ایران شهرساز را در تلگرام دنبال کنید

[-]
[-]

پشتیبانی 09120592515 ایمیل: iranshahrsaz@yahoo.com

[-]
[-]
امتیاز موضوع:
  • 43 رأی - میانگین امتیازات: 3.02
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
1
نظریات تاریخی شهرسازی
نظریه:

1-کلاسیک

2-جدید



نظریات کلاسیک:



نظریه دش شهری



قرون وسطا



اسلام



یونان باستان



يونان باستان

۱-قرار گرفتن شهر در قلب نظام یونانیان.

2-قرار گرفتن اینده شهر و سازمان ان در مرکز تفکر یونانی ها

3-حرکت مهاجرتی برای تشکیل شهرهای مهاجر نشین که انها را گاه شهرهای نوبنیاد نامیده اند و ازقرن 9 میلادی شروع و تا پایان دوره ی کلاسیک ادامه یافت.

4-الگو برداری شهرهای نوبنیاد از مادر شهرهای موجود در یونان (شهر دختر)
بیشتر نظریه های بیان شده در مورد شهر در قالب اندیشه و نظر درباره ی سیاست و حکومت عنوان شده است.زیرا از ابتدا تا امروز،شهر و حوزه ی سیاسی بر یکدیگر همپوشانی داشته اند
افلاطون
ارائه نظریه ها در دو کتاب با نام ((جمهوری و قوانین))

به نظر وی وجود و یا نبود تجانس در میان مردم شهرباعث به وجود امدن دو شرایط گوناگون در شهر می شود:

1-وجود تجانس باعث می شود که:

-مردم شهر از وحدت بیشتری برخوردار باشند.

-تنش میان انها کمتر باشد.

-اما اطاعت انها از فرمانده شهر کمتر است.

2-عدم تجانس باعث می شود که:

-تنش میان مردم زیاد شود

-بالا رفتن میزان اطاعت از فرمانده شهر

الگوی شهری افلاطون:

تقسیم شدن زمینبه 5ناحیه و 5040قطعه که با عدد ارمانی میزان شهروندان برابر است.

جمعیت شهر باید در حدود 20 تا 30 هزار نفر بماند.

ممنوعیت تملک زر و سیم و اشتغال به هرگونه کسب وپیشه ای که اساس ان دادو ستد است.

ممنوعیت بهره ی پول و عدم رسیدگی دادگاه ها به دعاوی دانیان بر مدیونان

شهر افلاطون یک شهر ارمانی و کاملا سیاسی است و طبعا راهبردهایشهری او عموما سیاسی محسوب می شود.



ارسطو

یکی از سر سخت ترین منتقدان شهر ارمانی افلاطون است.

-شهر از نظر او یکی از تجمع ها یعنی چیزی همچون یک خانواده و روستا یا -ترکیبی از خانواده های همجوار است که برای دفاع گرد هم امده اند.

-از نظر او متفاوت بودن شهر از نظر تجمع با دیگر شهر ها،وجود استقلال اقتصادی است.

-هدف شهر از نظر او رسیدن به زندگی سعادتمند است.

-دولت کمال مطلوب ارسطو نظامی است معتدل که از نظر هرگونه افراط پرهیز کندو همه ی تضاد ها را تعدیل کند.((حکومت طبقه متوسط))

-شهر او مانند شهر افلاطون سیاسی است که در ان مهم ترین عنصر شهروندان است.اصول شهروندی را با اقامت فیزیکی در قلمرو یک حکومت یکی

نمی داند زیرا بیگانگان و بندگان درنیز مقیم انجا هستند.بلکه انچه می تواند به مثابه شهروندی تلی شود شرکت در تصمیم های دولت و صلاحیت اعمال حاکمیت دولت است



اسلام

پديد امدن در ميان اعرابي كه باديه نشين بودند و تنها از يك نظام بسيار ابتدايي قبيله اي برخوردار بودند.

-شهرهاي عرب در اغاز اسلام اردوگاه هايي بزرگ به حساب مي امدند كه گاه همچون مكه به دلايل مناسكي ساختارهاي ابتدايي يك شهر را پيدا مي كردند.

-در تمدن اسلام عنصر ايراني چه در قالب ساختارهاي سياسي دولت ساساني و چه در قالب انديشه ها و باورهاي اسلامي جايگاه اصلي و تعيين كننده اي داشت.

