا كوچكي شهر بود. شهر دوران ماد به دلايل گوناگون، از جمله كيهان شناسي ويژه دوران باستان، شكل رقومي زمين و البته امنيت عموماً بر فراز ارتفاعات طبيعي و يا مصنوعي بنا مي شدند. گاه مانند شهر خارخاريك حصار و يا مانند شهر كيشه سو، چند حصار متحدالمركز شهر را دربر مي گرفت. اين شهرها چنان كه هرتسفلد گفته است داراي نقشه اي ثابت با تفاوت هايي جزيي بودند. اين تفاوت ها ناشي از شرايط اقليمي ويژه شان بود. دژ شهرها به صورت يك زنجيره دفاعي برپا شده بود تا امكان ايجاد شهرهاي بزرگتري چون هگمتانه را در پشت خود فراهم كند. در واقع شهرهاي شاهي، مانند هگمتانه، دردوران مادها از گسترش اين دژ شهرها حاصل شدند، كه آنها نيز به نوبه خود مراكز نخستيني براي انباشت ثروت، تمركز اقتدار سياسي و توسعه اجتماعي به شمار مي آمدند. هگمتانه اصلاً به معناي مكان جمع شدن بود و تصويري از اتحاد قبايل ماد و اتحاد سه جامعه ايلي، روستايي و شهري را مي نماياند. اصولاً شهر مادي را نتيجه فرايند تكاملي از روستاها به دژ- شهرها و آنگاه شهرهاي مهم تري چون هگمتانه دانسته اند.اگرچه در دوران مادها مي توان از جامعه شهري سخن گفت، اما اين جامعه هنوز در برابر جماعات روستايي و عشيره اي اندك مي نمود.


شکل 2 - شهر پیشه وران ( دهکده ای پیش از هخامنشیان )

دياكونوف در تعريف همين تمايز نوشته است: "شايد ده- دژها مقر فرمانروايان خردي بوده كه در منابع آشوري ذكر شده است و در اوستا نيز به نام ساستر آمده است. ناحيه اي كه تابع اين فرمانفرما بود. به دژ وي مربوط بود. برروي هم ظاهراً فرمانفرما يا ساستر با رئيس دهكده عشيره اي كه ويس پتي ناميده مي شد، فرق داشته است."



شکل 3 _ ساخت کالبدی شهر در زمان مادها

با اين همه در اين دوران كالبدهاي شهري بيش از پيش آشكار شده، و اگرچه هنوز بافتي همچون بازار مرحله آغازين حيات خود را مي گذراند، اما راه ها، راهوندها و شوارع عام، حصار، برج، معبد و كاخ همچون نمونه هاي بين النهريني خود كاملاً شكل گرفته بودند، در واقع همه آن مجموعه اي كه درون دژ قرارمي گرفت، يعني دژ و تقسيمات داخل آن، مورد برنامه ريزي و طراحي دقيق قرارگرفته بود. اين سازمان اجتماعي و سياسي تا 559ق.م. كه آسيتاك، آخرين شاه سلسله ماد، در برابر نخستين شاه پرقدرت هخامنشي، كوروش، شكست خورد، ادامه داشت.

