ایران شهرساز را در تلگرام دنبال کنید

[-]
[-]

پشتیبانی 09120592515 ایمیل: iranshahrsaz@yahoo.com

[-]
[-]
امتیاز موضوع:
  • 54 رأی - میانگین امتیازات: 2.91
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
1
آرامش و موفقیت 3
قانون کارما (قانون بازگشت اعمال
آدمی تنها آنچه را می دهدباز می ستاند .بازی زندگی یک بازی بومرنگ هاست و پندار وکردارو گفتار آدمی دیر یا زود با دقتی حیرت انگیز به خود او باز می گردد این قانون کارماست یعنی بازگشت یعنی هرآنچه آدمی بکارد همان را درو خواهد کرد .

دوستم داستانی را برایم تعریف کرد که کارکرد این قانون را نشان می دهد

داستان :دوستم گفت همه ی کارهای من با مادرم ارتباط پیدا می کند هرچه به او بگوید کسی دیگر عینا به من می گوید وقتی در خانه هستم خیلی زود عصبانی می شوم یک روز که داشتیم غذا می خوردیم مادرم شروع کردن به صحبت با من ،من هم گفتم ساکت حرف نباشد می خواهم در ارامش غذا بخورم روز بعد قرار داشت با دوستم ناهار بخورم و خیلی میل داشتم بر او اثر بگذارم داشتم با شور شوق صحبت می کردم که گفت :حرف نباشد می خواهم با آرامش غذا بخورم

داستان:دوستی داشتم که صاحب اراده ای نیرومند بود و عاشق خانه ی یکی از فامیلانش بود و اغلب در ذهن خود مجسم می کرد که دران خانه زندگی می کند و در این گیر و گدار مالک آن خانه مرد و دوستم خانه را خرید و به آرزویش رسید وقتی به انجا نقل مکان کرد شوهرش مرد وقتی بعد مدتی این مسئله را تجزیه تحلیل کردیم فهمیدیدم آرزویش برای به دست آوردن آن خانه چنان نیرومند بود که هر مانعی را از سر راه بر می داشت و به دوستم گفتم اما تو نیز دین کار خودت را پرداختی چون چندی نگذشت که شوهرت را که از دل و جان دوست داشتی از دست دادی تو آرزویی اشتباه کردی باید می گفتی : خدایا به من خانه ای اینچنین عطا کن خانه ای که برایم خیر و برکت بیافریند که در این صورت این خانه برای تو همگان خیر و برکت می افرید

نتیجه :ما با قدرت کلام در قسمت های قبلی آگاهی یافتیم و یاد می گیریم آرزو دارای قدرت بسیار عظیم است و باید در آرزوهایمان انچه را بخواهیم که برایمان خیر و برکت بیاورد و درست بطلبیم


توجیه علمی

چرا هر عمل آدمی بازتاب عمل خود اوست؟
سراسر بدن ما از اجزاء زنده تشکیل شده است و اغلب حیات ما بدون آنها امکان پذیر نیست، پلکهای چشم ما با وجود ساختار کوچک خود با تمام جسم هماهنگ عمل می کند، تمامی اجزاء بدن ضمن این که خود سرشار از نیروی حیات هستند همگی هماهنگ با کل و تمامیت آدمی که «من» نامیده می شود عمل می کنند. یافته های علمی دانشمندان با میکروسکوپ الکترونی بر وجود حیات در تمامی اجزاءموجودات ـ نه فقط انسان ـ حکایت دارد ضمن این حیات مستقل اجزاء، هماهنگی و همسویی با کل نیز هویداست. تک تک انسان ها با همدیگر «پیکره کامل انسانیت » را تشکیل می دهند. انسان ها «من» هایی هستند که در قالب متحدا الشکل به نام «ما» به حیات خود ادامه می دهد. با این مسئله می توان حقیقتی انکار ناپذیر در جهان لایتناهی که بر سراسر هستی حکومت می کند به نام اصل وحدت وجود را پذیرف


الف) ایده عدد بحرنی

اگرشمار قابل توجهی (عدد کافی) از انسان ها ـ حتی دیگر موجودات ـ از رفتار خاص و الگوی خاصی تبعیت کنند همان رفتار در تمام آن «گونه» تظاهر خواهد یافت.حد اقل نصاب عدد در «گونه» که موجب تسریع رفتار به تمام آن ها می شود ، این ایده از آن جا قوت گرفت که میمونی در کشور ژاپن به طور ابتکاری سیب زمینی را در آب شور دریا شست پس از آن، آن را خورد. متعاقباً بعضی از همنوعانش از او تقلید کردند. تعداد زیادی از میمون های حاضر این عمل را انجام دادند. با تعجب مشاهد شد میمون هایی که در چند فرسخی زندگی می کردند و هیچ تماسی با میمون های ساحل نداشتند این رفتار را از خود بروز دادند. کن کیس در کتابش معتقد است که اگر تعدادی از افراد نوع بشر از بحران جنگ هسته ای آگاهی یابند و این حس را به اکثریت انتقال دهند و اکثریت این رفتار را در خود تظاهر دهند جنگ هسته ای اجتناب ناپذیر است