-دوگرايش اصلي در بين انديشمندان و نظريه پردازان اسلامي كلاسيك قابل مشاهده اشت:

1-تداوم انديشه ارسطويي در چهار چوب انديشه ي متفكراني همچون فارابي،ابن سينا و ابن رشد.

2-در قالب انديشه پويا و بنيان گذار جامعه شناختي –انسان شناختي و تاريخي

ابن خلدون



فارابي

فلسفه ي فارابي به شدت تحت تاثير فلسفه ي يوناني و ارسطو بوده است.

-فارابي در تلاش براي تلفيق نظريه هاي ارسطو و يونان با اعتقادات و ارزشهاي اسلامي بوده است.

-داشتن ديدگاهي اندام گرا براي شهر.((بعد ها در نظريه ابن خلدون جلوه پيدا

مي كند)).وي شهر را به جسم ادمي تشبيه مي كند كه بايد كامل ،خوش تركيب و با توزيع مناسب و درست كاركرد ها باشد.

-اعتقاد به وجود سلسله مراتب در شهر

-ديدگاه فارابي كاملا كاركردي است.چنان كه مي گويد :اعضاي هر شهر را بر حسب فطرت هاي گوناگون كه دارند بهر كاري ساخته اند.. اين اجزا كاملا مانند بدن به هم متصل اند وبعضي بر بعضي ديگر مقدم اند. ويا بر بعضي ديگر موخر.

مدينه فاضله فارابي در سعادت معنوي وروحي تعريف مي شود.

-مدينه فاضله فارابي بر خلاف يونانيان كه بر تجربه شهروندي تاكيد داشتند عمدتا ارايي نظري و حاصل تاملات فلسفي است. اين امر او را از انديشمندي چون ابن خلدون كاملا جدا مي كند در حالي كه تداوم اين سنت را مي توان در نزد ابن سينا و ابن رشد مشاهده كرد.



ابن خلدون

ابن خلدو ن دولت ها را نوعي تجمع هاي شهري يا مجموعه هايي از شهرهايي متعدد مي داند،بران است كه كه اين دولت ها همچون انسان ها داراي عمر طبيعي هستند كه به 3 دوره مي رسد.

-او اعتقاد دارد كه اجتماعي شدن يك ضرورت است تا انسان بتواند دست به تقسيم كار اجتماعي بزند و حيات خود را تضمين كند.

-به باور ابن خلدون شهر سبب نوعي تجمل گرايي است كه در ميان باديه نشينان موجود نبوده است.از نظر ابن خلدون غايت عمران و اجتماع عبارت است از حضارت و تجمل خواهي.پس هر گاه اجتماع به غايت برسد به فساد مي رسد.

-علائم پايان شهرها از نظر ابن خلدون:

1-افزايش و گسترش بي بندو باري 2-افزايش ظلم و واكنش هاي شورشي نسبت به ان و مصيبتهاي همچون قحطي،الودگي اب و خاك و هواكه ناشي از زوال سازمان يافتگي شهري است مشاهده كرد.



قرون وسطی

در اين دوران انديشه ي كليسايي بر اروپا حاكم شده است.در اين دوران كاملا از هر گونه ماترياليسم شهري دور هستيم و تصوير انديشه هاي قرون وسطايي همچون شهرهاي قرون وسطايي نوعي سادگي و رياضت كشي را با نوعي تاكيد بر حيات اسماني و خدايي تركيب مي كند.
اگوستين قديس
-در نظر او شهر معادلي بود براي ((سلطه))و ((دولت))

-او دو شهر را در مقابل يكديگر قرار مي داد:شهر دولت((زميني)) و شهر خدايي

-شهر خدايي متشكل از مومناني بود كه خود را از لذات دنيوي محروم مي كنند تا به سعادت اخروي ومعنوي دست يابند.



تامس مور

ريشه هاي انديشه ي مور در افلاطون و كتاب جمهوري او است.

-با ارائه ((اتوپيا))،((ناكجا اباد))،مرحله ي جديدي از نقد اجتماعي در تاريخ انديشه ي غرب را پايه گذاري كرد.

-ارمان شهر مور در واقع نقد سرسختانه اي بود نسبت به جامعه ي انگلستان در اغاز قرن16 ميلادي.

-ارمان شهر مورتوصيفي بود كه در ان جامعه اي عادلانه و انساني تر در مقابل جامعه انگلستان معاصر قرار گرفت.