حکومت هخامنشیان و سبک معماری و شهر سازي خاص این دوره

با حكومت هخامنشي، چيزي رخ نمود كه تا آن روز در تاريخ سياسي آرياييان بي نظير بود. اقوام آريايي تا پيش از اين يا تحت قيادت فرمانروايان محلي، در حوزه هايي كوچك زيسته و با تاخت و تاز به شهرهاي ديگر و هم زيستي مسالمت جويانه يا غيرمسالمت آميز با اقوام بومي روزگار مي گذرانيدند، و يا آن كه شكل اعلاي حكومتي آنان در ماد رخ نموده بود كه آن نيز خود قلمرو محدودي محسوب مي شد و از حدود شمال غربي و نهايتاً مركز ايران فراتر نمي رفت. وظيفه اين حكمراني هاي كوچك با سلسله ماد در دو استراتژي خلاصه مي شد: ايجاد امنيت براي مردم و حراست از حوزه اقتدار خود با هخامنشيان به يك باره قلمرو پهناوري به سرزمين اصلي آنان- پارس- منضم گرديد.
داريوش اول در كتيبه بيستون، مجموعاً از 23 كشور، تحت فرمان خود نام مي برد و در كتيبه آپادانا مي نويسد: "داريوش شاه گويد: اين (است) شهرياري كه من دارم، از سكاها كه آنها آن طرف سغد (هستند)، از آنجا تا حبشه از هند، از آنجا تا به سارد كه آن را اهورامزدا كه بزرگترين خدايان (است) به من ارزاني فرمود".
شيوه حكومت نزد شهرياران ماد، اگرچه از الگوي حكمراني بين النهرين اخذ شده اما هنوز از ساخت عشيره اي به كلي جدا نشده بود. به عوض آنها، هخامنشيان كوشيدند به ساختارهاي حكومتي آسياي غربي نزديك تر شوند. اين ساختار در آن روزگار، البته براي اقليم بين النهرين، به خاطر تملك سرزمين هاي حاصلخيز و منابع آبي، بسيار كارآمد بود، اما براي سرزمين خشك ايران چندان كارايي نداشت. كارآمدي تمركز مالكيت ها در بين النهرين، به واسطه وجود مراكز آبي يعني رودخانه هاي عظيم و آبياري متمركز ايجاد شده بود، اما در سرزمين خشك و كم آب ايران، تبديل مالكيت اشتراكي بر زمين به مالكيت دولتي، نتيجه مطلوبي نداشت و لامحاله به بحران سياسي، اجتماعي و اقتصادي مي انجاميد. اين بحران، در درازمدت چند بار شكل علني به خود گرفت كه از جمله آن از شورش هاي اجتماعي گوماتاي مغ در دوران هخامنشيان و مزدك در دوران ساسانيان بايد نام برد. اين همه موجب مي شد نظام سياسي ايران از نوعي دموكراسي قبيله اي به سمت شكلي از اقتدار سياسي حركت كند كه به استبداد شرقي متمايل بود. اما جالب آن كه هخامنشيان، به خصوص دو سر سلسله مقتدر آن – كوروش و داريوش اول- توانسته بودند اين شيوه حكومت را با نوع تسامح سياسي و مداراي مذهبي و فرهنگي بياميزند.
آن گونه كه گيرشمن گفته است. همين سياست موجب مي شد كه كشورهاي مغلوب در توسعه ثبات و استقرار هخامنشيان نقشي مهم برعهده گيرند.
در واقع همين شكل از انديشه حكومتي بود كه موجب پديدآمدن ساتراپي ها در قلمرو پهناور هخامنشيان گرديد. كوشش براين بود تا ساتراپي ها، كه تعداد آنها بالغ بر 20 بود، با خصوصيات قومي و بومي ممالك متبوع انطباق داشته باشند. البته داريوش بر ايالت تابعه يك شهريان يا ساتراپ از نزديكان يا خاندان خود مي گماشت، اما بدنه حكومت را از ميان افراد بومي انتخاب مي كرد.
آن چه در نهاد مدني هخامنشيان آشكارتر از اسلاف مادي بود، نضج گرفتن نهادهاي اقتصادي و پيش آرايش اصناف است. اصنافي كه در دوران ساساني شكل كامل به خود گرفت و مدنيت ايراني را پي ريخت. فتح بابل دولت هخامنشي را با عامل رونق تجاري در دولتشهرهاي بين النهريني آشنا كرده بود، و از همين رو بازار و بازرگاني، كه در دوران ماد نقش چنداني نداشت، در دوران اخير جايگاه بيشتري را به خود اختصاص داد. به عبارتي شهر نظامي- كشاورزي در سرزمين هاي مياني امپراتوري داد.
هردوت پارسيان را متشكل از شش طايفه شهري و روستايي، و نيز چهار طايفه چادرنشين دانسته است.
اين شهادت هردوت نشان از ساخت اجتماعي دودمان هخامنشي دارد كه ساختي متشكل از سازمان شهري و سازمان روستايي و ايلي بود. اما به تدريج گستره جامعه شهري بر دو سازمان ديگر پيشي مي گيرد. در اين ميان تعريف از فضا نيز گسترش مي يابد. شهر ديگر درون چارچوب باروها تعريف نمي شود، بلکه معنايي منطقه اي يافته و با مجموع واحدهاي توليد زراعي اطراف خود تعريف مي گردد. اين تعريف شمول گرايانه از شهر تا ادوار اخير كه شهر مجموعه كهندژ، شارستان، ربض و روستاهاي نزديك را نيز دربر مي گرفت، صادق است
هنگامي كه از شهرهاي هخامنشي سخن مي گوييم، بلافاصله نام دو شهر بيش از ديگران به خاطر مي آيد: پاسارگاد و پارسه (تخت جمشيد) اما اين دو شهر، اگرچه بهترين تجلي انديشه عظمت گراي هخامنشي در باب معماري و شهر هستند. اما به هيچ وجه نهادهاي مدني را در خود نمي نمايانند. اين شهرها به طوركلي شهرهاي شاهي و تشريفاتي هستند. براي شهر در معناي مدني آن بايد به دنبال نمونه هاي ديگري گشت. شهرهايي همچون تخت جمشيد نمونه تحول يافته و عظيمي از شهر- معبدهاي بين النهريني و زيگورات هاي مرتفع آن، با نگاهي به شيوه معماري اورارتويي هستند. پاسارگاد و پارسه شهرهايي مدني نبودند، ظاهراً نهادهاي مدني را در كنار اين شهرهيا شاهي بايد جست، چنان كه نهاد مدني شهر پارسه در حوزه استخر، در جنب آن شكل گرفت. استخر را پرجمعيت ترين شهر پارس مي خواندند.


