ایران شهرساز را در تلگرام دنبال کنید

[-]
[-]

پشتیبانی 09120592515 ایمیل: iranshahrsaz@yahoo.com

[-]
[-]
امتیاز موضوع:
  • 53 رأی - میانگین امتیازات: 2.94
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
1
از ميدان هاي كهن تا فلكه هاي امروزی
واژه ميدان، در اصل پارسي است ولي جمع عربي بسته و به آن ميادين مي گويند. اين معني واژه ميدان از فرهنگ دهخدا است. با اين تعريف، در گذشته ميدان به هر عرصه فراخ، پهن و بي عمارت گفته مي شد، به همين دليل ميدان به مكان هاي بزرگ و سربازي كه در آن چارپايان، سبزي و ميوه، ذغال و كاه و امثال آن را مي فروختند نيز اطلاق مي شد. اين نوع ميدان ها، ميدان تجاري بودند و تا به امروز نيز معمولا چنين مكان هايي نام ميدان را به خود دارند، مانند ميدان ميوه وتره بار و ساير ميادين كه عمدتا عبارت بودند از ميادين حكومتي كه نهادهاي حكومتي در اطراف آن مستقر بودند مانند ميدان ارگ تهران يا نقش جهان اصفهان، ميدان نظامي كه خاص تمرينات نظامي و...مانند ميدان توپخانه و ساير ميادين ميدان اصلي شهر نيز محل اصلي تجمع مردم بود، فضاهاي عمومي متعددي از مساجد، بازار، آب انبارهاي بزرگ و نظاير اينها پيرامون آن جمع شده بود، مانند سبزه ميدان تهران يا قزوين.
به گفته يك شهرساز در گذشته در ايران هر شهر يك ميدان داشته كه عناصر موجود در آن متاثر از عناصر ميادين يونان بوده است. در ميادين ساخته شده در شهرهاي يونان تالار شهر ياثنا، كليسا يا معبد بزرگ شهر، بازار يا آكادمي باغ دانش از عناصر يك ميدان بوده كه در ايران نيز كاخ شاهي، مسجد و بازار از عناصر ساخته شده در اطراف ميدان بوده كه در نقش جهان اصفهان وجود اين عناصر به خوبي به چشم مي خورد.
به گفته صمد ذواشتياق (طراح جامع شهر تهران ): غير از ميادين بزرگ شهر هر شهر چند ميدانچه هم داشته كه معمولا بزرگان محل براي رفع مشكلات محل در آن جمع مي شدند.ميدان استفاده ديگري نيز داشته و آن زماني بوده كه شهر گرفتار بلايي همچون آتش سوزي يا بيماري لاعلاجي همچون وبا مي شد مردم در ميدان بزرگ شهر جمع مي شدند تا بلا از شهر دفع شود.به گفته ذواشتياق بعد از ورود اتومبيل به شهر، ميدان بافت و تاثير خود را از دست داده است، بنابراين آنچه امروز در كشور ما به ميدان مشهور است ميدان واقعي نيست، بلكه فلكه يعني جايي كه دور آن مي چرخند است.
به گفته يك معمار طراحي شهري، ميدان، يك مفهوم علمي ، يك مفهوم غلط و يك مفهوم ميانه دارد.به مفهوم علمي، ميدان فضاي بيروني همگاني است كه محل تجمع مردم و فعاليت هاي آزاد است؛ انجام فعاليت هايي كه ماهيتا جمعي است و نمي توان زير سقف انجام داد. با اين تعريف ميدان يك فضاي شهري نيمه محصوري است كه باز بودن و عمومي بودن، ويژگي خاص آن است و زماني كه محوريت زياد است به گونه اي كه استفاده كنندگان حس كنند يك فضاي نيمه داخلي است و فقط سقف ندارد كه ميدانچه يا پلازا نام دارد.
بهترين معادل براي ميدان
بهترين معادل براي ميدان شهري در زبان انگليسي پلازا است كه در ايتاليايي پياتزا و در اسپانيايي پلاكا گفته مي شود و هر سه كلمه از واژه لاتين پلاتي مشتق شده اند، پلازا به عنوان فضاي عمومي و سرباز تعريف شده كه كف آن را بيشتر مصالح سخت پوشانده و ورود اتومبيل به آن ممنوع است و عمدتا فضائي براي قدم زدن، رفع خستگي، نشستن و خوردن و آشاميدن و تماشاي اطراف است.
