ایران شهرساز را در تلگرام دنبال کنید

[-]
[-]

پشتیبانی 09120592515 ایمیل: iranshahrsaz@yahoo.com

[-]
[-]
امتیاز موضوع:
  • 43 رأی - میانگین امتیازات: 3.16
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
1
هنرمند و آفرینش اثر
[تصویر:  00111190.JPG]

بحث را با تعریفی اجمالی بر دو واژه ی خود آگاهی و نا خود آگاهی آغاز می کنم.زیرا این تعابیر دارای نقشی کلیدی در بحث ما می باشند.خود آگاهی همه ی آن سازو کارهایی است که آگاهانه در آدمی به انجام میرسد .آگاهی آدمی از خویشتن و جهان پیرامونش زمینه های بنیادین خودآگاهی او را فراهم می آورد.خود آگاهی سوی روشن نهاد آدمی است. اگرخود آگاهی را سوی روشن نهاد آدمی بدانیم ناخود آگاهی سوی تاریک آن خواهد بود.همه ی آنچه در ذهن ماست و ما خود از آن نا آگاهیم.ناخودآگاه استودان یادهاست همه ی آنچه روزگاری از یاد ما گذشته است و سپس به فراموشی دچار شده است.

هنرمند و آفرینش اثر:

روند کار در آفرینش هنری و در رویا یکسان است.هنر و رویا هر دو سر ریخته ها و برآورده های ناخودآگاه فردی اند.تنها جدایی میان آن دو این است که رویا در هنگام خفتگی و نا هوشیاری دیده میشود و هنر در بیداری و هوشیاری به انجام میرسد.انجام و آغاز کار در رویا آگاهانه و اختیاری نیست،اما در هنر هست .از این روی رویا ساختاری اثر پذ یری (انفعالی)و هنر ساختاری اثر گذار(فعال)دارد.

می توان ناخودآگاه فردی را پهنه ی پندارها ی آفریننده و خواستگاه هنر نیز بر شمرد.با آنکه آفرینش هنری آگاهانه انجام میگیرد و هنرمند به هنگام آفرینش چون خفته ای که رویا می بیند بی خویشتن و هوشیار نیست،کار و ساز های هنری و هر آنچه به هنگام آفرینش بر هنرمند میگذرد ، ناخود آگاه است.

هنرمند راستین و سرشتین کسی است که در بیداری و هوشیاری توانسته است روزنی به نهان خانه درون خویش بگشاید؛ تا نهفته های این نهان خانه ، توفنده و تپنده ،از آن فرو جوشدو فرو ریزد میتوان گفت که در آفرینش هنری نیز اندرونه های ناخودآگاه در پیکره ساخته ها و آثار سترگ ،به خود آگاهی میرسند . از این روی، روند آفرینش نمیتواند در هنرمند آگاهانه و همواره به خواست او باشد . هنرمند تنها می تواند کار آفرینش را آغاز کند ، آنچه از آن پس بر وی میگذرد ،آگاهانه و به خواست وی نیست . هنرمند راستین نمیتواند سنجیده و اندیشیده به آفرینش هنری بپردازد. آنچه او آگاهانه می تواند کردتنها آن است که نموداری ذهنی یا طرحی از آنچه را خواهید آفرید از پیش رقم بزند .اما هرگز نمی تواند در کردار از تک تک رفتار های خویش آگاه باشد،و بر پاره پاره ی آنچه آفریده می شود درنگ کند و بیندیشد . هنرمند کسی است که در پی نیازی تب آلود به آفریدن ، بند از طوفان هایی که در درون وی می غرند و می توفند بر می گیرد ، از آن پس کار با او نیست توفان های گسسته بند ، بر پهنه ی خود آگاهی هنرمند می تازند ؛ و در پیکره ی آفریده های شور انگیز هنری به نمود می آیند.

هنرمند راستین وسرشتین به گونه ای گریز ناپذیر و ناگزیر ، بازیچه ی نا خود آگاهی و بنده ی هنر خویشتن است . او نمی تواند که هنرمند نباشد ، نمی تواند که نیافریند . آفرینش رفتاری است بزرگ و سترگ که در توان خود آگاهی نیست . تفاوت قلمرو هنر با قلمرو دانش در این است که در قلمرو هنر ، کار با دل است ، با نا خود آگاهی ؛ در قلمرو دانش کار با سر است با خود آگاهی .هنرمند راستین و سرشتین در هنر خویش غرقه است و بدان می زید ، همچون ماهی در آب . هنرمند را نمی توان از آفریدن باز داشت یا به زور به آفرینش وا داشت ، یا برنامه ی آفرینش را به او شفارش داد . تنها می توان انگیزه یا بهانه ای در کار آورد ، تا توفان های ناخود آگاه در وی بند بگسلند . هنرمند راستین که هنر او زندگی اوست به پیمانه ای می ماند که سرشار شده است و تنها قطره ای واپسین نیاز دارد تا سرریز گردد . این قطره را می توان آگاهانه و به خواست در پیمانه افکند ، لیک آنچه از آن پس در هنرمند می گذرد آگاهانه نمی تواند بود ؛ و به خواست وی انجام نمی تواند گرفت .

بحث فوق خلاصه ایست از رویا حماسه اسطوره –دکتر کزازی

آخرین ارسال های من :
موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده بازدید آخرین ارسال
  نقدی بر کتاب" آفرینش مکان پایدار" نوشته کورش گلکار ماراویا 2,879 1391-11-15، 12:32 صبح
آخرین ارسال: foroogh.r
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
[-]
جستجو
جستجوی گوگل