ایران شهرساز را در تلگرام دنبال کنید

[-]
[-]

پشتیبانی 09120592515 ایمیل: iranshahrsaz@yahoo.com

[-]
[-]
امتیاز موضوع:
  • 35 رأی - میانگین امتیازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
1
تمدن ایران به روایت تاریخ جالب و خواندنی (قسمت سوم)
(پایان ماموریت حساس یک ماهه ژنرال هایزر در تهران و کتابی که درباره این ماموریت نوشت)
ژنرال هوایی « رابرت ای. هایزرRobert E. Huyser » فرستاده كارتر به تهران در جریان انقلاب 1357 چهارم فوریه 1979 ایران را ترك و عازم واشنگتن شد تا گزارش ماموریت خود را در جلسه كابینه دولت آمریكا مطرح سازد.
وی درباره این ماموریت حساس كه در تغییر مسیر تاریخ ایران موثر افتاد كتابی تحت عنوان «ماموریت تهران» تالیف كرده است كه در سال 1986 به توزیع داده شد. در این كتاب 306 صفحه ای، ژنرال هایزر جزئیات ماموریت خود در تهران و چگونگی مذاكراتش با ژنرالهای ایرانی را به صورت گزارش روزانه ـ از چهارم ژانویه تا چهارم فوریه 1979و سپس شرح ملاقات خود با كارتر و جزئیات امر تا پایان 11 فوریه (به مدت 39 روز ) را افشاء كرده است. ( سعی خواهد شد كه بعدا خلاصه ای از كتاب ژنرال هایزر به همان صورت گزارش روزانه كه وی برنگاشته و گوشه ای از تاریخ معاصر ایران را منعكس می كند در این سایت درج شود).
ژنرال هایزر كه در زمان ماموریت تهران معاون ژنرال هیگ فرمانده نیروهای امریكا در اروپا بود اول ژوئیه 1981 بازنشسته شد و 22 سپتامبر 1997 در 73 سالگی بر اثر حمله قلبی درگذشت. بااینكه (طبق گزارش برخی از رسانه های وقت!) هایزر بدون اطلاع ژنرال هیگ از چگونگی ماموریت او به تهران اعزام شده بود، هیگ (از حزب جمهوریخواه) كه بعدا وزیرامور خارجه دولت رونالد ریگان شد بر كتاب او مقدمه نوشته است.
«راجر موریس» در صفحات369 و 370 كتاب خود تحت عنوان «هیگ» به ماموریت هایزر معاون او در تهران اشاره كرده و نوشته است كه سیاست مبهم كارتر و ترس و تردید او از جهت گیری قاطع در قبال اوضاع ناآرام ایران به پایان یافتن كار شاه سرعت بخشید. طبق نوشته راجر موریس، ژنرال هیگ به كارتر پیشنهاد كرده بود كه ژنرالهای شاه را تشویق به كودتا كند زیراکه با رفتن شاه معلوم نیست که دولت بعدی دوستی با آمریکارا ادامه دهد كه كارتر ترتیب اثر نداده بود. پس از انتصاب شاپور بختیار به نخست وزیری، کارتر به شاه اطلاع داده بود که ماندن او در تهران به آرام شدن اوضاع کمک نخواهد کرد. یک سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در ژانویه 1979 که هنوز هایزر در تهران بود در پاسخ به پرسشهای روزنامه نگاران گفته بود که هایزر ماموریت دارد فرماندهان نظامی ایران را از فکر هرگونه کودتا منصرف کند و افزوده بود که دولت آمریکا آماده همکاری با دولت بختیار است. تفسیرنگاران آمریکایی قبلا نوشته بودند که هایزر در تهران ضمن گفتگو با ژنرالهای ایران باید نظر آنان را نسبت به بختیار نخست وزیر تازه و میزان تمایل آنان به همکاری با وی را ارزیابی و به کارتر گزارش کند. این تفسیرنگاران که اعلامیه های رسانه های شوروی و اظهارات مقامات این کشور در قبال رویدادهای ایران را دنبال کرده بودند گفته بودند که مسکو مایل به روی کارآمدن یک دولت اسلامی در ایران نیست. وجود چنین دولتی عملا راه را بر شوروی می بندد.




