ایران شهرساز را در تلگرام دنبال کنید

[-]
[-]

پشتیبانی 09120592515 ایمیل: iranshahrsaz@yahoo.com

[-]
[-]
امتیاز موضوع:
  • 33 رأی - میانگین امتیازات: 2.91
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
1
اشنایی با فرانک لوید رایت
فرانک لوید رایت بزرگترین معمار قرن ۲۰ آمریکا. نابغه ای که هرگز چشمه فیاض قریحه اش به خشکی نگرایید.مسلما درک شخصیت وی تاثیر بسیاری در فهم کارهای بی نظیرش دارد ٬سراسر زندگی رایت با تراژدی٬تهمت و شایعه همراه است .


یک دهاتی که همه جای دنیا رو دیده٬امریکا رو بهم ریخته و آخر به فاصله 5 km از زادگاهش دفن شده.می گویند اگر عکسی از خودش می دیده که تیپ زده بوده خط خطی میکرده!! گاهی عمدا از الفاظ دهاتی استفاده می کرده! غد و جسور بوده. معلوم نیست که امریکا به رایت شناخته میشود یا رایت به امریکا.در دهه های ۵۰ رایت امریکا رو معروف کرده بود.


در ۸ ژون ۱۸۶۷ در ریشلندسنتر ایالت ویسکانسین متولد شد. پدرش William Carey Wright و مادرش Anna Lloyd Jones بود.پسر یک کشیش و تعمید دهنده کلیسا بود. باباش مذهبی بوده و در کلیسا ارگ میزده و برای امرار معاش گاهی موعظه و گاهی موسیقی درس میداد. ۷-۸ تا بچه بودند.در ۱۸۸۱ وقتی رایت ۱۴ سالش بود بدر و مادرش جدا شدند و پدرش برای همیشه خانه را ترک کرد.نام اصلی او Frank Lincoln Wright بود که در این زمان به احترام خانواده مادرش نامش را از Lincoln به Lloyd تغییر داد!!...

به این ترتیب رایت تحت سرپرستی مادری قدرتمند که او را دوست می داشت و همیشه تحسینش می کرد در دشت هایی با صخره هایی تنها و زمینی سیاه و بهاری سبز به شکلی رمانتیک رشد کرد.


بعد از دو سال تحصیل در رشته مهندسی ساختمان در دانشگاه ویسکانسین بدون گرفتن مدرک دانشگاه را ترک کرد و برای کار به دفتر لایمن سیلزبی در شیکاگو رفت. دایی اش که در شیکاگو بوده او را به دفتر سلیوان و ادلر می برد و او به مدت ۵ سال (۱۸۸۸-۱۸۹۳) در دفتر سلیوان بود. رایت از سلیوان به عنوان استاد محبوب و از ادلر به نام کهن سرور بزرگ یاد می کند. در دفتر سلیوان خانه های مکتب شیکاگو طراحی می کردند اما رایت همان روز اول با افراد اتلیه دعواش میشه و سلیوان او را به اتاق جدایی می برد و او به طراحی خانه های ویلایی که الهام گرفته از کلبه های دهاتی زادگاهش بوده به جای ساختمان های مکتب شیکاگو می پردازد. در این زمان مکتب شیکاگو در شکفته ترین ایام خود بر جوانی رایت تاثیر گذاشت اما او دنبال کارهای این مکتب را نگرفت.


همان اول سلیوان با او قراردادی امضا می کند که تو تمام وقت مال منی و رایت بلافاصله مادرش و بر و بچه ها را به شهر می برد.بعد ها سلیوان رایت را به خاطر کار در بیرون از دفترش اخراج میکند.بعدها که سلیوان در اواخر عمرش برشکست شده بود در خانه رایت زندگی میکرد و رایت هم احترام زیادی برای او قایل بوده.

فرانک لوید رایت سه بار ازدواج می کند...


رایت معتقد است که خانه یک معبد است بر عکس لوکوربوزیه که خانه را خوابگاه میداند. و البته ادمی که با این زیبایی خانه طراحی می کند تا آخر عمر حسرت یک خانواده درست و حسابی را داشته . اما ازدواج های رایت(!!...):

رایت همیشه خود را رمانتیک نشان می داد و از همین رو محبوب قلوب خانم های امریکایی بود.او که عمری طولانی داشت (از دوره ویکتورین تا عصر اتم) حیاتی پر فراز و نشیب را پشت سر نهاد.

این مرد ریز نقش شیک پوش علاقه مند به کفش و شنل چند رنگ عصاهایی با سر نقره ای و کلاه های شیک و گرانقیمت و اسب های اصیل یکبار همسر و شش فرزند خود را ترک می کند.رایت در ۱۸۸۹(قبل از تولد ۲۲ سالگیش) با کیتی توبین ازدواج می کند.ازدواج او با کاترین که دختر یک تاجر ثروتمند بود باعث بهبود موقعیت اجتماعی او و شهرت بیشترش می شود.در همین زمان او خانه و استودیوی کارش را در Oak park می سازد و مادرش را به شهر می اورد.