ب) تجربه انتقال مرحله ای به مرحله ای تعبیر می شود که هنگامی که اتم های تشکیل دهنده یک ملکول به ترتیب خاصی قرار گیرند و تعداد آنها به حد نصاب نزدیک شود بقیه اتم ها خود به خود در همان مسیر قرار می گیرند. حرکتی عجیب از یک میکروب در یک نقطه از زمین باعث بروز حرکت دیگر میکروب ها ـ بدون هیچ تماسی ـ در کره زمین می شود. این مطلب در مورد رفتار توده ها در جوامع بشری قابل توجه است به طوری که رفتار کلی انسان ها و مواضع جمعی آنها متاثر از حس مشترک آنها است که تبیینی دیگر از همان « وحدت وجود» است


ج) کشفیات نوین فیزیک کوانتوم

ذرات کوچکتر از اتم به طور مداوم اتخاذ تصمیم می کنند و عجیب تر این که تصمیمات اتخاذ شده بر اساس تصمیماتی است که در جای دیگر اتخاذ می شود. ریز ذرات اتم به فوریت می دانند که در جای دیگر چه تصمیمی اتخاذ شده است. مبنای استدلال فلسفه کوانتوم این است که همه چیزهایی که در جهان به ظاهر منفرد و مستقل به نظر می رسند در واقع اجزایی از یک کلیت مستقل به شمار می روند. دنیای علم به سختی می کوشد به آن چه رهبران روحانی بشریت گفته اند دست یابد . در علم مکانیک کوانتوم در این مسئله ـ ذی حیات بودن ذرات عالم و دستورگیری از حقیقت دیگر ـ تمایزی بین جاندار و بی جان وجود ندارد. تمامی اجزاء عالم ضمن اینکه در کار انفرادی خود عاری از نقص و خطا می باشند در همان زمان با ذرات دیگر و با کل کائنات هماهنگ و همنوایند و به فواصل زمانی احتیاجی ندارند پرواز دسته جمعی پرندگان در هوا و پیچ و تاب خوردن آنها به گونه ای که انگار به هم متصلند و از یک جا فرمان می گیرند همه شواهدی روشن بر «وحدت وجود» است


با اعتقاد به اصل وحدت وجود، به خود یادآور می شویم که هر تصور زشتی درباره دیگران، تصوری است به خویشتن. هر قدمی که برای انتقام جویی و آزار دیگران برداشته می شود کوششی است که ضربه و لطمه آن به خود ما بر می گیرد. ثمره اعتقاد به این اصل، احساس یگانگی و دوستی با دیگران و پرهیز از کینه جویی و نفرت است باید یاداور شویم آنچه را که تحت عنوان «وحدت وجود» پذیرفته، بسیاری از دانشمندان صاحب نظر با دلایل و تبیین های دیگری پذیرفته اند انسان معنوی از نیروهای خارق العاده ذهن در تاثیر گذاری بر این عالم آگاه است، او نیک می داند که ذهن معطوف به آرامش از هر نیروی فیزیکی قوی تر است. از طریق مراقبه و مکاشفه می توان به ژرف ترین سطوح ذهنی دسترسی پیدا کرد و در آن فضای خاموش و نامرئی، از حکمت و هدایت بهره مند شویم واز طریق ذهن است که میتوان به نامرئی وجود دست یافت


قدم اول در فعال سازی قدرت ذهن، تغییر تصاویر ذهنی است. رویدادهای زندگی همه پرداخته تجسمات انسان است بنابراین باید نیروی تجسم و تصور ذهن را باور داشت و به تغییر نگرش نسبت به خود، محیط پیرامون، دیگران و زندگی همت گماشت تا موجبات تغییر در واقعیت این امور فراهم شود. آینده انسانها از راه شیوه تفکری که بر می گزینند رقم می خورد و در حقیقت آنها به آنچه تفکر می کنند تبدیل می شوند پدیده هایی که در زندگی انسانها اتفاق می افتد زاییده تفکر آنهاست نه مستقل از فکرباید توجه داشت تفکرات هر چند واقعیت خارجی ندارد اما اگر به طور مناسب تقویت و درونی گردند به طور عینی در قالب فیزیکی انسان عینیت می یابند و تجسم خارجی به خود می گیرند. بنابراین افکار و اعمال رابطه علی و معلولی با هم دارند ، هم اعمال انسان برخواسته از تصورات و افکار اوست و هم افکار اوست که باعث تحقق اعمال متناسب با همان فکر در زندگی می شود