(آغاز تجربه ای نامطلوب برای ایران، تجربه ای كه به سیه روزی ایران انجامید)
سال میلادی 1803 آغاز تجربه تازه ای برای ایران بود كه نتایجی بس نا مطلوب برای این ملت كهن و قرنها یك ابر قدرت توانمند به بار آورده است.
از فوریه این سال، رقابت قدرتهای اروپایی بر سر ایران و استفاده از ایران برای رسیدن به هدفهای استعماری خود در مشرق زمین وارد مرحله تازه و شدید خود شد و مقامات دولتی ایران كه با این بازی نا آشنا، وآگاهی های درست و جامعی از اوضاع جهان و تحولات روز نداشتند و بیشتر وقتشان در حرمسرا و چاپلوسی از یگدیكر می گذشت وطن را قربانی و بازنده دراز مدت آن كردند . این اصحاب اختیار به دلیل این گرفتاری ها و نیز كوته فكری ؛ حتی تلاشی برای آشنا شدن با تحولات سیاسی روز به عمل نیاوردند و سرزمین ایران كوچك و از قافله پیشرفت عقب افتاد و ....
تا این سال لرد«ولسلی Lord Wellesley» نماینده انگلستان در هند این سرزمین را به صورت گوشه ثابت امپراتوری در آورده بود. وی كه به عنوان نماینده انگلستان در بنگال وارد هند شده بود با سركوب قدرتهای محلی هند كه با هم اتحاد ضمنی داشتند و اخراج فرانسویان و سایر اروپائیان همه این سرزمین پهناور را مستعمره انگلستان كرده بود و فرماندار كل و تام الاختیار آن شده بود و در صدد بستن راههای رخنه غیر به هند و مسدود كردن دیوارهای كوتاه اطراف آن بر آمده بود و ایران را رخنه گاه تشخیص داده بود و به طرح نقشه مداخله پرداخته بود.
ناپلئون دشمن سوگند خورده انگلستان كه این را می دانست به فرستادن نماینده پشت نماینده به تهران و دادن هر گونه وعده مساعدت دست زده بود . الكساندر اول تزار تازه روسیه كه به سبب برخورداری ازآموزگاری همچون« لاهارپ » سویسی ، نسبت به پدرش اطلاعات تاریخ ــ جغرافیایی و منطقه ای بیشتری داشت در صدد گسترش قلمرو روسیه در جهات جنوب و شرق برآمده بود و در اجرای این سیاست به ژنرال« سی سیانوف » دستور حركت از تفلیس به سوی ارس را داده بود و در این میان تهران بی خبر از همه جا ، صحنه بازی های این سه قدرت شده بود. نمایندگان این سه قدرت ، هركدام بر پایه منافع دولت متبوع و بر ضد دو حریف دیگر حرفهایی به مقامات تهران می زدند ؛ به گونه ای كه تهران به تدریج به صورت ابزاری در آمده بود كه هر چند وقت در دست یكی از قدرت های اروپایی قرار می گرفت و از آن پس ، تاریخ ایران عمدتا شرح همین بازی ها بوده و ....
برای دولت وقت تهران ( زمان سلطنت فتحعلی شاه و ولیعهد نسبتا لایق او عباس میرزا) خطر روسیه لمس شدنی بود ، زیرا نیروهای آن دولت به سرعت شهرهای قفقاز را تصرف می كردند و پیش می آمدند و معلوم نبود كه در كجا متوقف شوند .
در این شرایط عباس میرزا دست بكار شد ، نیروهای سی سیانوف را در برخورد اول شكست داد و بسیاری از شهرهای از دست رفته از جمله ایروان ، شوشی ، گنجه و باكو را پس گرفت كه در این میان ژنرال روس هم در باكو كشته شد .
عوامل انگلستان و فرانسه كه همانند سایه عباس میرزا را دنبال می كردند آموخته بودند كه چگونه راه او را به سود سیاست خود تغییر دهند و دیدیم كه همین بازی ها ایران را به روز سیاه نشاندو ....
سازش ناپلئون و تزار الكساندر اول در هفتم ژوئیه 1807 در « تیلسیت » و تقسیم اروپا میان خود و باز شدن دست روسیه برای جنگ با عثمانی و ایران و تصرف آلاسكا طعم تلخ دیپلماسی غرب را به عباس میرزا چشانید و تهران با مرخص كردن مستشاران نظامی فرانسه به فرماندهی ژنرال گاردان عملا در آغوش قدرت سوم یعنی انگلستان قرار گرفت كه در آرزوی چنین فرصتی بود.




