ایران شهرساز را در تلگرام دنبال کنید

[-]
[-]

پشتیبانی 09120592515 ایمیل: iranshahrsaz@yahoo.com

[-]
[-]
امتیاز موضوع:
  • 18 رأی - میانگین امتیازات: 2.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
1
شهرنشینی
فرایندی که در طی آن تعداد زیادی از مردم در نواحی نسبتا کوچک به طور دائم متمرکز می شوند، شهر ها را تشکیل می دهد. تعریف آنچه یک شهر را شکل می دهد بر حسب زمان و مکان متفاوت است، اما متداول ترین روش این است که این اصطلاح به عنوان یک موضوع جمعیتی شرح داده شود. سازمان ملل پیشنهاد کرده است که کشورها تمامی مکان هایی را که دارای جمعیتی بیش از 20000 نفر هستند و این ساکنان در نزدیکی یکدیگر زندگی می کنند، مکان شهری محسوب کنند. اما در حقیقت کشورها آمار خود را بر مبنای معیارهای متفاوتی گرد می آورند. برای مثال ایالات متحده مکان شهری را برای هر محلی که دارای جمعیتی بیش از 2500 نفر باشد، بکار می برد.
تعاریف کمّی هرچه باشد، روشن است که خط سیر تاریخ بشر توسط یک فرایند شهرنشینی پر شتاب مورد توجه قرار گرفته است. این امر تا دوره نئولیتیک، یعنی در حدود 10000 سال پیش، که انسان های قادر بودند سکونتگاه های دائمی بسازند به وقوع نپیوست. حتی در 5000 سال پیش این یگانه سکونتگاه های جهان دهکده های کوچک و نیمه دائمِ کشاورزان روستایی بودند، یعنی شهرک هایی که اندازه شان محدود بود، چون هنگامی که خاک پیرامونشان دچار فرسایش می شد باید تغییر مکان می دادند. این امر (شهرنشینی پر شتاب) تا عصر کلاسیک که شهرهایی با بیش از 100000 نفر جمعیت پدید آمدند وجود نداشت، و حتی تا انفجار جمعیتی پایدارِ سه قرن گذشته متداول نگشت. در سال 1800 کمتر از 3 درصد جمعیت جهان در شهرهای 20000 نفری یا بیشتر زندگی می کردند. این رقم در میانه ی دهه 1960 به حدود یک چهارم جمعیت افزایش یافته بود. در پایان قرن بیستم قریب به نیمی از جمعیت جهان در شهرهای 20000 نفری یا بیشتر ساکن بودند.
پیدایش شهرک های کوچک تمدن باستان، هم در دنیای قدیم و هم در دنیای جدید، تنها به دلیل پیشرفت در کشارزی و حمل و نقل ممکن شد. همچنان که کشاورزی بیشتر ثمر بخش می گشت مازاد غذا تولید نمود. توسعه وسایل حمل و نقل که تاریخ آن از شروع اختراع چرخ در حدود 300 قبل از میلاد بود، این امکان را فراهم کرد که مازاد محصولات حومه ی شهر غذای جمعیت شهری را تامین نماید، سیستمی که تا به امروز ادامه دارد.
بر خلاف اندازه کوچک این دهکده ها، مردم در شهرهای اولیه کاملا نزدیک به یکدیگر زندگی می کردند. فواصل نمی توانست بیش از یک پیاده روی ساده باشد و هیچ کس نمی توانست خارج ازمحدوده ذخیره آب زندگی کند. به علاوه به دلیل اینکه شهرها همواره هدف حمله بودند، اغلب مواقع محصور بوده و مشکل بود که ورای یک ناحیه بزرگ از موانع عبور کنند. حفاری های باستان شناسی نشان داده است که تراکم جمعیت شهرها در 2000 قبل از میلاد ممکن است که 128000 نفر در هر مایل مربع بوده باشد(49400 نفر در هر کیلومتر مربع)؛ در مقابل، شهرهای کنونی کلکته و شانگهای با تراکم بیش از 70000 در هر مایل مربع به عنوان شهرهای دارای ازدحامِ بیش از اندازه مورد توجه هستند.
