ایران شهرساز را در تلگرام دنبال کنید

[-]
[-]

پشتیبانی 09120592515 ایمیل: iranshahrsaz@yahoo.com

[-]
[-]
امتیاز موضوع:
  • 28 رأی - میانگین امتیازات: 3.11
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
1
افسوس خوردن يا تلاش دوباره !!!
سلام و درود بر همه دوستان

شايد با گذاشتن اين پست براي بعضي از دوستان خيلي عجيب باشه كه تو اين حال و هواي قبولي و اينا چطور حوصله كرده اين پست رو بزاره اما اين خوشي و مسروري و ناراحتي و ... همشون موقت و زود گذرند پس بايد تلاش كرد همه جانبه به مسائل توجه داشته باشيد من ميخوام يه مسائلي كه سال گذشته برام پيش اومده بود رو براتون بازگو كنم :
يادش بخير ترم 7 دانشگام دوران خوبي برام بود من با 12 تا از ترم بالايي هامون كه دانشگاه تموم كرده بودن داشتيم براي ارشد رقابت ميكرديم ديگه اينقد تو درس خوندن و با هم بودن اينقد متچ شده بوديم كه نگو آزمون هاي بعضي از موسسات شركت ميكرديم هميشه با هم درس ميخونديم
بعد از اينكه نتايج مرحله اول اومد رتبه بعضي ها 27-35-36 و... و خودمم 169 شدم بعد اينكه مرحله 2 هم اولين دورش بود كه براي ما شروع شد ديگه همه فك ميكردند من حتما قبول ميشم و از اين جور حرفا و مخصوصا خونوادم براي مرحله 2 خيلي كار نكردم و بيشتر مقالات و تئوري ميخوندم رو عملي و اينا كار نمكيردم تا اينكه مرحله 2 تموم شدم و نتيجه نهايي مشخص شد تو اين همه دوستان تنها من قبول نشدم و دوستاني كه رتبه هاي 300 يا 280 آورده بودن قبول شدن وقتي ديدم تو اون رقابت و اون رفاقتي كه با دوستانم داشتم همه قبول شدن و ميرند خيلي خيلي خيلي برام سخت اومد بيشتر از اين ناراحت بودم كه خونوادم تو روز عيد فطر منتظر بودن چيكار كردم وقتي ديدن قبول نشدم ديگه روز عيد رو فراموش كرديم شايد بعضي وقتا مشكلاتي برام پيش ميومد اما اين يكي خدايش داغونم كرد خيلي افسرده تو فكر ناراحت احساس ميكردم آبروم تو اطرافيانم از بين رفته حني اينقد داغون بودم كه ميخواستم دست به كارهاي خطرناك بزنم اما همين دوستاي گلم كه گفتم خيلي خيلي پيشم ميومدن ميگفتند بابا تو سال اول بود ما سال دوممون بود خودتو با ما مقايسه نكن تو يه سال ديگه وقت داري مطمئنم اگه دوباره بخوني رتبت تك رقمي ميشه خلاصه از اين جور حرفا منم يه كم اوضاعم بهتر شد تا اينكه از اول آبان استارت درس خوندن رو زدم و مابقي ماجرا
به خدا وقتي كه ديم رتبم تك شده همه ناراحتي هايي كه داشتم رو فراموش كردم و اينكه احساس ميكردم آبروم جلو اطرافيانم از بين رفته كه اينجوري هم نبود دوباره برگشت مردم با نگاه سنگين بهم نگا مييكردن يه جوري كه احساس ميكردن بهم جايزه نوبل دادن :)

اين مختصري از مسائل و مشكلاتي بود برام پيش آومد بعضي دوستاني كه امسال قبول نشدن ميدونم حس و حال سال گذشته من رو دارند ولي تلاش كنيد دوباره كه موفقيت بيشتر بهتون نزديكتر بشه منم هركاري از دستم بر بياد براي شما دوستان انجام خواهم داد
پس با توكل به خدا و شجاعت خودتون پس از مدتي استارت درس خوندن رو بزنيد

آخرین ارسال های من :
2
RE: افسوس خوردن يا تلاش دوباره !!!
اقا عجب داستانی داشتی شما.
میگم میشه فیلم نامش کنی بفرستی واسه مجموعه شاید برای شما هم اتفاق بیفتد.3
تبریک میگم مهندس113
آخرین ارسال های من :