به نظر مصطفي بهزادفر عضو هيات علمي دانشگاه علم و صنعت برخي تكيه ها يا حسينيه ها هم مي توانند به عنوان ميدانچه عمل كنند كه معروف ترين آنها در يزد است ، حسينيه هايي كه ساختمان ندارند، محوطه اي هستند كه ديوار داشته و محل برگزاري آئين هاي مذهبي بويژه آئين عزاداري امام حسين(ع) و به طور خاص نخل گرداني هستند.در تهران هم محلاتي همچون سنگلج، محله كوچك درخونگاه، ميدانچه هاي مختلفي را كه مظهر قنوات و استقرار مساجد هستند مي توانيم ببينيم. برخي از ميدا ن ها در مقياس بزرگتري عمل مي كنند كه در تهران ميدان ارگ، توپخانه و سبزه ميدان وجود داشته كه از توپخانه چيزي به غير از بانك شاهي يا همان بانك تجارت در خيابان سپه باقي نمانده است، يا ميدان سبزه ميدان كه توسط محسن خان وزيري كاربري خود را از دست داد. اين دكتراي طراحي شهري در مورد معني غلط ميدان ميگويد:در ايران بعد از حضور اتومبيل و طراحي راه ها بر مبناي اتومبيل و قرار دادن كانون هايي غالبا دايره شكل در محل تقاطع ها كه دور زدن وسايل نقليه را تسريع مي كنند ميدان مي گويند در حالي كه اصطلاح صحيح آن فلكه است و نه ميدان كه به آن «
round about» مي گويند.
به عقيده بهزادفر چون فلكه يك فضاي بيروني است كه هم محل گشايش است و هم يك محصوريت محدود دارد حس ميدان را به مردم مي دهد كه البته غلط هم نيست، چون بخشي از فعاليت هاي عمومي در اين مكان ها صورت مي گيرد، مثل ميدان فردوسي، انقلاب و امام حسين(ع)، اما نبايد فراموش كرد كه تمام محوطه يك ميدان بايد مورد استفاده قرار گيرد، ولي در فلكه تنها اتومبيل بايد حركت كند و از لحاظ ارتباطي بخشي از حواشي آن محل تجمع و ارتباط جمعي است و مي تواند تا حدودي نقش ميدان را ايفا كند.در كشور ما چون ميدان و فضاي جمعي وجود ندارد فلكه ها به صورت كاملا نارسا نقش ميدان را هم ايفا مي كنند، چنانچه در فلكه هايي كه فضاي مياني آن جاي كافي نداشته باشد، مثل ميدان ونك، انقلاب، ميدان آزادي، سر پل تجريش، وليعصر و هفت حوض كه كانون زندگي جمعي مردم هم شد، اين اتفاق به چشم ديده مي شود. به گفته بهزادفر طبق اطلاعات، محوطه مياني ميدان ونك محل نمازگذاران، خوابيدن و غذاخوردن و حتي برخي روابط پنهاني است وگوشه هاي ميدان هم هر كدام محل فعاليت هاي خاص هستند، مثل محل تجمع كارگران ساختماني، ولي چون مركز آن به صورت فلكه است مشكل دارد و محوطه مياني ميدان دايره اي است كه توزيع سفرها را در يك تقاطع مهندسي ترافيك به عهده دارد.از نظر كالبدي ، فيزيكي و هندسي شهري، اكثر ميادين امروز تقاطع هاي ترافيك نسبتا بزرگي هستند.در اروپا وقتي اتومبيل وارد شد ، تقاطع ها ساخته شدند تا ميادين از بين نروند.به دليل نارسايي جامع ساخت و ساز ، طراحي اجرا در عرصه شهري مفاهيم ، كاركرد ، فرم و قابليت هاي فضاهاي شهري عوض شد ، لذا در ايران ميدان تخريب شده و فلكه، ميدان شد و در مجموع فضاي جمعي به عنوان محفل جمعي تخريب شد.
شكل گيري ميدان راه آهن
از زماني كه كريم طاهرزاده بهزاد ، برادر نقاش معروف، حسين بهزاد طراحي ايستگاه راه آهن را در سال 1306 هجري شمسي به پايان رساند ، نزديك به 78 سال مي گذرد. عمليات ساخت اين ايستگاه در سال 1313 هجري شمسي پايان يافت ، اما كار اتمام خطوط سراسري راه آهن كه اجراي آن نيز از سال 1306 از محل عوارض قند و شكر و چاي آغاز شده بود تا سال 1317 به درازا كشيد.
با شروع قرن، نوسازي كالبدي شهرها در دستوركار نظام سياسي قرار گرفته بود. ورود به دوران مدرن نيازمند به كارگيري ابزار مدرن و لاجرم فراهم كردن ما به ازاي كالبدي آنها بود. براي تسهيل حركت اتومبيل ، خيابان ها تعريض و براي استفاده از قطار و هواپيما خطوط ريلي و ايستگاه هاي راه آهن و فرودگاه ها احداث شدند. پيش از رضاشاه، تهران تنها داراي 3 يا 4 ميدان بود كه بزرگترين و معروف ترين آنها ميدان توپخانه نام داشت. ميدان ارگ ، سبزه ميدان و ميدان مشق از ديگر ميدان هاي تهران به شمار مي آمد. به تدريج و با گسترش تهران به بيرون حصار خود ، ميدان هاي ديگري نيز در محل دروازه هاي قديم شهر شكل گرفتند. ميدان انقلاب يا 24 اسفند، ميدان باغشاه يا دروازه قزوين ، ميدان دروازه خراسان ، دروازه گمرك و ميدان راه آهن از جمله اينها بودند.