به جز استثناهای معدودی، نخبگان- اشراف ، کارمندان دولت ، روحانیت ، و ثروتمندان- در مرکز شهرهای باستانی زندگی می کردند که معمولا نزدیک مهم ترین معبد قرار داشت. در نواحی بیرونیِ دورتر فقرا حضور داشتند، کسانی که برخی اوقات با هم به آن سوی دیوارهای شهر تبعید می شدند.
مهمترین شهر روزگار باستان رُم بود که در دوران اوج خود در قرن سوم میلادی، حدود 4 مایل مربع (10 کیلومتر مربع) را تحت پوشش قرار می داد و حداقل 800000 نفر ساکن داشت. برای فراهم کردن آب برای چنین جمعیت زیادی، امپراطوری سیستمی از قنات ها را ساخت که آب آشامیدنی را از تپه هایی که 44 مایل دورتر بودند (70 کیلومتر) کانال کشی می کرد. در داخل خود شهر آب با استفاده از شبکه ای از کانال ها و لوله های سربی قابل توجهی به خانه های شخصی تلمبه می شد، که نظیر آن تا قرن بیستم مشاهده نشد. مانند اکثر شهرهای اولیه ، خانه های رومی در ابتدا از سفال های خشکی که در چارچوب های چوبی قالب زده شده بودند ساخته می شد. همچنان که شهر رشد می یافت دارای ساختمان هایی شد از گل، آجر، بتون و نهایتا سنگ مرمر حک شده ی ظریف ساخته شده بودند.
مدل عمومی ساختار شهری تا ظهور انقلاب صنعتی ادامه یافت، گرچه شهرهای قرون وسطی به ندرت به بزرگی روم بودند. در طول زمان، تجارت به طور فزانیده ای به بخش مهمی از زندگی شهری و یکی از جاذبه هایی تبدیل شد که مردم را از نواحی حومه ای به خود جذب می کرد. با اختراع ساعت مکانیکی، آسیاب بادی و آبی و صنعت چاپ اتصالات درونی ساکنان شهر بی درنگ ادامه پیدا کرد. شهرها مکان هایی شدند که تمامی طبقات و انواع انسان ها در هم آمیختند، که این امر عدم تجانسی را پدید آورد که تبدیل به یکی از مشهورترین ویژگی های زندگی شهری شد. در 1777 ساموئل جانسون (1) این جنبه از شهرها را در امثال و حکم (apothegm) معروف خود مورد تشویق قرار داد.
انفجار فن آوری که همان انقلاب صنعتی بود سبب افزایش اهمیت فرایند شهرنشینی شد. جمعیت بیشتر در نواحی کوچک بدین مفهوم بود که کارخانه های جدید می توانستند ائتلاف بزرگی از کارگران را تشکیل دهند و چنین نیروی کار بزرگتری می توانست حتی بیشتر تخصصی شود. در قرن نوزدهم هزاران کارگر صنعتی در اروپا وجود داشت که تعداد زیادی از آنها در شرایط اسف باری زندگی می کردند. مهاجرانی که مجذوب وعده ی کار شده بودند و از نواحی روستایی به شهرها سرازیر شدند، تنها برای یافتن کار مجبور شدند که در محلات فقیر نشین آلوده و متراکم و در جوار زباله، بیماری و جوندگان زندگی کنند. خیابان های شهرهای جدید تر که برای تجارت طراحی شده بودند اغلب به صورت طرح شبکه ای آرایش یافته و تنها بخش کوچکی از نیازهای انسان را بر آورده می کردند، مانند حریم خصوصی و خلاقیت، اما اجازه نمی دادند که این شهرها به طور نا محدود گسترش یابند.
یکی از نتایج توسعه اقتصادی متداوم و رشد جمعیت در 100 سال آینده می تواند مراکز شهری متمرکز ابر شهرها باشد که ممکن است برای مایل ها امتداد یابد. شواهد این پدیده در ساحل شرقی ایالات متحده پدیدار شده است، جایی که احتمالا یک تجمع شهری واحد وجود دارد که از بوستون تا واشنگتن دی سی کشیده شده است. دیگر ابر شهرهای ظهور یافته شامل مجموعه توکیو-اوزاکا-کیوتو در ژاپن، منطقه میان لندن و شهرهای میدلند در بریتانیای بزرگ و ناحیه مرکزی بلگیوم (Belgium) در هلند است.

آخرین ارسال های من :
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
[-]
جستجو
جستجوی گوگل