-سازمان اجتماعي در شهر مور بر پايه گروهي از نهادهاي مشترك مديريت زندگي انجام مي شد.

-حكومت ارمان شهر حكومتي دموكراتيك و فدراتيو زير رهبري يك شهريار است كه هدف اصلي خود را صلح،ارامش و رفاه مردمش مي داند.اما در صورت نياز به جنگ از يك قبيله از مزدوران استفاده مي كند.

-حكومت ارمان شهر بر قوانين اندك و روشن و دقيق تكيه مي كند.



توماس كامپانلا

فيلسوف روحاني ايتاليايي كه نويسنده ي كتاب معروف ارمان شهري با عنوان شهر افتاب است.

-شهر افتاب كامپانلا يك شهر ارماني و يك ((جمهوري فيلسولانه))است.اين شهر همچون ارمان شهرهاي ديگر موقعيتي جزيره اي دارد.((جزيره توپروبانا-

سيلان كنوني)).

-در ارمان شهر او براي نخستين بار مباحث مادي و فضايي شهر به صورت گسترده تري مطرح مي شوند.

-از لحاظ فيزيكي شهر با نماد عدد مقدس 7 مشخص شده است.شهر روي تپه اي بلند قرار گرفته است و 7 ديوار،هر يك در تعلق به يكي از 7 سياره ان را محصور كرده اند و به شدت از ان محافظت مي كنند.

-معبد شهر در مركز شهر قرار گرفته و نمادي اشكار از اتحاد و انطباق دين و سياست بر يكديگر است.

در ارمان شهر او مالكيت خصوصي از بين رفته است و فقط پول به كساني داده مي شود كه از شهر خارج شوند.

-مردم مي توانند ازادانه عقايد سياسي خود را بيان كنند.

-خصوصيت اصلي ارمان شهر كامپانلا در مادي بودن و در يك معني در كاربردي بودن ان دانست.

-بر خلاف بسياري ديگر از ارمان شهرگرايان،الگوي ارماني خود را صرفا نوعي خيال پردازي نقادانه به وضع موجود نمي داند بلكه در پي اجراي عملي ان نيز هست.



نظریه دش شهری

-قرن نوزدهم،ارمانگراهايي بزرگ و ارزوهاي زيبايي بود كه درواكنش به ژختي ها و رنجهاي حاصل از زايش جامعه صنعتي،تنها پناه لااقل ذهني به حساب مي امدند.اما قرن بيستم،قرن گذار اين ارمان ها از ذهنيت ها به واقعيت هاي اجتماعي و حكومت هاي سياسي بود.و اين گذار بر خلاف تصور و بسيار زودتر از انكه حتي بدبين ترين مخالفان ارمانگرايي ها تصور مي كردند،دچار توهم زدايي شد.

در پي شكست تمام ارمان شهرهاي گذشته و نتيجه ي بر عكس دادن انها نظريه هاي دش-شهري رواج يافت.يعني شهر و سلطه اي دور دست و تا اينده اي قابل پيش بيني براي انسانيت كه نه همچون ارمانگرايان،اينده اي زيبا و طلايي،بلكه اينده اي به مراتب تيره تر و هولناك تر بود.



الدوس هاكسلي

-خبرنگار و رمان نويس انگليسي،در كتاب خود،بهترين جهان ها،سال 2500 ميلادي را ترسيم مي كند.در اين زمان جهان به وسيله ي يك نظام اليگار شيك حكومت مي شود.توليد و مصرف به بالا ترين حد ممكن رسيده اند.علم به طور كامل در خدمت حكومت و باز توليد نظام طبقاتي و به شدت سلسله مراتبي جامعه درامده است.نه فقط علم با دستكاريهاي ‍‍‍‍ژنتيك نسل هاي متفاوتي از انسانها را براي رده هاي متفاوت سلسله مراتبي مي سازد،بلكه اين رده بندي ها با يك نظام اموزش تحقيق كننده از ابتداي كودكي در همه ي افراد دروني مي شوند.

-جامعه ي هاكسلي جامعه اي است تيره كه حماقت و الت دست بودن افراد در ان،انها را نسبت به خوشبخت بودن خودشان متقاعد مي كند.افراد اين جامعه تا سنين بسيار بالا عمر مي كنند و مرگ داوطلبانه و دل خوشي جاي مرگ طبيعي را در انها گرفته است.