شکل 4 – ساخت کالبدی شهر در زمان هخامنشیان

به طوركلي شهرهاي اين دوره نمايش نحوه استقرار كالبدي هاي حكومتي بوده، سلطه مراكز سلطنتي بر مراكز سكونتي و شهر را يادآوري مي كنند. يكي از ويژگي هاي مهم معماري و شهرسازي هخامنشي وام گيري از عناصر شهري و معماري جهان است. داريوش در كتيبه شوش سياهه صنعت كاران و هنرمندان ملل مختلف را، كه در ساختن كاخ شوش سهيم بوده اند. ذكر مي كند. اين عناصر وارداتي در اين جا رنگ و بويي آميخته و كم و بيش واحد يافتند. به عبارتي از آميزش عناصر گوناگون به وحدتي دست يافتند كه ويژگي معماري و شهرسازي دوره هخامنشي است.

شکل 5– نمای از شهر و کاخ شوش

هرتسفلد در ميان دو شهر مهم اين دوره، پاسارگاد را داراي خصايص منطقه اي و پرسپوليس را نه تنها در كليات، بل حتي در جزئيات نيز داراي ويژگي هاي التقاطي و جهاني دانسته است.
از خواندن فرمان هاي شاهان هخامنشي درمي يابيم اين شاهان برخلاف اخلاف پارتي و ساساني خود، كه شهرسازان بزرگي بودند. كمتر براي ساخت شهر همت گماشته اند. آنان در امر ساخت و ساز بيشتر همت خود را صرف بناي ابنيه سلطنتي كردند، يا اگر مانند پارسه شهري ساختند، شهر حكومتي و شاهي بنا نمودند. پارسه شهر حكومتي و شاهي بود كه براي حيات مدني كارايي نداشت و تنها در جشنها و اعياد مورد استفاده قرارمي گرفت. به همين دليل است كه در تعريف هنر دوران هخامنشي بيان معمارانه يادمان ها بر توصيف كالبد و بافت شهرها رجحان يافته است.
چنان كه گفتيم پيش آرايي اصناف و طبقات اجتماعي در اين دوران شكل مي گيرد. البته هنوز مانده تا موُبدان زردشتي ايده طبقات را از شكل اجتماعي خارج كرده، رنگ و بويي مذهبي بدان ببخشند. مقام شاه شاهان، با تكيه بر اصالت و خلوص نژاد، ايده نويني بود و توانست بر فراز همه اصناف اجتماعي و اشراف زمين دار جاي گيرد. نهادهاي مذهبي به تدريج مي كوشيدند با قرب به دستگاه حكومت يابند. به همين دليل به تدريج بر تعداد معابد، كه در دوره مادها كمتر به چشم مي آيند، افزوده مي شود. اما هنوز سازمان لشكري پس از شاه برترين طبقه محسوب مي شد. فروتر از اينان ساختهاي عشيره اي روستايي، پيشه وري محدود و كارگران روزمزد (كورتش) نيز قابل شناسايي هستند. ضمن آنكه، گسترش قلمرو و احساس نياز به ايجاد سازمان اداري به تشكيل ديوان و پايگاه دبيري، كه متشكل از دبيران آرامي بود، انجاميد. اما تقدير تاريخي اين سلسله بر آن بود كه اين دستگاه آراسته و مقتدر حدود دو قرن و نيم بعد، مقهور انديشه اي شود كه در ابتدا آن را پسنديده بود، يعني گسترش قلمرو امپراتوري.