به گفته بهزادفر ، برخي از ميادين به 3 دليل موقعيت مكاني ، شكل ميدان و اندازه آنها نقش ميانه ميدان و فلكه را در حال حاضر دارند مانند ميدان آزادي و هفت حوض كه ميدان هفت حوض بيشتر مستطيل است تا دايره و جاي نشستن دارد و حالت پاركي است كه به وسيله شبكه رفت و آمد سواره محصور شده و ميدان آزادي علاوه بر بزرگي ، عنصر يادماني است كه به عنوان يك نشان ملي مورد توجه مردم قرار دارد ، فضاهاي باز زيادي دارد و اطراف آن بخصوص در جبهه جنوبي بناي يادماني آزادي محل كشش مردم است.ميدان بهارستان هم مي تواند با تغييرات كوچكي اينچنين باشد ، موقعيت قرارگيري كنار مجلس ، شكل و اندازه چنين ويژگي را برايش ايجاد كرده است ، اما برخي از ميدان ها هستند كه با وجود بزرگي زياد، نقش فلكه و تقاطع را ايجاد مي كنند مانند ميدان امام حسين.
خطاهاي ساخت فلكه ها
به عقيده بهزادفرد ميادين ما طوري طراحي شده كه بسياري از آنها در مقياس پياده حس ميدان بودن را القا نمي كند. عابران حس نمي كنند كه به ميدان نزديك مي شوند. فاصله ديد طبيعي ، نحوه قدم زدن و اندازه فيزيكي انسان تعريف كننده مقياس ميدان است و در اين مقياس انساني نمي توان فضاي ميدان را حس كرد ، چون ميادين ما در مقياس ديد پرنده ساخته شده، ميادين بزرگ را تنها در مقياس ديد پرنده مي توان حس كرد. ميادين كوچك در شهرسازي بعد از مدرن به عنوان فلكه هاي كوچك يا
mine round about در محلات ايجاد شد فلكه هاي كوچك غالبا ديد مقياس انساني دارند. در محله نارمك 119 گره فلكه اي وجود دارد كه برخي از آنها شاخص هستند مانند ميدان صد.اين نوع طراحي نه براي طراحي ميدان نه براي فلكه و نه براي شهر هيچ كدام درست نيست. ميادين و فلكه هاي تهران فضاهاي باز شهري هستند كه در جريان ساخت و ساز شهر تهران غالبا به صورت اتفاقي و بدون داشتن يك انديشه طراحانه شكل گرفته اند و پس از شكل گرفتن برحسب نيازهاي اجباري مردم ، چه براي رفت و آمد و چه براي مكث و توقف مورد استفاده قرار گرفته اند و در اثر استفاده اي كه مجبور به آن بوده اند ، در شهري بي سامان يك نوع تعريف ناقص از ميدان را به خود گرفته اند.در اين مسير بسياري از بخشهاي شهري در محلاتي كه در گذشته فضاهاي ميداني و ميدانچه اي تعريف شده درستي نيز داشته اند ، تحريف و تخريب فيزيكي شدند ، مثل سرپل تجريش كه مردم آن را با ميدان تجريش اشتباه مي گيرند.سرپل تجريش مكاني بود توقفگاهي ، تجمعي و كانون تبادلات مردم شميراني با غير شميراني، در مقياس پياده تا سواره در حد محدود نظير كالسكه راني و غيره داشته است.پل تجريش تبديل به يك فلكه نيمه بيضي شده و اطراف آن به محل رفت و آمد تبديل شده است و بيشتر شبيه به پايانه اي است كه محل انتقال و جابه جايي شده و ارزش آن به عنوان ميدان تخريب شده است.از ديگر حوزه هاي ميداني كه در ايران رو به تخريب گذاشته، تكايا و حسينيه ها است. حوزه اطراف سرپل تجريش ، بازار تجريش. امامزاده صالح از حوزه هايي است كه در گذشته فضاهاي جمعي زيادي داشته كه هنوز يكي از معروف ترين تكايا در غرب بازار تجريش باقي مانده است . امامزاده صالح در گذشته فضاي بازي بود كه با يك درخت مقدس چنار تعريف مي شد و مكان مقدس مقبره امامزاده نيز يك مكان دنج در مقياس ديد انساني بود كه مردم در حول درخت تجمع مي كردند و به درخت دخيل مي بستند تا اينكه بعدها درخت امامزاده را سوزاندند و بعد قطع كردند.سرپل تجريش تخريب شد و از ميدان تجريش يك فلكه باقي مانده به نام «ميدان قدس».
ميدان از ديد ترافيك
به عقيده يك كارشناس ترافيك ، ميدان يك نماد شهري است و تعريف ترافيكي ندارد و ترافيك نمي تواند در تعريف آن دخيل باشد.
