ایران شهرساز را در تلگرام دنبال کنید

[-]
[-]

پشتیبانی 09120592515 ایمیل: iranshahrsaz@yahoo.com

[-]
[-]
امتیاز موضوع:
  • 43 رأی - میانگین امتیازات: 2.98
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
1
شار تا شهر، گریز یا گزیر؟
شار تا شهر، گریز یا گزیر؟
نظریه شار تا شهر همانطور که اشاره شد، نظر غالب شهرنشینی ایرانی است (در کنار نظریه شهرشناسی پیران و نظریه شهروندی فلامکی و نظریه انسانشناسی شهری فکوهی) که تحت تاثیر ماهیت تاریخ در فرهنگ ایرانی حالتی پندآمیز به خود گرفته، اما مهمتر از عبرت آمیز بودن این نظریه می‌توان به روایی بودن این نظریه اشاره کرد که شاید این ویژگی نیز تحت تاثیر ماهیت تاریخ در فرهنگ ایرانی باشد، این امر نظریه (تئوری) را از نقش اساسی آن پیش‌بینی خالی کرده، آن را با بسیاری از گزارش‌هایی که می‌توانند تضادهای اساسی ایجاد کنند سازگار می‌کند. هرچند ریشه یابی مسائل شهری ایران به خصوص در 80 سال گذشته به نحو احسن انجام شده اما کشف " تحلیلی تاریخی از مفهوم شهر و سیمای کالبدی آن تفکر و تاثر" هم در بستر نظریه ممکن است و هم باید به نظری ختم شود.
اقدام دکتر حبیبی برای نگاهی سرزمینی و ادواری به جای حکومتی به مسئله شهر حرکتی جدید است که برای تدوین دقیق مرز بندی ها به اطلاعاتی خارج از پژوهش های ادوار حکومتی دارد که به دلیلی حجم پایین این گونه پژوهش ها در برابر پژوهش های شرق شناسان مبتنی بر ادوار حکومت آسیب پذیر شده است. شاید به همین دلیل ارزش پژوهشی گروهی و وسیع در این زمینه مطرح گردد
در ایران از ابتدای ورود مدرنیته و محصولاتش تا به امروز این جمله که مدرنیته را فهم نکرده ایم تکرار شده و راه به جایی نبرده؛ اما به راستی چرا نسخه ای که تقریبا 100 سال است برای شهر جوابی نداده را باز هم تکرار می کنیم؟! رویکرد معماران و شهرسازان به فلسفه ضرورتا امر نامطلوبی نیست اما (این جمله را با احتیاط می گویم!) اگر معماری و شهرسازی ما دچار بحران باشد و راه برون شد از آن را فلسفه و بیان فلسفی بداند باید از اساتید فن چرایی آن را جویا شد؟! امروز دیگر اکثر مقالات تحت تاثیر نگرش فلسفی قرار دارند(همانطور که این نوشته!) اما آیا داروی مریضی شهر در راه فلسفه است ؟ در بعضی موارد مباحث فلسفی جایگزین مباحث نظری می شوند؛ مثلا در مورد نظریه مذکور این سوال که چگونه شهر ظرف مفهوم می شود و «شهر قدرت» و «شهر نیرنگ» و ... چهره می نماید نیاز به پاسخی در حیطه شهرسازی دارد. البته بزرگانی چون شولتز ارتباط میان فلسفه و شهر را بررسی کردند و اساسا مسئله شهر دارای بار فلسفی است اما نباید به بهانه هایی فلسفه زایی کرد، شاید تا حدودی این مسئله تحت تاثیر مسائل جاری فلسفه و سیاسی شدن آن در دوران مدرن باشد. فلسفه معاصر نه فقط در ایران بلکه در جهان با سیاست خلط شده اما در ایران که قدرت همواره حاضر و واضح حکومت دچار دگرگونی هایی شده است این اختلاط وضعیت ویژه ای دارد. در این گیر و دار شهر که عمیقا با قدرت و حکومت ( بخصوص قدرت متمرکز) در تماس است این رابطه را در فلسفه جستجو می کند. پینوشت (به صورت غیر ISI



!):
از شار تا شهر، سید محسن حبیبی
انسان شناسی شهری، ناصر فکوهی
فارابی و سیر شهروندی در ایران، محمد منصور فلامکی
نشریه اندیشه ایرانشهر شماره ششم به سردبیری پرویز پیران
فلسفه و انسان معاصر، رضا داوری اردکانی
توسط نیوشا لطیفی - نسیم اسلامی
آخرین ارسال های من :

 سپاس شده توسط: sanaz_85422
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
[-]
جستجو
جستجوی گوگل