(اصلاح قانون اساسی توسط تنهاشش تن!)
شش نفر به انتخاب مجلس شورای ملی برای تدوین اصول متمم قانون اساسی انتخاب شدند و از 14 بهمن ماه سال 1285 خورشیدی كار خود را آغاز كردند. به عبارت دیگر وظایف مجلس موسسان و نهایتا رفراندم عمومی [کسب نظر مردم] به این هیات كوچك واگذار شده بود!.



(تهران در چنگ قحطی)
كمبود مواد غذایی كه از آغاز زمستان 1296 خورشیدی(1917 و 1918 ) در شهر تهران آشگار شده بود از 14 بهمن این سال شدت یافت و مردم در چند نقطه شهر تشكیل اجتماع داده و به دولت اعتراض كردند كه چرا قبلا پیش بینی های لازم را بعمل نیاورده بود . یكی از دلایل این كمبود در تهران نا امنی راهها بود . راهزنان از ضعف نیروی انتظامی به دلیل وجود سربازان خارجی در كشور سوء استفاده كرده بودند و راهها و روستاها و حتی پاره ای از شهرهای كوچك را نا امن ساخته بودند.سرانجام دولت مجبور شد در چند نقطه تهران به صورت محدود آشپزخانه رایگان دایر كند.




(نظر «ژوستی نی ان» درباره ایرانیان)
ژوستی نی ان امپراتور روم
«پروكوپیوس» مورخ رومی متولد فلسطین در یادداشتهای روزانه خود ، در ذیل روزی كه بعدا باتطبیق تقویم ها معلوم شده دوم فوریه سال 553 میلادی است نوشته است : امروز نسخه اصلی ( دستخط خودش ) تاریخی را كه نوشته ام و عنوانش را « جنگها » قرار داده ام به امپراتور « ژوستی نی ان » دادم . پس از مروری كوتاه گفت : گرچه به سود ما ــ رومیان ــ نیست و باعث تزلزل روحیه می شود ، اما جا داشت كه می نوشتی كه « ژوستی نی ان » عقیده دارد كه در خون پارسیان (سربازان ایرانی ) یك ماده اختصاصی وجود دارد كه باعث می شود ترس نداشته باشند ، بی باك و مغرور باشند و تسلیم نشوند . اگر هم احیانا اسیر شوند ، برخلاف سربازان سایر ملل دربرابر فاتح زانو نزنند و عجز و لابه نكنند. بازور نمی شود اسیر ایرانی را به بیگاری وادار كرد و یا با شكنجه غرور و شخصیتش را شكست . من نمی دانم ایران چه آبی دارد كه بذر « نهایت میهندوستی » را در جان مردمش پرورش می دهد و....
پروكوپیوس تاریخ « جنگها » را در هشت كتاب نوشته و عمدتا شرح جنگهایی است كه خود شاهد عینی آنها بوده و سه بخش از این تاریخ اختصاص به سه جنگ «ژوستی نی ان» با ایران دارد. بخشهای دیگر مربوط به جنگهای روم با « گوتها » و جنگهای شمال آفریقاست. پروكوپیوس در همه جنگهایی كه ژنرال « بلی ساریوس » در آنها شركت داشت همراه او بود.
با این كه این مورخ كوشیده است تا ضعف رومیان را ظاهر نسازد ، در چندین مورد از انضباط و ایستادگی سربازان ایران ستایش كرده و نوشته است ؛ سرباز ایرانی بدون تصمیم فرمانده خود محال است دست به عقب نشینی و فرار بزند . وی در باره تاكتیك واحدهای ارتش ایران نوشته است كه ایرانیان تلاش می كنند كه میدان جنگ را گسترده كنند. آنان پیادگان را در دسته های كوچك در سنگرها مستقر می كنند و سواران نیز در دسته های كوچك و متعدد می كوشند كه سرباز طرف دیگر را به كمینگاه پیادگان بكشانند و در دست آنان رها سازند . رومیان از این تاكیتیك بیزارند و اصولا از میدان جنگ كه گستردگی زیاد داشته باشد واهمه دارند و....
پروكوپیوس تاریخ جنگها را به سبك توسیدیدس نوشته است تا هرودوت.
این مورخ قسمتهایی از یادداشتهای روزانه و خاطرات شخصی كه آنها را بدون رعایت ملاحظات تهیه كرده در كتاب دیگرش تحت عنوان « تاریخ محرمانه » نقل كرده است . نوشته های این مورخ به زبان یونانی است.
ژوستی نی ان همعصر خسرو انوشیروان بود.