ماركسيسم

فلسفه ي ماركسيستي با تاثير پذيري از تاريخ گرايي هگلي،مفهوم ((ماترياليسم تاريخي))را مطرح كرد.اين ديدگاه حاصل مطالعات ماركس و انگلس بر تحول و تاريخ جوامع اروپايي بود.شهر صنعتي براي ماركس و انگلس عرصه ي اساسي تبلور نظام سرمايه داري و ميدان اصلي نبرد براي پيروزي زحمتكشان صنعتي براي سرنگون كردن نظام سرمايه داري به حساب مي امد.به همين دليل تاكيد انگلس بر گستره ي فقر شهري و وضعيت نامطلوب طبقه ي كارگر را بايد در چهار جوب تمايل شديد ماركسيسم به سامان دادن به حركات انقلابي و پايان دادن به نظام بهره كشي سرمايه داري دانست.

-انها رويكرد سوسياليستي خود را ((علمي))مي ناميدند و بر ان بودند كه تنها با اين رويكرد مي توان به سوي تغيير اساسي در وضعيت مردم شهرها رفت.

-در واقع ماركس و انگلس براي پرداختن به مسئله شهر پيش از هر چيز بر جدايي و تضاد و شهر و روستا بر اساس يك تقسيم كار اجتماعي،انگشت

مي گذاشتند.از يك سو تقسيم كار صنعتي و از سوي ديگر تقسيم كار زراعي.از همين جا به جدايي شهر وروستا مي رسند.

-بنابراين تضاد به سلطه شهر بر روستا مي انجامد.به باور ماركس سرمايه داري خود را به مثابه يك شيوه معيشتي صنعتي و شهري متبلور مي سازد كه به همين دليل نيز بر روستا غلبه مي يابد كه تبلوري از شيوه هاي توليد پيشين است.

نظريات جديد



مكتب شيكاگو

مكتب شيكاگو رويكردي عمدتا محيط شناختي داشت و به همين دليل با نام ديگري يعني محيط شناسي شهري نيز شناخته مي شد.از نظر اين مكتب شهر در ان واحد هم يك نظام پيچيده از افراد و نهادهاي به هم وابسته است و هم يك نظام اجتماعي كه در ان پديد امدن خرده فرهنگ ها و بيگانه گرايي زمينه اي مساعد يافت



ايساك تامس وويتولد زناسكي

-تامس نخستين چهره ي بر جسته و بنيان گذار مكتب شيكاگو بود كه تحقيقات اجتماعي خود را بر مشكلات شهر شيكاگو به وي‍ژه بر موضوع هايي همچون مهاجران،زنان؛گروه هاي اقليت قومي،انحرافات اجتماعي و غيره از پيش از جنگ جهاني اول اغاز كرده بود.تامس يك اصلاح گر اجتماعي بود.

-انچه كه انها به ان اهميت مي دادند اين بود كه برداشت و نگرش افراد را نسبت به موقعيتي كه در ان قرار گرفته اند بشناسيم تا بتوانيم جهتگيريهاي ذهني و رفتاري انها را در جامعه درك كنيم.

-مهمترين مفهومي كه ان دو نفر به ان اهميت مي دادند مفهوم نوميدي و

سازمان زدايي اجتماعي بود.اين دو مفهوم در واقع در پي ارائه تصويري از ذهنيت و روحيه مهاجراني هستند كه تمام پيوند هاي حياتي خود را با 4 چوب هاي اجتماعي روستا ي خود از دست داده اند و دچار سردرگمي و نوميدي شده و مستعد انحرافات اجتماعي و سقوط اخلاقي و گرفتار شدن در فقر و تنگدستي هستند



رابرت ازرا پارك

-معروف ترين چره ي مكتب شيكاگو كه نظريه هاي علمي خود را به خدمت ارمان هاي اصلاحگرانه و اجتماعي اش دراورد.

-نخستين كارهايي كه انجام داد:تحليل مسير هاي حركت مهاجران،انحرافات اجتماعي،بزهكاري جوانان،حاشيه نشين ها،بي خانمان ها،خرده فرهنگ ها و انجمن هاي شهري،اشكال كنترل اجتماعي قدرت هاي محله اي،خانواده هاي سياه،گتوهاي شهري و.... را در شهر شيكاگو مورد پ‍وهش قرار داد و تلاش كرد اين امر را الگويي براي مطالعه ي ساير شهر هاي امريكا قرار دهد.