شهر من,من به تو می اندیشم نه به تنهایی خویش,و از پس شیشه تو را می بینم که گرفتی مرا در بر خویش
3
RE: افسوس خوردن يا تلاش دوباره !!!
درود برشما..
از اینکه تجربیات خودتون رو در اختیار دوستان گذاشتید از شما ممنون هستیم
اما دوستان بدونن ک کنکور قبول شدن یا نشدنش پایان راه نیست تلاش میکنید نشه مصلحت هست اینکه بخوایید افسرده بشیدو مثل تجربیاتی ک مهندس گفتن رو تجربه کنید در واقع نیروی جوانی خودتو صرف استرس کردین..والا باور کنین ارشد بگیرین دکترا بگیرین تو این مملکت فرقی نداره مهم کار شماست و تجربه ای ک کسب میکنید دوستانی ک شاغل هستن میدونن وضع بازار کاری به چه صورت هست دکترا و فوق لیسانس کار بلد نباشه هیچ ارزشی نداره این نمونه ها ک خدمت دوستان میگم دارم جلو چشم خودم میبینم کارشناس شهرساز دستمزد پروژَش از فوق لیسانس بیشتر هست اینم چون این رشته رو فهمیده و درک کرده اینم بخاطر وضع و اوضاعی ک حاکم بر بازار کاری هست اینجور شده ,رشته شهرسازی کسی برنده هست ک تجربه داشته باشه نه صرفا علمش در کتاب و جزوه باشه , بعدم اینکه ارشد مثله کارشناسی نیست ک بگید موندم دانشگاه نرفتم همیشه چند هدف رو در زندگی دنبال کنید ک اگه یکیش ج نداد بقیه رو در پیش بگیرید و افسردگی و ناراحتیو ب خودتون راه ندید ...
موفق و پیروز باشیدهمیشه ...

آخرین ارسال های من :
4
RE: افسوس خوردن يا تلاش دوباره !!!
(1391-6-13، 09:55 صبح)zolatan نوشته است:  اقا عجب داستانی داشتی شما.
میگم میشه فیلم نامش کنی بفرستی واسه مجموعه شاید برای شما هم اتفاق بیفتد.3
تبریک میگم مهندس113


مهندس چشم تو سنندج امكانات نيست فيلمش كنم اومدم تهران با هم فيلمش مي كنم :)

مهندس منم بهت تبريك ميگم ايشالا هميشه موفق باشيد

 سپاس شده توسط: zolatan ، FaTyJo0oN ، century21 ، CJ-07
5
RE: افسوس خوردن يا تلاش دوباره !!!
سلام بدرخواست اعضا در تابلو اعلانات قرار گرفت
آخرین ارسال های من :

 سپاس شده توسط: seywan_kurd ، FaTyJo0oN ، Mohsenurbanism ، century21 ، adibnia ، mina91
6
RE: افسوس خوردن يا تلاش دوباره !!!
از مهندس نوری تشکر میکنیم

و از اینکه این تاپیک مورد استقبال اعضا قرار گرفته خرسندیم.

 سپاس شده توسط: seywan_kurd ، saeed nasiri majd
7
Rainbow  RE: افسوس خوردن يا تلاش دوباره !!!
[quote='seywan_kurd' pid='33796' dateline='1346652238']
سلام و درود بر همه دوستان

شايد با گذاشتن اين پست براي بعضي از دوستان خيلي عجيب باشه كه تو اين حال و هواي قبولي و اينا چطور حوصله كرده اين پست رو بزاره اما اين خوشي و مسروري و ناراحتي و ... همشون موقت و زود گذرند پس بايد تلاش كرد همه جانبه به مسائل توجه داشته باشيد من ميخوام يه مسائلي كه سال گذشته برام پيش اومده بود رو براتون بازگو كنم :
يادش بخير ترم 7 دانشگام دوران خوبي برام بود من با 12 تا از ترم بالايي هامون كه دانشگاه تموم كرده بودن داشتيم براي ارشد رقابت ميكرديم ديگه اينقد تو درس خوندن و با هم بودن اينقد متچ شده بوديم كه نگو آزمون هاي بعضي از موسسات شركت ميكرديم هميشه با هم درس ميخونديم
بعد از اينكه نتايج مرحله اول اومد رتبه بعضي ها 27-35-36 و... و خودمم 169 شدم بعد اينكه مرحله 2 هم اولين دورش بود كه براي ما شروع شد ديگه همه فك ميكردند من حتما قبول ميشم و از اين جور حرفا و مخصوصا خونوادم براي مرحله 2 خيلي كار نكردم و بيشتر مقالات و تئوري ميخوندم رو عملي و اينا كار نمكيردم تا اينكه مرحله 2 تموم شدم و نتيجه نهايي مشخص شد تو اين همه دوستان تنها من قبول نشدم و دوستاني كه رتبه هاي 300 يا 280 آورده بودن قبول شدن وقتي ديدم تو اون رقابت و اون رفاقتي كه با دوستانم داشتم همه قبول شدن و ميرند خيلي خيلي خيلي برام سخت اومد بيشتر از اين ناراحت بودم كه خونوادم تو روز عيد فطر منتظر بودن چيكار كردم وقتي ديدن قبول نشدم ديگه روز عيد رو فراموش كرديم شايد بعضي وقتا مشكلاتي برام پيش ميومد اما اين يكي خدايش داغونم كرد خيلي افسرده تو فكر ناراحت احساس ميكردم آبروم تو اطرافيانم از بين رفته حني اينقد داغون بودم كه ميخواستم دست به كارهاي خطرناك بزنم اما همين دوستاي گلم كه گفتم خيلي خيلي پيشم ميومدن ميگفتند بابا تو سال اول بود ما سال دوممون بود خودتو با ما مقايسه نكن تو يه سال ديگه وقت داري مطمئنم اگه دوباره بخوني رتبت تك رقمي ميشه خلاصه از اين جور حرفا منم يه كم اوضاعم بهتر شد تا اينكه از اول آبان استارت درس خوندن رو زدم و مابقي ماجرا
به خدا وقتي كه ديم رتبم تك شده همه ناراحتي هايي كه داشتم رو فراموش كردم و اينكه احساس ميكردم آبروم جلو اطرافيانم از بين رفته كه اينجوري هم نبود دوباره برگشت مردم با نگاه سنگين بهم نگا مييكردن يه جوري كه احساس113کاک سیوان بژیت