(یك نمونه از رادمردی كریم خان زند)
مورخانی كه تاریخ زندیه را نوشته اند شكست محمدحسنخان رئیس وقت ایل مغولی قاجار را در جنگ با شیخ علی خان زند 13 بهمن سال 1136 هجری (2 فوریه 1758) ذکر کرده اند. در این جنگ كه در مازندران، ناحیه اشرف (بهشهر) روی داد محمدحسنخان كشته شد و فتنه شمال پایان یافت.
شیخ علی خان سر بریده محمدحسنخان را به شیراز نزد كریمخان فرستاد كه این رادمرد از این عمل به خشم آمد و ضمن ارسال یك نامه توبیخ برای شیخ علی خان، دستور داد كه سر محمدحسنخان را با گلاب شستند و با تشریفات ویژه به خاك سپردند و برایش مراسم ترحیم رسمی (با شرکت مقامات) برپاداشتند.




(استقرار كمیته دفاع ملی در كرمانشاه در 1916)
13 بهمن 1294 (2 فوریه 1916و درجریان جنگ جهانی اول) اعضای كمیته دفاع ملی كه با نزدیك شدن نیروهای روسیه به اراك، ازقم و اصفهان رهسپار كرمانشاه شده بودند تا باكمك عثمانی و آلمان در برابر نیروهای متجاوز انگلستان و روسیه از وطن دفاع كنند وارد كرمانشاه شدند و والی ایالت را كه دست روی دست گذارده و برای دفاع در برابر تجاوز ساكت نشسته بود بیرون كردند. در همین روز نماینده آلمان با آنان در كرمانشاه ملاقات كرد و از ورود ژنرال «پرسی سایكس» با نیروی تازه نفس از هند به بندر عباس آگاهشان ساخت. در آن زمان عراق قسمتی از امپراتوری عثمانی بود و عثمانی كه در كنار آلمان و اتریش با روسیه و انگلستان و فرانسه در جنگ بود در آنجا نیروی نظامی داشت.




(مكاتبات تند مسكو و تهران و موضوع مصطفی بارزانی)
دولت وقت ایران 13 بهمن 1326 (2 فوریه 1948) به یادداشت اعتراضیه شدید اللحن مسكو پاسخ داد و منكر عقد قرارداد نظامی محرمانه با آمریكا شد و مضافا گله كرد كه مقامات مسكو مخالفان تمامیت ارضی ایران از جمله مصطفی بارزانی و ... را در خاك خود پناه داده اند.
مسكو در یادداشت خود به دولت ایران نوشته بود كه همكاری نظامی ایران با آمریكا امنیت شوروی را تهدید خواهد كرد و این دولت را ناچار خواهد ساخت كه بر پایه مفاد قرارداد 1921 دو دولت عملا به مقابله برخیزد.
همین دولت وقت ایران، در دهه های بعد و پس از بازگشت مصطفی بارزانی از شوروی به عراق و درگیر شدن با دولت بغداد، به خواست دولت آمریكا انواع کمک را به او می رسانید و کمکهای نظامی آمریکا از راه ایران برای بارزانی ارسال می شد و سرانجام نیز به وی در شهرستان كرج پناه داده بود!. مصطفی بارزانی در ماجرای مهاباد، همدست «قاضی محمد» بود كه با ورود ارتش ایران به آنجا به شوروی فرار كرده بود.




( 76میلیون پاوند درآمد ایران ازنفت در 1957 - درآمد سرانه امروز هر ایرانی از نفت خود در مقایسه با آن سال)
در این روز در 1336 هجری خورشیدی (21 سال پیش از پیروزی انقلاب) دولت وقت ایران به مناسبت پایان سال میلادی 1957 و طبق معمول همه ساله، درآمد خود از نفت در آن سال را اعلام داشت.
طبق این اعلامیه، عایدی ایران از نفت در سال 1957میلادی تنها 76 میلیون لیره انگلیسی (پاوند استرلینگ) بود كه سهم هر ایرانی از آن در هر روز بالغ بر دو قران (ریال) می شد كه معدل این سهم روزانه در سال 2007 بیش از 2 هزار تومان بود.