به گفته كامران صوري، كمتر از 100 سال است كه ماشين وارد شده و كمتر از 15 سال است كه مبحث ميدان مهم شده است ، ولي امروزه وقتي مي توان با اينترنت از اوضاع شهر باخبر شد ، وجود ميدان تاثير خود را از دست داده است.اما ميدان يا همان فلكه از لحاظ ترافيكي نمادي است كه چراغ راهنمايي ندارد تا شما نياز به توقف نداشته باشيد. براي مثال ميدان آزادي يك ميدان ترافيكي خوب است.ميدان محلي است كه حجم ترافيك ندارد و چند تقاطع را به هم وصل مي كند. متاسفانه امروزه ميادين يا همان فلكه هاي شهر ما اين حالت را هم ندارند و ما مجبوريم كه از چراغ راهنمايي در ميادين استفاده كنيم مانند ميدان فردوسي ، چون حجم زيادي اتومبيل وارد مي شود و خروجي كوچك است پس چراغ زماندار نصب مي شود ، اما در ميدان امام حسين چون شعاع گردش زياد شده و مدت زمان بودن در ميدان نيز زياد است ، نياز به نصب چراغ نيست.از آنجا كه اول ميدان يا همان فلكه ساخته شده و بعد ترافيك ايجاد شده ميدان هاي امروزي از لحاظ ترافيك مشكل پيدا كرده است.فلكه هاي امروزي چندين سال پيش ساخته شده و امروز نمي توانيم قضاوت كنيم كه اين فلكه ها از لحاظ ترافيك خوب ساخته شده اند يا نه!شايد اگر قرار باشد به بحث توسعه محلات و اداره آنها توسط خود مردم توجه شود ، بهتر باشد به ساخت و تاثير ميادين در شهرهاي بزرگي همچون تهران توجه بيشتري كرد.


سیر تاریخی میدان
میدان
با مروری کوتاه بر سیر تطور تاریخی میدان از شهرهای کهن تا کنون، شاهد آنیم که رفته رفته میدان نقشی موثر در مجموعه اندام های شهری یافته و تاثیرات زیادی را بر شکل گیری و سازماندهی فضایی شهر نسبت به دوره های تاریخی مختلف، به انجام رسانده است. میدان به عنوان یک فضای شهری با حضور و مکث معنی دار انسان و به منظور و مقصود معینی در ارتباط با حرکت جمعیت موجودیت می یابد و علاوه بر آن جلوه های روشنی از یک فضای ایجاد کننده ارتباط، تماس و فعالیت آدمی را نمایان می سازد.
مطالعه شهر از دوران کهن، به خصوص شهرهای ایران بعد از اسلام، تا زمانیکه شهرسازی از لحاظ ورود مفاهیم تازه، غریبه و گسستن از ارزش های گذشته خود قرار نگرفته است، گویای آن است که همواره میدان نیز همچون دیگر اندام های موثر و کارکردی، در حیات جاری شهر، حضوری موثر دارد به طوریکه میدان از دوره سلجوقیان به بعد شروع به تثبیت خود کرد و در دوره صفویه به مفاهیم عمیق و کارآمدی در معماری و شهرسازی رسیده و در دوران قاجار به نهایت نقش خود دست یافته است، اما رفته رفته نقش می بازد تا جایی که از سال های میانی دوره پهلوی هویت خود را از دست داده و در دو دهه اخیر نیز در بلاتکلیفی مطلق به سر می برد. درکی که اکنون از میدان وجود دارد همانی است که در ذهن همگان و به طور یکسان از تقاطع چند خیابان که فضایی در میانه آن برای تفکیک حرکت سواره پدید آمده و با ترکیبی از پوشش گیاهی، آب نما و فواره شکل می گیرد و هیچ ارتباط معقولی با انسان، حرکت انسانی و حضور معنی دار انسان برقرار نمی سازد. میدان بدون حضور موثر و امن انسان و به منظوری معین معنی خارجی ندارد و حضور انسان در این فضای میانی تقاطع ها نه دارای معنی است، نه موثر است و نه امن.

تعریف میدان:

میدان بر حسب ضرورت های مکانی و زمانی نقش و عملکرد های مختلفی به خود گرفته است. گاهی به صورت مکانی برای عرضه کالا بوده و زمانی فضایی حکومتی و دیوانی و یا مذهبی داشته است و در دوران معاصر بسیاری از عملکرد های کلاسیک آن به بنا ها منتقل شده است و به علت وضیعت و موقعیت فعلی، نمی توان عملکرد های گوناگون اجتماعی دوران گذشته را از آن انتظار داشت.