بعد از ۵-۶ سال در ۱۹۰۹ که دیگر مشهورترین معمار امریکا شده بود شش تا بچه دور خودش می بیند!... اما مانند بدرش به خانواده اش وفادار نماند و با همسر یکی از مشتریانش به اروبا فرار کرد!

او در ۱۹۰۳ بعد از طراحی یک خانه برای همسایه اش عاشق همسر چنی یعنی Mamah Borthwick Cheney می شود.اغلب دیده میشده که ان دو با اتومبیل رایت به اطراف اوک پارک می رفتند و صحبت آنها سر زبانها افتاده بود. همسر رایت که تصور می کرد این رابطه کم کم رنگ خواهد باخت از رایت جدا نشد و همینطور همسر ماما و نهایتا در ۱۹۰۹ حتی قبل از اتمام Robie house رایت و ماما همسر و فرزندانشان را ترک می کنند و به اروپا فرار می کنند.

شاید امروزه چندان مایه شگفتی نباشد اما این اتفاق در منطقه ابرومند اوک پارک در حومه شیکاگو به هیچ وجه قابل پذیرش نبود و بعد ها که رایت از کار خود پشیمان میشود و به شیکاگو بر می گردد دوستانش خیابان را به رویش می بندند!!... .این کار از این آدم با این شهرت محلی خیلی عجیبه.


بعد از بازگشت رایت باز هم کاترین از او جدا نشد. رایت با زندگی با ماما رسوایی را به Spring green آورد. او با ماما در Spring green ساکن شد.


از ۱۹۱۰ زندگی رایت توام با فراز و نشیب هایی است که اکثرا همراه با جنبه های کریه زندگی اجتماعی است اما رایت جسورانه مقاومت می کند. این سالها تا ۱۹۱۵ درگیری خانوادگی رایت است با ماما که به اروپا فرار کرده اند و بعد بر می گردند .


در ۱۹۱۰ رایت بعد از یک سال که به آمریکا بر می گردد مادرش را وادار می کند تا در ویسکانسین زمینی برای او بخرد. مادر رایت در ۱۰ آوریل ۱۹۱۰ زمین را می خرد و رایت شروع به ساخت خانه جدیدی برای خودش می کند که آن را تالیسین می نامد.


باز هم خانه رایت آتش می گیرد....


در ۲۲ آوریل ۱۹۲۵ خانه رایت دوباره دچار حریق شد البته این بار از روی تصادف.در این اتش سوزی رایت مجموعه ارزشمندی از اثار هنری خود را از دست می دهد از جمله یادداشتهای سلیوان که ایده هایش در مکتب شیکاگو را در نوشته هایی به نام گفتارهای کودکانه تدوین کرده بود اما موفق به چاپ نشده بود که در اتش سوزی مهیب خانه رایت از بین می رود. رایت برای بار سوم انرا از نو و این بار بزرگتر از گذشته ساخت و ان را تالیسین3 نامید.

در ۱۹۲۷ رایت و میریام رسما از هم جدا شدند.میریام بعدها دچار جنون می شود و در حالیکه هنوز جوان بود در ۱۹۳۰ در مرز دیوانگی در اسایشگاه روانی درگذشت. و البته این مساله موجب مشکوک شدن پلیس به وی شد....


رایت مجددا پس از یک سال در ۱۹۲۸ با اولگیوانا (سومین و اخرین همسرش) که ۳۳ سال هم از وی کوچکتر بود ازدواج می کند. اولگیوانا بود که رایت را از ان شرایط بد روحی نجات داد.


در توکیو ژاپنی ها از رایت می خواهند هتلی طراحی کند به نام هتل امپریال. زمین پروژه فوق العاده سست بوده.رایت اصطلاح ژله ای بودن را به کار می برد و توکیو هم که زلزله خیز.نهایتا رایت است و اندیشه ارگانیکش.او از دست های گارسون که سینی را با انگشتان خود می گیرد و اجزایش نمی افتد الهام می گیرد.به او گفته بودند که تا اخر اجرای هتل در توکیو بماند و این چند سال فرصت خوبی بوده که خودش را از لحاظ فکری بازسازی کند.وی در ۱۹۲۱ به امریکا بر می گردد.


سال ۱۹۲۲ اوج حملات به رایت بود که قرار است در ژاپن زلزله بیاید و ظاهرا امریکاییها منتظر بودند که تیر خلاص رایت را بزنند اما تلگرافی از توکیو می اید با این مضمون که "جناب اقای رایت شهر در زلزله ویران شد و باید به شما مژده دهیم که تنها ساختمان شما پا برجا مانده و امروز مأوای زلزله زدگان است..." همین امر ساده و مهم موجب شد که آب مشروعی بر تمام کارهای قبلیش بریزند و وی به عنوان یک قهرمان ملی مطرح شود . در این فاصله تعداد زیادی پروژه به او ارجاع داده می شود.


آدمی بااین همه مشکلات شدید فکری کسی است که برای خانه و خانواده فکر می کند و ارزوهایش را در این خانه ها جست و جو می کند.

تالیسین شرقی....