(ارزش برابری دلار آمریکا در بازار ایران از 1358 تا 1386 یکصد و 35 برابر شده است!)
از بررسی گزارشهای بازار پول و طلا در سه روز منتهی به اول فوریه 2008 چنین بر می آید كه دلار آمریكا در برابر بسیاری از پولها از جمله یورو، پاوند انگلستان، دلار کانادا، روپیه هند و ین، جز ریال ایران، تنزل داشته است. مظنه سكه رایج طلا در ایران نسبت به سال 2007 در این ماه افزایش چشمگیر حدود هشتاد در صد نشان می دهد و میزان نقدینه ( پول در جریان) در ایران هم بیشتر شده است كه عامل تورم (افزایش زمینه پول) خواهد بود. ارزش برابری دلار آمریكا در ایران نسبت به سال 1358 خورشیدی 135 برابر شده است. قسمتی از هزینه های جاری دولت از محل فروش دلارهای حاصل از فروش نفت تامین می شود. بنابراین، افزایش نرخ برابری دلار، درآمد دولت را بالا می برد.




(روزی که مصریان اتباع ایران شدند)
بهبه نوشته مورخان عهد باستان و محاسبات تقویمی قرن بیستم، در فوریه سال 523 پیش از میلاد برجستگان مصر ـ کشوری که صدها سال استقلال كامل داشت پذیرفتند كه از آن پس اتباع و سرزمین شان یك ساتراپی (ایالت) ایران باشد. دور اول حكومت ایران بر مصر (زمان هخامنشیان) 121 سال طول كشید. پس از این مدت هم تا سالیان دراز، یهودیان مصری خودرا از اتباع ایران معرفی می كردند. در زمان پادشاهی خسروپرویز نیز ارتش ایران شمال مصر را فتح كرد و در اسكندریه مستقر شد.




(عبور تُرکان سلجوقی از آمودریا و بازشدن فصلی نوین در تاریخ تاریخ ایران و خاورمیانه)
ترکان سلجوقی (غُزها = آغوزها) كه استقرار آنان در منطقه فرارود تكمیل شده بود در فوریه سال 999 میلادی برای ورود به نقاط دیگری در ایرانزمین عبور از آمودریا (رود جیحون) را به شکلی گروهی آغازکردند. مهاجرت سلجوقیان در دسته های پیاپی به سرزمینهای ایرانی به دلیل از میان رفتن پادگانهای منطقه شمال شرقی بود كه در دوران ساسانیان عنوان «مرزبان» داشتند و نیز قدرت یافتن بردگان تُرك در دستگاه خلافت عباسیان و استفاده از آنان در نیروهای نظامی و ارتقاء تا مقام فرماندهی واحد. پادگانهای مرزبانی ایران در امتداد سیردیا (رود سیحون) در پی سقوط ساسانیان از میان رفته بودند. این دودمان همانند هخامنشیان شدیدا با اختلاط نژاد ایرانی مخالفت می كرد. سلجوقیان به پارسیان «تاجیك» می گفتند، به همان گونه كه اعراب ایرانیان را «عجم» می خواندند. با استقرار سلجوقیان در ایران که شمار زیادی هم نبودند، زبان تُرکی (از گروه آلتائیک) نیز در برخی از نقاط وطن رواج یافت. سلجوقیان که بعدا بغداد را تصرف و تا اعماق آناتولی پیش رفته بودند موفق به تاسیس یک امپراتوری در خاورمیانه شده بودند که سالها دوام آورد. مورخان اروپایی، امپراتوری عثمانی را دنباله دولت سلجوقیان نوشته اند.