آنچه امروزه در مورد میدان های شهری مطرح است چگونگی فرم، نوع استفاده و پیوند آنها با بافت شهری است؛ در حالی که اکثر میدان های نوساز شهری در ایران فاقد طراحی صحیح برای این ویژگیها است و تنها از جنبه معماری قابل بررسی است و بیشتر، محوطه ای است که به آن میدان اطلاق می شود و در عمل به اشغال وسایل نقلیه درآمده و به کلی تغییر شکل یافته است. برای میدان ویژگی ها و تعاریف مختلفی را می توان مطرح کرد که در زیر به نمونه هایی از آنها اشاره می کنیم:
- میدان فضایی است با سه بعد کاملا مشخص، دارای محدوده ای معین به داخل و خارج، که کف و بدنه آن از معماری تعریف شده ای برخوردار است. گرچه میدان های جدید و مهمی نیز وجود دارند که فضای شان جزء به جزء طراحی شده ولی دارای بدنه مشخصی نیستند.
- میدان فضایی است عمومی و قابل استفاده برای همگان و این وجه تمایزی است بین یک میدان و فضای باز و اختصاصی یک بنای مسکونی.
- میدان شهری مسقف نیست و همین مورد سالن های بزرگ و مسقف (پاساژ ها) را از آن متمایز کرده است.
- غالبا میدان شهری فضایی است، با سوابق ویژه تاریخی، یادبودها و آثاری از رخدادهای دوران گذشته شهر که چون خاطره ای محترم و مشترک برای شهروندان محسوب می شود.
- میدان، اگر کیفیت اقامت و گذراندن اوقات فراغت در آن مطلوب باشد، با اتبوه جمعیت، آمد و شد مداوم مواجه می شود، که دال بر جاذبه و کشش آن است؛ چنین میدانی از میدان های مورد علاقه مردم خواهد بود.
- ...

تاریخچه میدان در اروپا:
بررسی تاریخی میدان را می توان با مروری کوتاه از تمدن های کهن اروپایی آغاز نمود. مجموعه دوره های قابل تشخیص عبارتند از: یونان، روم، قرون وسطی و رنسانس.
- تقریبا چهر عنصر اصلی، تشکیل دهنده شهر های کهن یونان هستند که از زمان تشکیل اولین پولیس ها «Polis» ردگیری می شوند. محلات مسکونی، مراکز اجتماعی، آکروپلیس (مرکز مذهبی) و آگورا «Agora» یا میدان که نظام مبتنی بر اداره همگانی شهر، میدان یا آگورا را به مهمترین فضای شهر بدل می ساخت که صحنه اصلی حیات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی روزانه جامعه شهری بوده است. مرکزیت نسبی فیزیکی و محصور بودن از ویژگی های اصلی میدان در یونان به شمار می رود. در مواردی که امکان محصور بودن آگورا با ابنیه وجود نداشت، رواقی به دور آگورا آن را محصور می کرد. آگورا غالبا مستطیل شکل بوده و 20/1 تا 30/1 سطح شهر را اشغال می کرد.
- فضای شهری در روم باستان شباهت فراوانی به تمدن یونان دارد. با این تفاوت که مراکز اجتماعی و مذهبی با اجتماع در اطراف میدان یا فوروم «Forum» مرکزیت نیرومند تری به میدان می دهد و پیشرفت تکنیک ساختمانی، مراکز گذران اوقات فراغت مانند حمام و آمفی تئاتر را نیز شاخص می سازد. تقش اصلی مبادلات بازرگانی و تجاری به میدان شپرده می شود وبرای کارکرد بهتر آن، غالبا با ایجاد موانعی از ورود وسایل نقلیه جلوگیری می شد. اگر آگورا بر سر راه ارتباط دروازه اصلی شهر با آکروپلیس واقع بود، فوروم معمولا از تقاطع دو معبر اصلی شکل می گرفت.
- دوره بعدی دوره ای است که از سده های 10 و11 آغاز می شود. فئودالیسم و کلیسا دو عنصر اصلی قرون وسطی به شمار می روند که مناسبات هر یک، آثار معینی در شهر ها بر جای گذاشته است. عناصر اصلی و مهم شهر ها در این دوره عبارتند از: فضاهای مذهبی، فضای تجاری و فضای حکومتی که نقش مهمی را در سازماندهی و مکان یابی میدان ها بر عهده دارند.علیرغم بافت ارگانیک و بی نظمی عمومی شبکه معابر، جهت گیری به سمت میدان با درجه اهمیت متفاوت با عرض معبر ارتباط می یابد و هر چه به محوطه مسکونی نزدیک تر می شود، عرض معبر هم کمتر می شود.شهر های این دوره اگر چه بزرگتر از شهر های یونان و روم هستند ولی به دلیل ضرورت استفاده بیشتر از زمین، وسعت میادین کمتر از آگورا و فوروم است.
- دوره موثر بعدی در تاریخ شهرنشینی اروپا از دوران رنسانس آغاز شده و تا انقلاب صنعتی ادامه می یابد.توجه عمیق به مفاهیم زیبایی شناسی در معماری و طراحی شهری، تاکید بر نظم و تقارن، به شکل و نظم کشیدن بی نظمی های قرون وسطی، باور عمیق به تاثیر در زندگی انسان از طریق به کارگیری نظم هندسی از نکات بارز شهرسازی این دوره است. شهر سازی مفهومی تازه یافته و اهتمام بسیاری از هنرمندان به عناصر اصلی عملکردی و پیوند ارگانیک آنها در زندگی شهری با یکدیگر معطوف می شود.