-پارك بر اين نكته داشت كه شهر هاي ما با فرايند هاي تقسيم فضا به پهنه هاي تفكيك شده روبرو هستند.



رويكرد معماري –تاريخي به شهر

شهر واقعيتي است كه به دليل برخي از ابعادش از حوزه ي علوم اجتماعي و حتي علوم انساني خارج مي گردد به گونه اي كه مي توان ان را صرفا در بعد فضايي اش مورد بررسي تحليل قرار داد.فضايي انسان ساخت و طبعا همراه با تحول جوامع انساني



لوئيس مامفورد

-مورخ و جامعه شناس امريكايي،كه نسبت به شهر ديدگاه تاريخي داشت وان را بيش از هرچيز يك مفهوم تاريخي مي دانست.

-با تكيه بر روند تحول شهرها از شهر هاي قرون وسطايي تا شهر هاي مدرن از مفهوم شهر در قالب يك مجموعه انساني دفاع كرد.و بر عكس ماشينيسم و پيامدهاي ان را در عرصه ي شهرنشيني بسيار زيانبار مي دانست.

-مانفورد معتقد بود كه بايد به سوي تاسيس شهرهاي جديدي رفت كه در ان ها هماهنگي بيشتري با طبيعت وجود داشته باشد و ابعاد انساني و سازگاري زيست بومي بيشتري از انها را مشخص كند



مامفورد در كتاب شهر چيست مي گويد

شهر در معناي كامل ان عبارت است از يك شبكه ي جغرافيايي،يك سازمان اقتصادي،يك فرايند صنعتي،صحنه اي براي كنش اجتماعي و نمادي زيبا شناختي از وحدت جمعي .شهر هنر را سيراب مي كند و شهر خود هنر است.شهر صحنه نمايش را خلق مي كند و خود،صحنه ي نمايش است كه

هدفمند ترين فعاليتهاي انساني در ان تمركز مي يابند.و از خلال ان

شخصيت ها،حوادث،گروههاي متعارض و متعارف،بر دستاوردهاي پر اهميت

مي رسند.



لوكوربوزيه

مهمترين فضيلت معماري مدرن را در سادگي و كاربردي بودن ان دانست،اين سادگي با شاخص هاي كاملا مادي همچون استفاده از سطوح صاف و بدون بار تزئيني،پنجره هاي گسترده و نورگير و ...مي دانست و اين امر را از واحد هاي مسكوني به شهر تعميم داد.

-لوکوربوزيه در منشور اتن رويكردي كاركردي خود را از واحد مسكوني بر شهر انطباق داده و4 كاركرد اصلي حاكم بر سازمان شهري را شامل سكونت،كار،تفريح،و حمل و نقل مي دانست.در نتيجه شهر لوكوربوزيه را بايد شهر انساني دانست كه كاركردها در ان بايد بيش از هر چيز در زيست پذيرتر شدن ان دانست

كاركردي بودن شهر به معناي فاصله گرفتن هر چه بيشتر ان از شكوه دوران باستان و دوره ي باروك نيز بود و اگر سادگي در معماري به باور لوكوربوزيه بهترين پاسخ زيبا شناسانه به نيازهاي انساني اش،در شهر تركيب ان 4 كاركرد مزبور مي تواند چنين پاسخي را عرضه كند.

اگر در شهر هاي مدرن شاهد ناتواني در اين پاسخدهي هستيم دليل ان،فاصله گرفتن از اصول اساسي و ضروري در معماري و شهر سازي مدرن دانست.


جين جيكوبز
-منتقد و معمار امريكايي كه در نقطه اي دقيقا مقابل با مامفورد و لوكوربوزيه قرار داشت.

-در ديدگاه جاكوبز با نوعي ستايش شهر هاي بزرگ و زندگي متنوع و فراواني دروني انها روبرو مي شويم كه به صورتي شگفت انگيز قدرت انتقادي خود را در ارتباط با مشكلات و اشكال بيمار گونه ي اين گونه شهر ها از دست مي دهيم.

-جاكوبز بزرگ ترين حس شهر هاي بزرگ را در ايجاد روابط انساني مي داند كه در عين تنوع خود زياني به زندگي خصوصي افراد نمي زنند.در اين ديدگاه خيابان مكاني ويژه است كه با ايجاد نوعي خط كشي مشخص ميان فضاي خصوصي و عمومي،فضايي گسترده كه كاربري ها ي متنوع و متداخل را در اختيار انسان مي گذارد.