ورود اسکندر و تاثیر یونانیان بر معماری و شهر سازی ایرانیان

اسكندر با اتحاد دولتشهرهاي پراكنده يوناني توانست به سيادت هخامنشيان بر جهان متمدن آن روزگار پايان دهد. اسكندر آن اندازه فراست داشت تا بداند حفظ سرزمين مغلوب با تكيه بر قدرت و نژاد يوناني ميسر نيست و براي دستيابي به اين هدف بر آميزش قواي يوناني و ايراني تكيه داشت. اين امر كه نامه تنسر آن را نتيجه رايزني او با فيلسوف مشهور يوناني، ارسطو، ذكر كرده است، موجب ايجاد ساختمان سياسي جديدي به نام ملوك الطوايفي در ايران شد كه تا چند قرن دوام آورد. سازماني كه البته ساخت اجتماعي آرياييان باستان مستعد پذيرايي از آن بود. اما جانشينان سلوكي اسكندر سياست ديگري در پيش گرفتند. آنان ساخت شهرهاي خود فرمان يوناني (پولیس )را بر ساختار اجتماعي ايران باستان تحميل كردند. آنان ديگر سياست اختلاط نژادها را كه دلخواه اسكندر بود، ادامه نداده، از مجموع بخشهاي شاهنشاهي عنصري ايجاد كردند كه به آنها نزديك و نسبت به ايشان وفادار باشد. به همين رو ايجاد شهرهاي يوناني نشين در سراسر حوزه سرزمين هاي آريايي، از بلخ و بخارا تا بين النهرين، در دستور كار سلوكيان قرارگرفت. ايشان البته به تعمير مجدد شهرها نيز همت گماشتند. اما به هرحال هدف آنان استحاله فرهنگ ساكنان بومي در فرهنگ هلني بود. شهرهاي بنا شده در روزگار سلوكيان را به 4 دسته تقسيم كرده اند:

• شهرهاي نوبنياد يوناني
• شهرهاي ايراني تغييريافته
• شهر- روستاهاي حاصل از تغيير و ادغام چند روستا
• پوليسهاي حاصل از ترقي منزلت كلني هاي يوناني.

شهرهاي نوبنيادي يوناني عموماً شهرهاي نظامي بودند، اما سلوكيان محتاج آن بودند كه براي بقاي شهرها، جماعتي از سكنه مختلط يوناني، مقدوني، آسياي صغير و ايراني را در آن اسكان دهند. بنابراين شايد شهر، به معناي رايج، حاصل مساعي سلوكيان باشد. زيرا در اين دوره شهرنشيني از رشد شتاباني برخوردار شد.شهرهاي اين دوران الگويي شتابزده و التقاطي از دولت شهرهاي يوناني بود. چنان كه در تنظيم روابط سياسي ارائه شكل يافت و ايجاد كالبدهاي جديد تداوم نمونه هاي يوناني به حساب مي آمد. اما گويا ساخت استبداد شرقي در اين جامعه براي شاهان سلوكي بيش از دموكراسي يونان خوشايند و كارآمد بود. در ميان بافت شهري چنان كه گفته شد، براي نخستين بار، پيكره هاي جديدي چون ورزشگاه، آمفي تئاتر و مدرسه به چشم مي خورد، طراحي شهري نيز براي نخستين بار به حضور انسان توجه نشان مي دهد. سلوكيان به جاي طراحي شهري شرق باستان كه در آن معبد و ارگ حكومتي مركز توجه قراردارد، و محلات داراي پيوند ارگانيك با هم هستند، به طراحي هيپودامي (شبكه شطرنجي) كه خود شكلي از شهرسازي غربي بود. توجه نشان دادند. بنابراين طراحي خيابان هاي متقاطع شمالي- جنوبي و شرقي- غربي موجب استقرار كوچه ها و كوي ها به موازات خيابان اصلي مي شود، براي نخستين بار ميدانِ درون شهر معنا مي يابد. كه اين نيز در واقع به اصل يوناني خود، آگورا مي پيوست. البته اين ميدانها بي ترديد كارايي اجتماعي اصلي خود، يعني محلي براي تجمع و مشاركت در سياست دولتشهر را نداشتند. اگرچه طراحي شهر سلوكي، انسان را مبناي توجه خود قرارداد، اما اين انسان لزوماً طبقات فروتر نبود، زيرا هم چنان مكان زيست اين طبقات، حاشيه شهرها و روستاها بود. در اين دوران براي نخستين بار تمايزي ميان جامعه شهري و جامعه روستايي آشكار شد. تضادي كه نهايتاً به بحران و فروپاشي سلوكيان انجاميد. اما اين را نمي توان ناديده گرفت كه به هر حال وجود سلوكيان و آميزش كوتاه مدت با فرهنگ هلني براي ايرانيان تجربه اي لازم و گرانبار بود.