(سالروز شکست مغولها در پروان (غزنه) ـ معمای شکست هر نیروی خارجی که به ایران خاوری (افغانستان امروز) تعرض کرده است)
31 ژانویه1221 [سال 599 هجری خورشیدی = 618 هجری قمری] نبرد دو روزه پروان میان یک سپاه مغول به فرماندهی قوتوقو ـ امیرزاده مغول ـ و سپاهیان جلال الدین خوارزمشاه با شکست مغولان پایان یافت. [پروان ناحیه ای است در ایالت غزنه، جنوب کابل و شرق بامیان ـ با ایالت پروان افغانستان امروز اشتباه نشود]. این نخستین شکست سپاهیان مغول از آغاز لشکرکشی چنگیزخان به ایرانزمین بود. در این نبرد 45 هزار مغول با 60 هزار نیروی سلطان جلال الدین جنگیده بودند. سلطان جلال الدین پس از افتادن نیشابور به دست مغولان در سال 1220 میلادی، به شرق خراسان بزرگتر (افغانستان شمالی امروز) رفته بود و در تخارستان [واقع در شمال کابل] یک واحد نظامی مغول را فراری داده و از آنجا رهسپار غزنه شده بود. در پی عزیمت جلال الدین به تخارستان، مغولان به ریاست تولی خان پسر چنگیز نیشابور را ویران و همه ساکنان آن را قتل عام کرده بودند؛ زیراکه نیشابوری ها ـ بمانند سایر خراسانیان ـ درپی آگاه شدن از چند پیروزی نظامی جلال الدین، برضد مغولان بپاخاسته بودند. شمار کشته شدگان نیشابور و مناطق اطراف آن را بیش از یک میلیون و هفتصد هزار تن برآورد کرده اند.
619 سال بعد (دوم نوامبر 1840) در ناحیه پروان غزنه میان پشتونها ها به ریاست دوستمحمدخان و یک سپاه انگلیسی نبردی روی داد که مقدمه نخستین دور جنگ های معروف جنگهای افغان و انگلستان بشمار رفته است. در دنباله همین جنگ، پشتونها 14 ماه بعد (ژانویه 1842) در نزدیکی جلال آباد نیروهای در حال عقب نشینی انگلیسی را به دام انداختند و قتل عام کردند و غیر نظامیان هندی همراه آنان را اسیر و به بردگی کشاندند. نیروهای روسیه نیز در دهه 1980 بیشترین تلفات را در کوههای لغمان (شمال شرقی ایالت غزنه) متحمل شده بودند. از زمان اسکندر مقدونی تاکنون هر نیروی خارجی که به پرشیای خاوری (افغانستان امروز) تعرض کرده شکست خورده و تلفات سنگین داده است. مردم غزنه را «غزنوی» گویند که دودمانی به همین نام در تاریخ وجود دارد. محمد تره کی روزنامه نگار افغان که نظام حکومتی افغانستان را کمونیستی کرد یک غزنوی بود.




(نخستین شماره روزنامه مردم و تنها نویسنده موسس آن كه هنوز می نویسد)
روزنامه مردم كه بعدا ارگان حزب توده عنوان گرفت یازدهم بهمن 1320 (31 ژانویه 1942) نخستین شماره خودرا در تهران منتشر ساخت. این روزنامه كه زمانی به پراودای ایران معروف بود در طول عمر خود چند بار زیر زمینی شده است. حزب توده دهم مهرماه 1320 (29 سپتامبر 1941) در ایران آغاز بكار كرد و در پی تیراندازی به شاه در محوطه دانشگاه تهران در 15 بهمن 1327 (4 فوریه 1949) غیرقانونی اعلام شد و ....
از نخستین نویسندگان این روزنامه، تنها دكتر انور خامه ای در قید حیات است كه هنور به كار نوشتن ادامه می دهد. وی مدتها از دبیران تحریریه روزنامه اطلاعات و سردبیر مجله اطلاعات هفتگی و یكی از سران آموزش پروش تهران بود ــ رئیسی كه با داشتن اتومبیل سرویس، با اتوبوس شهری سر كار می رفت، سمت «فرمانبر» را در دفتر این اداره حذف، تعیین مدیران مدارس را انتخابی كرده بود و توزیع معلمان تازه میان مدارس با قرعه کشی صورت می گرفت تا اعمال نفوذ درکار نباشد. وی مدیران مدارسی را كه انجمن خانه و مدرسه نداشتند مواخذه می كرد و صورتجلسات این انجمن ها را شخصا می خواند و دستور رفع نقائصی را كه در صورتجلسات آمده بود می داد. ابتکار او در نصب مدیر برای مدارس بعدا وارد آیین نامه مدارس شد و انتخاب مدیر پس از مصاحبه با داوطلبان و احراز شرایط به رای شورای آموزش و پرورش هر منطقه موکول شده بود.
دكتر خامه ای پس از خروج از ایران، سالها نماینده و كارشناس سازمان ملل در قاره آفریقا بود و به روی پای خود ایستادن كشورهای تازه استقلال یافته این قاره كمك بسیار كرد.
خامه ای درجریان انقلاب سال 1357 (1978 و 1979) به ایران بازگشت، حقوق بازنشستگی خود را احیاء كرد و مقیم كرج شد و بكار پژوهش و نوشتن ادامه داده است.