جيكوبز با زير سوال بردن ديدگاههاي هووارد و لوكوربوزيه عليه مجتمع هاي مسكوني چنين مي گويد:شهرسازان باغ شهر با نفرتي كه از خيابان دارند تصور مي كردن كه براي جبران مراقبتي كه در خيابان وجود دارد،ساختن محوطه هاي داخلي در مجموعه هاي مسكوني براي بچه ها كفايت مي كند.

نا روا بودن اين سياست در همه جا و هر جايي كه به اجرا در امده است اين است كه بعد از 6 سالگي ،هيچ كودكي با داشتن اندكي شخصيت با اشتياق و ميل كامل نمي پذيرد كه در محوطه ي داخلي اين چنين كسل كننده باقي بماند. بسياري بر انند هر چه زود تر از ان فرار كنند.

كوين لينچ

هدف اصلي تحقيقات لينچ بر روي شهر هاي امريكا بدست اوردن بهترين شكل از طراحي شهري براي ارماني زيستن شهروندان بود.

-يكي از اساسي ترين و اصلي ترين مفاهيمي كه لينچ مطرح كرده بود مفهوم خوانايي در فضاي شهري بود كه منظور ان رابطه اي بود كه بازيگران اجتماعي ((شهروندان))مي توانستند به صورت بالقوه يا بالفعل با فضاي شهري ازطريق ((قرائت))اين فضا را برقرار كنند.لينچ معتقد بود براي اين كار نيازبه شناخت اهنگ ها و نقاط شاخص داريم

-در سيماي شهر كوين لينچ بر 3 جزء اساسي تاكيد مي شود:2 مفهوم فضايي و 1 مفهوم معنا شناختي

1-هويت 2-ساختار 3-معني

-لينچ 5 عامل اصلي را به عنوان عوامل اصلي شهر خود معرفي مي كند:

1-راه 2-مرز يا لبه 3-محله 4-گره 5-نشانه ها

-لينچ هدف از طراحي شهري را رسيدن به تعادل و توازن ميان عوامل بالا مي داند به صورتي كه شهروند بتواند خود را به بهترين شكل در شهر بازيابد.وبه ان احساس تعلق كند كه ان را مي توان نوعي هويت شهري يا شخصيت شهري دانست.

منبع:انسان شناسی شهری نوشته ناصر فکوهی

آخرین ارسال های من :
 سپاس شده توسط: shaghayegh.azad ، ایلیا
موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده بازدید آخرین ارسال
  مکتب شهرسازی اصفهان FaTyJo0oN 1,578 1393-11-23، 03:01 عصر
آخرین ارسال: farzanee
  دانلود مقاله اصول شهرسازی اصفهان عصر صفوی atelieahjam 977 1393-5-16، 11:09 عصر
آخرین ارسال: atelieahjam
  امان از تهی بودن رشته های معماری و شهرسازی در ایران و متخصصان! تهی تر از آن ماراویا 3,733 1392-5-3، 07:11 عصر
آخرین ارسال: dementor
  خلاصه کتاب طرحها و برنامه های شهرسازی-دکتربهزادفر mahan 2,851 1392-4-6، 09:53 صبح
آخرین ارسال: mahan
  جنبش نیو اربنیسم یا نو شهرسازی ماراویا 2,797 1391-11-20، 09:09 صبح
آخرین ارسال: محمد یگانه
  شکل گیری شهرهای جدید و تأثیر آن بر شهرسازی قرن بیستم ماراویا 1,097 1391-11-20، 12:53 صبح
آخرین ارسال: ماراویا
  شهرسازی معاصر و فقدان مهندسی اجتماعی ماراویا 893 1391-11-2، 08:34 عصر
آخرین ارسال: ماراویا
  کاربرد نقشه برداری در شهرسازی ماراویا 2,810 1391-10-23، 03:26 عصر
آخرین ارسال: ماراویا
  تفاوت میان مهندسی و کارشناسی شهرسازی ماراویا 1,745 1391-10-19، 09:39 صبح
آخرین ارسال: arvik
  معرفی انواع طرح های شهرسازی و معماری sara0111 1,062 1391-10-17، 08:24 عصر
آخرین ارسال: sara0111
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
[-]
جستجو
جستجوی گوگل