میدان در ایران باستان:
میدان ها معمولا در محل تلاقی مسیرهای ممتد به دروازه های شهر پدید می آمد که این مسیر ها، خود بدلیلارتباط مستقیم با دروازه، مکانی برای داد و ستد و تجارت بودند. گشودگی پدید آمده از تلاقی این مسیر، معمولا میدان را علاوه بر مرکز ارتباطات اقتصادی-اجتماعی به مرکز فیزیکی شهر بدل می ساخت. علاوه بر این شهر ها همواره یک میدان تجمع دیگر نیز داشته اند که نقش کاملا مذهبی داشت. اینگونه میدان ها، معمولا خارج از حصار شهر و مقابل آتشکده ها پدید می آمد. میدان در شهر های ایران باستان عمدتا فضایی برای با خبر شدن از تصمیمات گردانندگان شهر بود و نه مکانی برای تبادل نظر و تصمیم گیری،به عبارت دیگر اطلاع رسانی آن می چربید.
دوران بعد از اسلام:
شهر دوره اسلامی فاقد عنصر مرکزی به عنوان عنصر تعیین کننده است، بلکه این ستون فقرات شهر ها است که شکل آن را تعین می بخشد و سایر عناصر در ارتباط با این عنصر اصلی شکل می گیرند. میدان، مسجد، مدرسه و حمام عناصر غیر قابل تفکیک این ستون فقرات هستند که هر یک، نقش و وظیفه ای در تکمیل دیگری دارند. میدان رفته رفته اهمیت ویژه ای می یابد و از این دوره با نقش و عملکرد ههای متفاوتی چون تجاری، ورزشی، مذهبی، اداری و حکومتی کار اتصال شهر کهن و توسعه جدید آن را بر عهده می گیرد.
در این دوره میدان های اصلی بهخاطر ارتباط با مسجد جامع به عنوان اصلی ترین مکان تجمع مذهبی قرار گرفته و رفته رفته نقش چند منظوره ای می یابند که همواره حضور مردم مهم ترین عامل زندگی بخش آن است. علاوه بر میدان های مرکزی و بنا های اطراف آن در هر محله ای نیز به تناسب امکانات ساکنین آن گشودگی هایی پدید می آید که به ترتیب میدان های محله ای و میدانچه های اجتماع ساکنین واحد های همسایگی از این نوع هستند.
شهرسازی در دوره قاجار به اوج شکوفایی خود می رسد و میدان نقش مهم تری را در سازماندهی فضایی شهر بر عهده می گیرد؛ نقش نمادین میدان بر عهده میدان مرکزی واگذار می شود و میدان ها ومیدانچه ها ی محلی با سادگی هر چه بیشتر، رفع نیاز های ساکنین تقسیمات محله ای و زیر محله ای را با داشتن بازارچه، حمام، مسجد و ... بر عهده می گیرند. میدان ها ی این دوره بر حسب عملکرد و نقش شهری، وسعت های مختلفی دارند؛ مثلا میدان های نظامی بسیا بزرگ، میدان های حکومتی نسبتا بزرگ و میدان ها تجاری بزرگ بوده اند. یکی از موارد مهم اینکه شهر تهران در دوران قاجار دارای 5 میدان مهم به نام های توپخانه، بهرستان، ارک، پاقاپق و مشق می شود که از یادگار های دوران امیرکبیر به شمار می رود.

شروع انقلاب صنعتی
یکی از مهم ترین اتفاقات تاریخی در دوره قاجار وقوع انقلاب صنعتی در اروپا است. انقلابی که تاثیر فراوانی بر شکل فضا های شهری اروپا گذاشت. مهمترین عامل این دگرگونی، ورود اتومبیل به فضا های شهری بود. نابودی فضا های شهری اروپا، روند پیوسته ای را طی نمود و برای زاده اصلی تکنولوژی جدید، «اتومبیل» همواره خیابان های تازه احداث شد و بسیاری از فضا های شهری و میدان ها به جولانگاه اتومبیل تبدیل شدند. اتومبیل فضا را برای حضور مردم تنگ و حرکت پیاده را نا امن و بعضا نا ممکن نمود.
در این دوره به تدریج عملکرد میدان به دسته ای از فضا های شهری دیگر واگذار شد و مکان وسیع میدان های گذشته به اتومبیل اختصاص پیدا کرد. این وضیعت منتقدان بسیاری یافت و توجه معماران و شهرسازان زیادی را به خود جلب کرد. تلاش عمده ایشان باز گرداندن زندگی و پویایی به این فضای شهری بود که اینک در سلطه حرکت اتومبیل قرار گرفته بود.