(روزی که گرشاسپ نامه پایان یافت)
به نوشته تاریخ عمومی شعر و ادبیات (جهان)، اسدی توسی شاعر ایرانی «گرشاسپ نامه» را به سبك فردوسی در وصف گرشاسپ ـ یل و گردن فراز ایران باستان و برخاسته از سیستان [سیستان بزرگتر]، سی و یكم ژانویه سال 1065 میلادی به پایان برد. وی این كار سنگین را به تشویق و كمك مالی حكمران وقت اران (جمهوری آذربایجان کنونی) انجام داده بود كه این حكمران زرتشتی و از بازماندگان ساسانیان می خواست که كارهای نیاكان زنده و ماندگار بماند.




(«سده» جشن باستانی و پایدار ایرانیان)
دهم بهمن مصادف است با جشن سده، آیین هزاران ساله ایرانیان. در ایران باستان از آغاز آبان تا پایان اسفند را دوره سرما می خواندند كه صد روز پس از آغاز این دوره و پنجاه روز مانده به نوروز «سده» و جشن آتش بود. هنوز در روستاهای جنوب شرقی ایران اصطلاح «صد به سده، پنجاه به نوروز» شنیده می شود؛ یعنی جشن سده صد روز پس از یکم آبان و 50 روز به نوروز برپا می شود. برخی از پارسیان هند و تاجیکیان «سده» را جشن آدور (آدور = آذر، و هنوز در روستاهای شرق ایران، افغانستان و آسیای مرکزی بوته خشک را آدور می خوانند). از سده به بعد، از میزان شدّت برودت كاسته می شود.
مراسم جشن با هزاران سال پیش تفاوت نكرده است. مردم، هركس برحسب توان خود، مقداری هیزم اهداء می كند و در زمینی باز آتش برپا می شود و حاضران بر گرد آن به شادی می پردازند.
نظامی در توصیف شرکت کنندگان در جشن سده گفته است:
رخ آراسته دستها پرنگار ـــ به شادی دویدند از هر كنار.
آریایی ها ی آسیا و اروپا همیشه روشنی و گرمی را كه خورشید و آتش به وجود آورنده آن بوده اند مظهر عنایات خدا دانسته و احترام گذارده اند.
فردوسی جشن سده را آتش پرستی نمی داند و برپاكنندگان آن را چنین توصیف كند:
..... مپندار كاتش (كه آتش) پرستان بدند (بودند - کنایه از این که جشن سده را آتش پرستان به وجود نیاورده اند)
جشن سده را به هوشنگ پیشدادی نسبت دهند . فردوسی در این زمینه گوید :
به هوشنگ ماند، این «سده» یادگار ـــ بسی باد چون او دگر شهریار
سده را قبلا «سدك» می گفتند. ابوریحان نوشته است كه صد روز پس از آغاز سرما (یکم آبان)، «سده» و پنجاه روز بعد از سده، نوروز است و از سده تا درو كردن جو و به دست آمدن گلابی بهاره (موسوم به «جو رس») نیز صد روز است.
اهمیت جشن سده برای ایرانیان كه آن را در ردیف آیین های نوروز و مهرگان قرار می دادند به حدی بود كه در دوران ساسانیان، شاهان وقت بدون تشریفات در میان مردم در این مراسم شركت می كردند. پس از حمله عرب، «مرداویز» را احیاء كننده این جشن در قرون وسطا خوانده اند كه در اصفهان آن را از سر گرفت.
چراغانی و روشن كردن شمع را به مراسم «سده» نسبت می دهند. در افسانه های كهن ایران آمده است كه متهمان برای اثبات بیگناهی از روی آتش شعله ور عبور می كردند و هزار سال پیش از میلاد، سیاوش هم كه متهم شده بود برای اثبات بی گناهی خود از آتش عبور كرد.