پارتیان و تاثیر آنان بر شهر نشینی و معماری ایرانیان

پارتيان فرهنگ هلني را از طريق فرهنگ يوناني- باختري و شهرهاي يوناني مآب درك كردند. ليكن از آن همه، ساخت ملوك الطوايفي را، كه از ابداعات يونانيان بود، اما با ساخت دودماني آرياييان تناسب داشت، بيشتر پسنديدند و برگزيدند، جامعه پارتي جامعه اي مبتني بر اقتدار اشراف و سران توده ها بود. ايده هفت خاندان برجسته هخامنشي، كه ظاهراً ديگر شكل نمادين يافته بود، در اين دوره نيز حفظ شد، اقتدار روساي دودمان ها بر مبناي تملك ارضي موروثي بود و همين ساخت در دولت بسط و گسترش يافت. پارتيان را آغازگر توسعه و تحول شهرنشيني، با منشي كه منطبق بر خصائل سياسي و اجتماعي سرزمين ايران بود، دانسته اند اين فعاليت را بايد در دو مرحله بررسي كرد، نخست در موطن اصلي آنان سرزمين پارت- در شمال شرقي ايران و دشت هيركانيا- و سپس در جنوب غربي فلات ايران و همچنين بين النهرين كه در آن دوره به مركز سياسي پارتيان بدل شده بود.
آن چه از فعاليت شهرسازي پارتيان در شمال شرقي برجاي مانده بازگوينده نكات چندي است. اين مراكز سكونتي عموماً زيستگاه هاي دفاعي با شهر قلعه هاي كوچكي با مساحت بين 20 الي 50 هكتار بود كه وظيفه حفاظت از سرزمين را در مقابل هجوم اقوام مهاجم زردپوست، كه در شاهنامه تورانيان خوانده مي شوند، برعهده داشتند. ايجاد حصار معروف دشت گرگان و حصار تميشه به شكلي آشكار اين احساس عدم امنيت را مي نماياند. شهر قلعه هاي پارتي در هيركانيا تأثير آشكاري از قلاع مشابه در آسياي ميانه گرفته اند. انتقال قدرت پارتيان به اين سوي حصار گرگان و اهميت يافتن قلعه هاي پراكنده و متعدد، موجب تحليل قدرت شهرهاي آسياي ميانه، هم چون مرو و نسا نخستين شهر پارتيان، گرديد. اين شهر قلعه ها عموماً داراي نقشه و طرح واحدي بودند.