با ورود اتومبیل به ایران نیز شهر ها دستخوش تغییرات بسیاری شدند؛ احداث خیابان های سراسری در شهر ها، بخصوص با نادیده گرفتن بافت و سازمان فضایی شهر ها از یک طرف و دگرگونی شرایط اجتماعی و اقتصادی از طرف دیگر از نتایج ورود اتومبیل هستند. انقطاع فرهنگی، بریدن از ارزش های گذشته و بی توجهی به سنت ها وآیین ها در هرم حکومتی، علیرغم مقاومت دیرپای مردم، نتایج مخرب خود را در از بین بردن نظام سلسله مراتبی شهر ها و شکستن مفهوم عمومی و خصوصی و به تبع آن نابودی سیستم عملکردی فضاهای عمومی و از آنجمله میدان را نمودار ساخت.
برقراری ارتباط سواره به عنوان یکی از ضروریات زندگی، اهمیت در خور توجهی یافته و این به منزله ایجاد فضایی تازه است که نامی دیگر، سوای میدان دارد و با این وجود نیاز انسان امروز به فضایی امن و فارغ از تنش های حرکت سریع وسایل نقلیه، پردازش جدیدی از فضا یابی و فضاسازی شهری را ضروری می سازد. احداث پی در پی خیابان ها گشودگی های تازه ای را به وجود آورد که در دهه های اولیه غالبا با نام فلکه خوانده می شد. دایره ای در وسط این گشودگی ها، ایجاد پوشش گیاهی و آب نما، سپس فواره و بعد از آن مهم و غیر مهم شدن این گشودگی ها توسط نصب مجسمه شاهان، عملکرد غالب و غیر قابل رقابت این گشودگی ها حرکت اتومبیل بوده و آنچه مطرح نبود حضور انسان و مفاهیم عمیق نهفته در فضاهای عمومی شهری بود.
در بسیاری از شهر ها، احداث معابر جدید به ستون فقرات شهر ها (بازار) و ففضاهای اصلی مرتبط با آن صدماتی جدی وارد آورد و درهم ریزی یا کمرنگ شدن اهمیت ومفهوم اهمیت ومفهوم عمومی و خصوصی در فضایابی شهری علاوه بر میدان های اصلی شهر ها، میادین و میدانچه های محلی را تیز تدریجا از محتوای عمیق خود خالی نمود.

چگونگی استفاده از میدان در حال حاضر
از دیر باز تاکنون بین طرفداران دو دیدگاه متضاد درباره شهرسازی، بحثی در گرفته است که هنوز نیز ادامه دارد: گروهی از شهرسازان اولویت را به جنبه های هنری شهرسازی داده؛ بیشتر روی فضاهای شهری تاکید می کنند و دسته دیگری اولویت را به جنبه های اجتماعی داده و بیشتر عملکرد فضا را مد نظر دارند. گرچه تاکنون اصول و قوانین بسیاری برای شهرسازی تدوین و تصویب شده و به اجرا در آمده است ولی این قوانین تا کنون نتوانسته است از ساخته های ناهنجار و بی قاعده در شهر ها جلوگیری کند. عکس العملی که در مقابل این ناهنجاری ها مشاهده می شود، نمایاگر علاقمندی بیشتر به فضاهای شهری و بازگشت به ایده ها هنری در شهرسازی است.
اینک با توجه به افزایش اوقات فراغت، فرصت مناسبی به دست آمده است تا با نوسازی میدان های قدیمی و احداث میدان های جدید امکانات مطلوبی برای گذراناوقات فراغت به شهروندانداده شود. نکته مهم اینکه آیا در طرحی که ارایه می شود انتظارها و سلیقه های گروهی مختلف مردم به اندازه کافی رعایت می شود یا خیر؟ و در همین جا تفاوت آشمار بین معماری و طراحی شهری وسایر هنرها به طور مشخص روشن می شود؛ زیرا برای مردم میدان شهری فضایی است که از آن استفاده های مختلفی می شود و این قابلیت در استفاده روزانه مردم از آن مشخص خواهد شد.


میدان فضایی شهری با نقشی بی بدیل
امروزه در شهرهای ما میادینی طراحی شده که بر گرفته از ذوق معماری و ابتکارات شهرسازی و معماری داخلی نیست.