انجمن تالیسین شرق -نامی که رایت برای آن برگزیده بود- تشکلی بسته و درونگرا بود و به طرز خطرناکی به یک فرقه مذهبی شبیه بود. رایت به کرات در این جمع اعلام کرده بود تنها مذهب مورد پرستش گروه وی طبیعت است در بالا ترین درجه خود. این انجمن حول یک نفر یعنی رایت شکل می گرفت . در واقع رایت پیامبر تالیسین بود.رایت به دلیل ازدیاد پیروانش تالیسین غربی را در آریزونا پایه گذاری کرد. پیش از این وی تالیسین شرقی را افتتاح کرده بود.او در یک سخنرانی ۵۲ تعریف از معماری ارگانیک ارائه کرد . تعابیری مثل پلان آزاد. فضای آزاد. آزادی از قید و بندها و در لحظات احساسی اش عشق آزاد... .

فرانک لوید رایت فردی بی مسئولیت ولخرج و استاد مسلم ریسک بود.وی پول کارکنان خود را همچون پول خود به راحتی خرج می کرد. او مدتی بسیار طولانی تا زمان مرگش نه تنها به هیچیک از اطرافیانش پولی پرداخت نکرد بلکه با زیرکی و با پیاده کردن سیستم استاد و شاگردی دیگران را وادار به پرداخت پول میکرد.شاگردان او باید در مزرعه کار می کردند و آشپزی و نظافت می کردند و ساختمان ها راتعمیر می کردند... رایت فردی تکرو و ژرف اندیش بود و در حالیکه دیگر پیرمردی شده بود ایده های خود را در زمینه بلندترین برج جهان عرضه کرد. در این برج آسانسورها با انرژی اتمی کار می کردند. که هیچ گاه ساخته نشد .

....tragedy followed tragedy

....اما اینده آبستن حوادث بدتری بود. هنگامی که رایت از تالیسین دور بود و مدیریت اجرای پارک تفریحی باغهای میدوی(Midway garden) را بر عهده داشت خدمتکاری که دچار مشکل روحی بود هفت نفر را در خانه رایت(تالیسین) با تبر کشته و سپس خانه را به آتش کشید. این هفت نفر شامل ماما برتویک و دو فرزندش و دو باغبان و دو خدمتکار دیگر بود.این اتفاقات در حالی می افتد که رایت هنوز همسر اولش را دارد.با کشته شدن ماما موقعیت اجتماعی رایت در امریکا بدتر شد.همچنین در این ماجرا رایت با از دست دادن ماما که عشق اصلیش بود خیلی اسیب دید و سالها طول کشید تا خود را بازیابد.

اما رایت دوباره تالیسین را از نو ساخت. کاترین بالاخره در ۱۹۲۲ از رایت جدا می شود و رایت در نوامبر ۱۹۲۳ بعد از یک سال تنهایی با میریام نویل (Miriam Noel) همسر دومش که مجسمه ساز بود ازدواج می کند و زندگی جدیدی را شروع می کند.اما خانم رایت بعدی معتاد به مورفین از اب در امد و ازدواجشان در کمتر از یک سال با شکست مواجه شد.


قبلا در ۱۹۱۵ رایت با میریام به توکیو رفته بود تا از شدت حملات روزنامه ها فرار کند و هتل امپریال را طراحی کرد.


در ۱۹۲۴ بعد از جدایی از میریام در حالیکه هنوز طلاق نگرفته بودند با اولگیوانادر ۱۹۲۴ در شیکاگو ملاقات می کند و در ۱۹۲۵ با هم به تالیسین می روند.


آخرین ارسال های من :
 سپاس شده توسط: atelieahjam
موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده بازدید آخرین ارسال
  دانلود مقاله درباره فرانک لوید رایت atelieahjam 1,580 1393-6-20، 11:06 عصر
آخرین ارسال: atelieahjam
  زندگی نامه فرانک گهری Frank Gehry peyman 2,558 1390-2-23، 11:58 صبح
آخرین ارسال: peyman
  اطلاعات کامل درباره فرانک گری Amir shoale 1,625 1390-2-12، 08:40 عصر
آخرین ارسال: Amir shoale
  زندگی نامه فرانک گهری ALI XxX 1,750 1389-12-22، 05:57 عصر
آخرین ارسال: ALI XxX
  زندگی نامه فرانک لوید رایت Frank lloyd wright ALI XxX 2,576 1389-12-22، 05:54 عصر
آخرین ارسال: ALI XxX
  فرانک گهری nima 1,012 1389-12-14، 05:23 عصر
آخرین ارسال: nima
  فرانک گهری nima 1,090 1389-12-9، 07:47 عصر
آخرین ارسال: nima
  اشنایی با زاها حدید reza1366 1,059 1389-12-8، 09:01 عصر
آخرین ارسال: reza1366
  اشنایی با لوکوربوزیه reza1366 1,243 1389-12-8، 08:51 عصر
آخرین ارسال: reza1366
  فرانک گری(زندگی نامه) nima 1,746 1389-12-6، 07:28 عصر
آخرین ارسال: nima
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
[-]
جستجو
جستجوی گوگل