شکل 6 - آشور کاخ آشکانی

در طراحي اين شهرها هم چنان از طرح شطرنجي و شبكه بندي محوطه استفاده مي شد. شهر داراي دو حصار داخلي و خارجي بود و خندقي حصار را دربرمي گرفت. در مرتفع ترين بخش شهر، ارگ حكومتي و سپس محوطه هاي مسكونيِ اشراف، پيشه وران و آنگاه كشاورزان قرارداشت. هريك از اين مناطق با حصاري كوچك تر محدود مي شد و بررسي هاي باستان شناسي، ارگ را سكونت گاههايي مربوط به ادوار ماقبل تاريخ مي داند، كه در دوره هاي تاريخي با ايجاد بافتهايي در كنار آن و كشيدن حصاري در گرداگرد آن به صورت شهردرآمد. اين شهرها داراي پلان هايي مربع، مستطيل و بيضي بودند، و پارتيان براي دفاع آسانتر از شهر، پلان مدور چندضلعي را بدان افزودند، قلعه شهرها، مختص دوران اوليه اين سلسله هستند. پس از استقرار، ساخت قلعه شهرها در شرق رو به كاستن نهاد، و احداث شهرها در غرب، بين النهرين و حتي آسياي صغير افزايش يافت. با انتقال قدرت پارتيان از شرق به غرب، آنان تيسفون را كه ابتدا يك اردوگاه نظامي در برابر سلوكيه بود. به پايتختي برگزيدند و گسترش دادند. آنگاه براي حفظ سلطه بر قلمرو پهناورشان، كه تا حدود روم غربي را نيز دربرمي گرفت. شهرهايي چون هترا و دورااوروپوس را بنياد نهادند. در اين دوره اگرچه تحولاتي در عرصه شهرها به چشم مي خورد، اما به هر حال تأثير و نفوذ شهرسازي سلوكي بر آن مشخص است. شهر همچنان داراي طراحي هيپودامي است و با رونق تجاري ايران، به دليل قرارگرفتن بر سر راه تجاري ابريشم، ايجاد مراكز اقتصادي همچون بازارها و راسته پيشه وران از اهميت برخوردار شد. اين شهرها همچون نمونه شمال شرقي خود داراي دو حصار داخلي و خارجي بودند و كهن دژ در بالاترين ارتفاع در گوشه يا ميان شهر قرارداشت. شهر همچنين مناطق مسكوني و حومه را، كه زيستگاه روستائيان بود دربر مي گرفت.




شکل 7 - ساخت کالبدی شهر در زمان پارتی

شهرهاي پارتي مانند اسلاف سلوكي خود از استقلال نسبي برخوردار بودند، اما به هرحال ديگر با چيزي به نام پوليس (شهر خود فرمان) روبرو نيستيم، زيرا چنان كه پيكولوسكايا گفته است، از نخستين سده ميلادي به اين سو ديگر خبري از نظام پوليسي در شهرهاي ايران نيست. در ايران اين نظام به پديده اي منسوخ بدل شده بود. با از ميان رفتن سلوكيان نظام پوليسي نيز اهميت خود را از دست داد و به شهرهاي شاهي بدل شد. اما نظام پوليسي حداقل تأسيسات اجتماعي را بر شهرهاي دوران پارت تحميل كرد. شهر ديگر تنها نمايش اقتدار شاهان نبود، بلکه بيشتر روابط اقتصادي شهر را مي نماياند. زيرا كه بنيان اقتصادي كشور بر كشاورزي، فروش مازاد محصول و بنابراين بر بازرگاني استوار بود.





آخرین ارسال های من :
 سپاس شده توسط: nima ، mahdiyeh ، 0RKIDEH ، sad61
موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده بازدید آخرین ارسال
  تأثیر معماری اروپا یی بر معماری ایران در دوره قاجار reza1366 2,274 1391-11-16، 10:58 عصر
آخرین ارسال: AliReza
  نقش تبریز در معماری peyman 1,537 1390-2-12، 10:46 عصر
آخرین ارسال: peyman
  مقاله نگاهی به جنبش شهر‌سازی مدرن ALI XxX 1,647 1390-2-11، 11:32 صبح
آخرین ارسال: ALI XxX
  احداث شهرهای قابل حمل ALI XxX 1,174 1390-2-9، 03:31 عصر
آخرین ارسال: ALI XxX
  نقطه صفر خانه سازی ALI XxX 1,214 1390-2-6، 03:39 عصر
آخرین ارسال: ALI XxX
  زیبا سازی شهر ALI XxX 1,483 1390-2-6، 03:23 عصر
آخرین ارسال: ALI XxX
  انرژی ژئوترمال و بررسی تجارب جهانی آن در معماری و شهرسازی پایدار ALI XxX 1,558 1390-2-6، 02:56 عصر
آخرین ارسال: ALI XxX
Rainbow ساخت وساز پایدار در رابطه با معماری سنتی ایران urbanism 4,115 1390-1-10، 01:56 عصر
آخرین ارسال: AliReza
  معماری هندسه گرا reza1366 1,478 1390-1-2، 12:01 صبح
آخرین ارسال: reza1366
  فنلاند، سرزمین معماری چوبی reza1366 1,419 1390-1-1، 11:53 عصر
آخرین ارسال: reza1366
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
[-]
جستجو
جستجوی گوگل