برای تجربه معجزه ذهن، باید صداهای درونی که از محدودیت ها می گویند خاموش شوند. در این مسیر ضریب هوش پنداری باطل است، هوش و سایر توانایی های ذهنی بی حدو بی کرانه است، تمامی هیجانات از ذهن سرچشمه می گیرند و آنگاه بازتاب آن به صورت علایم و عوارض بیرون متجلی می شوداین قدرت ذهن که از آن به «اداره کردن تصادفات» یاد میشود به این معنی است که هر چیزی که می خواهید در ذهن شما اتفاق بیفتد در ذهن خود تصور کنید. از درون بر آن تمرکز کنید و از بیرون به آن علاقه نشان دهید و به تصور ذهنی عشق بورزید. حالا انرژی درونی شما تصادفاتی را جذب خواهد کرد که با آرزوهای شما جور در خواهند آمد و ذهن بر هر چه تمرکز پیدا کند همان توسعه پیدا می کند و بزرگ می شوداین قدرت ذهن، از زبان و بیان متاثر میشود، بیان کلمات و عبارات باعث میشود بدن فیزیکال به همان راهی برود که اظهار شده است

دو نوع خود
استعمال جملاتی در مورد خود (مثل من به خودم گفتم، من خودم را سرزنش کردم) پرده از این حقیقت بر می دارد که انسان ها در درون خود دو شخصیت و دو حقیقت دارند. یک شخصیت که منم که فکر کرده ام و دیگری کسی است که فکر را دریافت کرده. (حاکم و محکوم یا فکر کننده و فکر شونده) دیالوگ با خود، حاکی از حضور دو نفس انسانی در کالبد واحد است0 یکی از این دو، وجودی متعالی است که همان «خود برتر» و «نفس الهی» آدمی است و همیشه آماده است تا انسان را به وراء احساسات بکشاند. در مقابل، خود نفسانی قرار دارد که از آن در لسان روانشناسان «ایگو» تعبیر می شود

برای معنوی شدن باید به پرورش «وجود متعالی» پرداخت و از آن برای انجام وظایف طبیعی و اعمال محبت آمیز دعوت کرد ؛ ایگو خود عاریتی و بدل آدمیان است در حالیکه خود حقیقی ـ که همان قدرت خدا در وجود انسان است ـ اصلی و البته ابدی است هر عملی یا فکری که آرامش را به انسان بر می گرداند، اشارت خود متعالی است. فقط احساس امنیت و آرامش درونی است که حکایتگر حیات خود مقدس است. با همین سنجه است که مجادله و بحث، رقابت، چشم و هم چشمی، حرکات هیجان انگیز و جنگ و گریزهای سینمایی، نگرانی، اظهار خود و خود نمایی، لذت بردن از گرفتاری های دیگران، همه و همه نشان از حکومت ایگو برخود متعالی دارد مقصد نهایی در سلوک سرکوب ایگو نیست بلکه برداشتن دو گانگی بین خود حقیقی و خود مادی است به گونه ای که با بی اعتنایی به ایگو، زمام حکومت بر خود در دست خود حقیقی قرار گیرد علاج نهایی و شاهراه بازیابی خود مقدس، فقط بکار گرفتن میل و اراده و عمل نمودن به راهنمایی عقل
آخرین ارسال های من :

بند بگسل باش آزاد ای پسر چند باشی بند سیم و بند زر
گر بریزی بحر را در کوزه ای چند گنجد؟ قسمت یک روزه ای
2
RE: آرامش و موفقیت 3
برايت دنيايي به زيبايي هر آنچه زيبايش ميداني آرزو ميكنم.شميم جان ممنون خيلي آموزنده است.لحظه هايت سراسر شاد

آخرین ارسال های من :
 سپاس شده توسط: atelieahjam
موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده بازدید آخرین ارسال
  آرامش و موفقیت قسمت 1 shamim 5,077 1391-2-5، 08:59 عصر
آخرین ارسال: سرور
  آرامش و موفقیت قسمت 2 shamim 1,133 1390-7-1، 10:44 صبح
آخرین ارسال: shamim
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
[-]
جستجو
جستجوی گوگل