آخرین ارسال های من :
     سپاس شده توسط: seywan_kurd ، arvik
    8
    RE: افسوس خوردن يا تلاش دوباره !!!
    دقیقن منم که پارسال مردود شدم خیلی اذیت شدم،رتبم 81 بود و واسه اسکیس خیلی زحمت کشیده بودم و طبیعتا توقع قبولی داشتم،ولی هیچ جا قبول نشدم
    ولی خوب یادمه همون شب تصمیم گرفتم بهتر از پارسالم بخونم و به بهترین برسم...همونجا قول رتبه زیر 30 و بهشتیو به خودم دادم
    تا توانمو بازیابی کنم یکم طول کشید ولی از اوایل آذر شروع کردم و هرروز محکمتر از دیروزم میخوندم چون میدیدم خیلی به منابع تسلط دارم
    بعد امتحان تا خود روز اعلام رتبه ها هروقت استرسی سراغم می اومد یه بخشی از مغزم با تحکم بهم میگفت تو همه ی توانتو گذاشتی و تو بدترین حالت رتبه ی پارسالتو میاری پس نگران نباش
    وقتی رتبمو دیدم درعین ناباوری همون بخش مغزم میگفت بعد اونهمه زحمت مگه توقع دیگه ای داشتی
    نمیتونم بگم چقدر لذت بخش بود...و چقدر لذت بخشتر بود روزی که دیدم انتخاب اولم همون که قولشو به خودم داده بودمو قبول شدم...اگه قبول نشدین یه امتیازی دارین اونم یه انگیزه انتقام جویانه مضاعفه
    من از شعار دادن بدم میاد ولی باید اعتراف کنم به این شعار "شکست اگه از پا نندازتت قویترت میکنه" ایمان آوردم

    آخرین ارسال های من :
    9
    RE: افسوس خوردن يا تلاش دوباره !!!
    من امسال سال اخر شهرسازی بودم.نمیگم نخوندم!!!!!!!! خوندم ولی انگاری کافی نبود2. رتبم شد 295
    برای مرحله دو هم کلاس رفتم ولی اونم نتیجه نداد.جایی قبول نشدم ولی ناامید نیستم5
    امیدوارم منم سال دیگه بیامو با خوشحالی تو این تایپیک بنویسمو بگم رتبم زیر 50 شده113

    آخرین ارسال های من :
    10
    RE: افسوس خوردن يا تلاش دوباره !!!
    فکر کنم خوبه دوباره یکم از دوستانمون یادبگیریم...تلاش کردن رو....خسته نشدن رو.......


    موفقیت در آرزوها، نسبت مستقیم با قدرت اراده ما دارد.
    دیل کارنگی

    آخرین ارسال های من :


    تو قلب ِ من یه امپراطوره .. تسلیم میشه چونکه مجبوره

    برو نباید مال ِ من باشی... خواهش نکردم ! این یه دستوره


    داغ داغ داغ : 6 دوره سوالات ارشد آزاد برنامه ریزی شهری با پاسخ تشریحی_(90-89-88-87-86-81)


    شهر من جایی ست... که آفتابش از پشت چشمان تو طلوع می کند!
     سپاس شده توسط: ایلیا ، rezvan87 ، Brightness
    کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
    [-]
    جستجو
    جستجوی گوگل