(مرگ مشكوك دكتر ارانی پایه گذار احزاب كمونیستی ایران)
دكتر تقی ارانی فیزیكدان ایرانی تحصیلكرده آلمان كه از او به عنوان پدر احزاب مارکسیستی ایران نام می برند دهم بهمن 1318 هجری (30 ژانویه 1940) در 36 سالگی در زندان تهران درگذشت و اعلام شد كه مرگ او از بیماری تیفوس بوده است.
وی که درجریان دستگیری 53 چپگرا بازداشت شده بود به جرم ترویج مرام اشتراكی (مزدكیسم ـ ماركسیسم) و تبلیغ براندازی سلطنت (حكومت غیر انتخابی و موروثی) به ده سال زندان محكوم شده بود.
پس از اشغال ایران از سوی نیروهای نظامی متفقین در شهریور 1320 و آزادشدن فعالیت احزاب و از جمله حزب كمونیست (توده) و نیز انتشار هرگونه مطلب در نشریات، ادعا شد كه دكتر ارانی را كه حاضر به ترك عقیده خود نشده بود در زندان كشته بودند و این پرونده سالها بازبود و رسیدگی می شد.




(دیدار ژنرال آیرونساید با ژنرال رضاخان و تشویق او به كودتا)
دهم بهمن سال 1299 هجری (30 ژانویه 1921) و در جریان بحران کابینه، ژنرال آیرونساید فرمانده نیروهای انگلیسی در ایران با ژنرال رضاخان پهلوی فرمانده تیپ قزاق مستقر در قزوین ملاقات و اورا تشویق به كودتا كرد. در این ملاقات، به ژنرال رضاخان گفته شده بود كه قرار است سید ضیاء طباطبائی یزدی كه از كسوت روحانیت خارج شده بود پس از كودتا رئیس الوزراء شود. درپی این ملاقات، تماس مستقیم سید ضیاء با ژنرال رضاخان برقرار شد و 29 بهمن كه یگانهای تیپ قزاق به حومه تهران رسیدند و فرستادگان احمدشاه را كه برای مذاكره رفته بودند بازداشت كردند، سید ضیاء به نیروی قزاق پیوست و گفته شده است كه برابر سه ماه مواجبشان را به آنان پرداخت كرد. اگر این خبر درست باشد، منبع پول قطعا خود او نبوده است، زیرا كه چنین پولی را از خود نداشت. نیروی قزاق سوم اسفند 1299 تهران را متصرف شد.


منبع:
سایت تمدن پرشکو ایران باستان


آخرین ارسال های من :
 سپاس شده توسط: atelieahjam
موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده بازدید آخرین ارسال
  تاریخ نقاشی و رنگ در معماری ایران reza1366 1,644 1394-1-14، 08:09 عصر
آخرین ارسال: atelieahjam
  الگوی شهرهای ایران؛ دوبی یا استانبول؟ MHAKBARI 990 1391-7-4، 12:22 عصر
آخرین ارسال: MHAKBARI
  پاویون ایران در اکسپوی 1967 مونترال Ƒanos 2,060 1391-6-24، 12:37 عصر
آخرین ارسال: Ƒanos
  ساختمان سفارت ایران ،طرحی براساس هندسه باغ ایرانی Ƒanos 3,218 1391-6-22، 11:47 صبح
آخرین ارسال: Ƒanos
  انرژیهای نو در کشورهای دنیا و در ایران peyman 1,372 1390-3-2، 12:18 عصر
آخرین ارسال: peyman
  آفتاب تابان ایران و انرژی خورشیدی ALI XxX 1,870 1389-12-23، 11:59 عصر
آخرین ارسال: ALI XxX
  تمدن ایران به روایت تاریخ جالب و خواندنی (قسمت اول) ALI XxX 1,376 1389-12-20، 03:58 عصر
آخرین ارسال: ALI XxX
  تمدن ایران به روایت تاریخ جالب و خواندنی (قسمت دوم) ALI XxX 1,189 1389-12-20، 03:57 عصر
آخرین ارسال: ALI XxX
  اعتراض به نقشه ساختمان سفارتخانه جدید ایران در لندن ALI XxX 1,764 1389-12-18، 05:40 عصر
آخرین ارسال: ALI XxX
  نگرشی بر معماری سنتی ایران reza1366 1,075 1389-12-8، 09:43 عصر
آخرین ارسال: reza1366
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
[-]
جستجو
جستجوی گوگل