این فضاها بدون توجه به فرهنگ ساکنان شهرها و همچنین نیازهای فوری و روزمره شان طراحی می شود و صرفا جنبه صوری و زیبایی ظاهری دارد. از این رو باید به اهمیت میدان ها و میزان تاثیر فضایی آنها در شهرها و همچنین رابطه آن با هویت ساکنان این شهرها بیشتر توجه کرد. یکی از ابتدایی ترین روش های طبقه بندی فضاهای عمومی شهری تقسیم آن به 2 بخش اصلی فضاهای حرکت و فضاهای مکث است. در این روش فضاهای حرکت معبر و فضاهای مکث
استقرار میدان نامیده می شود. یکی از عوامل کیفی شهرهای ما ایجاد آرامش در آنهاست که طراحی فضاهای شهری می تواند پیام آور این موضوع باشد. البته توجه به این نکته ضروری است که آنچه در میدان شرقی ایرانی اهمیت داشته کاربرد اجتماعی- اقتصادی آن است که به مراتب بیشتر از کاربرد دسترسی بوده است; اما امروزه به علت دوری و بی توجهی به سبک های ایرانی - اسلامی سبک های اصیل ایرانی در طراحی ها، به ویژه طراحی میدان شهری کمرنگ شده است. از این رو این سوال همواره مطرح است که طراحی میدان شهری باید چگونه باشد؟ یک میدان چه نقشی در شهر ایفا می کند؟آیا صرف زیبایی کافی است؟ آیا میدان ها باید به اشکال زیبایی مزین شوند؟ نقش میدان از نظر هویت بخشی به شهرها چگونه است؟ میدان های شهری در تامین آرامش روحی و روانی شهروندان چه نقشی ایفا می کنند؟
طراحی میدان ها، موضوع پیچیده ای است که بی توجهی به آن و توجه به قضایای صوری و ظاهری می تواند ما را از نظر شناخت نقش و اهمیت میدان ها باز دارد. میدان ها باید به گونه ای طراحی شوند که علاوه بر نشان دادن هویت شهر، کالبد وجودی سالیان دراز شهرها را نیز به نمایش بگذارند. از این رو شهر خوب باید دارای ساختارهای مطلوب نیز باشد. آلدورسی نیز مانند کریر با نگاه راسونالیست و کلاسیسیزم عقیده دارد کیفیت شهر به کیفیت کوچه و میدان ها بستگی دارد و شهر مطلوب، اجتماع ساختمان های مطلوب است نه میادین بی روح و بی هویت که زیبایی شهرها را به شکل صوری تضمین می کند. برای طراحی فضاهای عمومی میدان ها باید به تاثیر آنها بر شهر توجه لازم و کافی شود. به منظور درک اهمیت طراحی نقش میدان ها در شهرها میدان ها را از جنبه های مختلف بررسی می کنیم تا جایگاه نقش میدان ها در شهرهای ایرانی بیشتر نمایان شود.
از لحاظ آموزشی نقش میدان ها ظاهرا زیاد نمایان نیست. اما اگر طراحی میدان ها با فرهنگ ساکنان شهرها و پیشینه شهرها مغایرت نداشته باشد یا در طراحی از جنبه های فرهنگی ساکنان شهرها استفاده شود می توان آموزش های زیادی را به افراد جامعه داد. از این رو از منظر آموزشی نقش میدان ها غیرقابل انکار است.میزان تاثیرگذاری میدانی با تندیس یکی از بزرگان اهل علم و ادب مانند سهروردی و یک میدان با درخت نخل یا سنگ های تزئینی به یک اندازه نخواهد بود. بر این مبنا پرداختن به زیبایی ساختمان یک میدان کافی نیست بلکه باید جنبه های مختلف در طراحی یک میدان منظور نظر قرار گیرد.
شهری که دارای پشتوانه تاریخی و فرهنگی طولانی است، اما میدان های ایجاد شده در آن چیزی از هویت کالبدی شهر و آموزش و فراگیری تاریخچه شهر به نمایش نمی گذارد، یعنی فواصلی بین گذشته و امروز در شهر وجود دارد که شهر را از پشتوانه خود دور کرده و شکل بی روحی را به شهر بخشیده است. هر میدان یک فضای موقتی و دنیوی و یک پدیده کالبدی و اجتماعی است. به عقیده آلدروسی با وجود مسائل مختلف در طراحی میدان ها یک میدان باید در خور هویت یک شهر ساخته شود و یک شهر خوب باید از ساختارهای خوبی نیز برخوردار باشد. از این رو در ایجاد میدان ها باید از هنر معماری به نحو خوب بهره گرفت و با ادغام گذشته و امروز طرحی نو در خور یک شهر ارائه کرد که هویت خاص شهر را به نمایش گذارد که هم نشانگر ساختار خوب و با کیفیت برای شهر و هم نمایشگر علت وجودی یک شهر باشد اما متاسفانه امروزه در طراحی میدان ها به موارد اساسی توجه نمی شود.





آخرین ارسال های من :

منم شهرسازی که می سازمت ، چو ایران جدم کوروش
 سپاس شده توسط: 0RKIDEH ، dely_sh ، URBAN 98 ، BlueBoyZone ، atelieahjam
2
RE: از ميدان هاي كهن تا فلكه هاي امروزی
مرسی بابت مطالب3

آخرین ارسال های من :
     سپاس شده توسط: atelieahjam
    موضوعات مرتبط با این موضوع...
    موضوع نویسنده بازدید آخرین ارسال
      ميدان شهري reza1366 1,994 1389-12-6، 11:20 عصر
    آخرین ارسال: reza1366
    کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
    [-]
    جستجو
    جستجوی گوگل